زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۳۱ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

آواچه - ۶۸ (برچسب‌زنی)

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۸ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

کنفوسیوس جمله‌ای دارد، دوهزار و نمی‌دانم خرده‌ای سال پیش می‌گوید که بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ... شروع شده است. فکر می‌کنید از کجا شروع شده است؟ ممکن است بگویید از جهل، از زیاده‌خواهی، از نادانی. این‌ها درست است. ایشان می‌گوید بزرگترین ظلم‌های تاریخ بشر از ظلم به واژه‌ها آغاز شده است. خیلی جالب است. ما واژه‌ها را تعریف می‌کنیم و بر اساسش کارهایی را ردیف می‌کنیم و نظامی می‌چینیم و پیش می‌رویم، ولی آخر سر از دلش می‌بینیم نابه‌سامانی درمی‌آید، برعکس آن درمی‌آید. واژه‌ها خیلی در دنیای ما مؤثرند. دارند خیلی کارها می‌کنند. شما تصور بکنید که محرم جزو ماه‌های حرام است. خب؟ همین الان اگر که خدای نکرده کسی با ماشین تصادف کند و کسی از دنیا برود، عمدی هم نباشد و تصادف باشد، بیمه باید دو برابر دیه بدهد. در ماه‌های حرام جنگ بر عرب حرام بوده است. کشتن حرام بوده اصلاً. شما حسابش را بکنید در اولین ماه حرام سال قمری در محرم نوۀ پیامبر، پسر امیرالمؤمنین را با آن وضع به شهادت می‌رسانند. می‌خواهم برگردم به آن جمله. چرا واقعاً این اتفاق می‌افتد؟ بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ظلم به واژه‌هاست. برچسب زده بودند و این برچسب در جامعۀ آن وقت مؤثر افتاد. به امام گفته بودند «خارجی». خارجی آن وقت واژۀ بسیار پرمعنایی بوده است. یعنی کسی که از دین خارج شده است. ببینید مقدمات را می‌چیدند: خلیفه یزید لعنت‌الله علیه است، هر کسی با او بیعت نکند، از دین خارج است. تمام شد. پسر پیامبری باش، نوۀ پیامبری باش، اصلاً مهم نیست. شخصی که از دین خارج می‌شود چه می‌شود؟ مهدورالدم. یعنی خونش پاک است؛ بریزید. بعد کسی که شخص مهدورالدم و خارجی را بکشد ثواب می‌برد. همین امروز بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز می‌بینیم این قصه زنده است؛ بین تکفیری‌ها، سلفی‌ها، داعش. یعنی افتخار می‌کنند شیعه بکشند. ما از گذشته چه داریم؟ ما از گذشته فیلم داریم؟ صوت داریم؟ چه داریم؟ یک سری آثار باستانی داریم که خب صامت‌اند. البته خیلی معانی دارند، خیلی بزرگ‌اند. ولی این را بگذارید در کنار واژه‌ها. ما نود درصد، نودوپنج درصد آنچه از گذشته داریم واژه‌هاست. هنوز که هنوز است این واژه‌ها زنده‌اند، کار می‌کنند، در زندگی ما دخیل‌اند. برچسب نزنیم. برچسب‌ها می‌ماند، برچسب‌ها مبنای قضاوت می‌شود و قضاوت پایه‌ای است برای رفتار با آدم‌ها. 

۸ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۵:۵۰

آواچه - ۶۷ (تنوع، بی‌شک)

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۹ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۷ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

وقتی می‌خواهید روی درون‌مایۀ جمله‌هایتان تأکید کنید، ابتدایشان بی‌شک می‌آورید. موافقید؟ سؤال دوم: در هر صفحه از متن یک ایرانی، چند بار نیاز است که به محتوایش تأکید کند؟ می‌شود گفت هر صفحۀ متن فارسی تقریباً یک بار مفهوم بی‌شک در آن می‌آید. حالا که آن‌قدر به این نیاز است، بیاییم یاد بگیریم متنوع بنویسیمش. همه‌اش را هم بلدیم. من فقط می‌خواهم یک بار همه را جمع‌بندی کنم. بی‌شک، بدون شک، بی‌گمان، یقیناً، شک نیست که، بی‌تردید، بدون تردید، قطعاً، بدیهی است که، به‌طبع (نه به‌تبع. این یعنی در پیِ...)، نیازی به گفتن نیست که، چنانکه می‌دانید (نه چنانچه می‌دانید)، آشکارا، حتماً، این است و جز این نیست که، جای تردید نیست که، واضح و مبرهن است، به‌طور حتم، به‌حتم، مشهود است، روشن است، می‌دانید که، مستحضرید که (مثل نامه‌های اداری)، بیندازید در دهان بزرگان: دانشمندان می‌گویند، بزرگان می‌گویند، متخصصان می‌گویند، فعالان این وادی می‌گویند. این را این‌همه می‌شود متنوع نوشت. یاد بگیرید، تمرین کنید. اگر در هر صفحه خواستید یک بار به مفهوم بی‌شک برسید و بیاورید، از تأکیدکن‌های متنوع استفاده کنید.

۴ نظر ۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۹

آواچه - ۶۶ (پذیرش نوواژه)

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۶ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

جامعۀ انگلیسی‌زبان در برابر واژه‌سازی تواضع زیادی دارد. یعنی مردمش می‌پذیرند واژه‌هایی را که پیش‌تازان دنیای حتی فناوری که قرار است خیلی باکلاس و خیلی روزآمد و نو باشد، تصویب می‌کنند و تعیین می‌کنند برای محصولات، مردم استفاده می‌کنند. مثلاً لپ‌تاپ باورتان می‌شود معنی‌اش یعنی چه؟ لپ‌تاپ یعنی وسیله‌ای که می‌گذارند روی ران پا. lap یعنی ران پا و top یعنی رویش. همین. ببینید برای چنین وسیلۀ پیشرفته‌ای که آن وقت که آمد خیلی سروصدا کرد و جزو اختراعات خیلی مهم قرن شاید بیستم است، به‌راحتی گذاشتند لپ‌تاپ. حالا اگر در فارسی به‌جای این، «رورونی» بگذارند چه حسی به ما دست می‌دهد؟ می‌گوییم آقا سلیقه داشته باش. برو یک چیزی پیدا کن کمی تکنولوژیک باشد، فناورانه باشد، پیشرفته باشد. لذا ما همان لپ‌تاپ را می‌گوییم. کاری هم با آن نداریم. مثلاً هندزفری. احساس و بار معنایی که از هندزفری به ذهنتان می‌آید چیست؟ یک چیز خیلی پیشرفته، ریز، که خیلی رویش کار کرده‌اند. آن‌ها به‌راحتی به این گفته‌اند دست‌آزاد. hands (دست‌ها)، free (آزاد) است. به همین راحتی واژه ساخته‌اند. ما این کار را نمی‌کنیم. یعنی اگر نهادی بیاید واژه بسازد و این‌جوری به همین راحتی و با همین درجۀ ملموس بودن و عینی بودن و دم دست بودن واژه بسازد، باز هم ما استفاده نمی‌کنیم. چون ما احساس می‌کنیم که باید خیلی معنادار باشد. دسکتاپ یعنی روی میز است. ولی ما نمی‌‎توانیم برای این معادل فارسی بگذاریم. چون ما روی میزهای چیزهای دیگر می‌گذاریم و آن‌ها برای ما بی‌ارزش است و رایانه خیلی باارزش است.

۵ نظر ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷

آواچه - ۶۵ (زبان باکلاس، بیگانه‌دوستی)

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

یکی برای من تعریف می‌کرد؛ می‌گفت با یک نفر هم‌اتاق بودم توی خوابگاهِ دانشگاه. بعد این‌ها دانش‌آموخته که شدند، چند سال بعد این رفت سراغ کار و درآمدش خوب شد و یک خانه توانست شمال شهر بگیرد و من رفتم بهش سربزنم. همین جور که نشسته بودم احساس کردم یک ذره واژه‌های این آدم عوض شده است. خودش را کمی تغییر داده که بخورد به فضایی که در آن دارد زندگی می‌کند. مثلاً به من گفت که «حالا بیا بریم توی تراس. می‌خوام توی باربکیو برات چیکن گریل کنم.» همین آدمی که در خوابگاه برای من سیب‌زمینی هم نمی‌توانست سرخ کند. بله، این یک واقعیت است. تلخ هم هست. ما برای اینکه نشان دهیم ارتقاء پیدا کرده‌ایم در سطح زندگی‌مان، در لایۀ دانشمان، در موفقیتمان در بازار و در امروزی بودنمان از زبان فارسی مایه می‌گذاریم، مایۀ منفی، و به زبان انگلیسی ارزش می‌دهیم. یعنی این‌جوری بگویم که ما زبان فارسی را می‌فروشیم برای اینکه نشان دهیم امروزی‌تر و باکلاس‌تر و موجه‌تریم. این کار ارزشمندی نیست. به نتایج بلندمدت این اگر بیندیشید متوجه می‌شوید.

۳ نظر ۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۵

آواچه - ۶۴ (چیز)

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۴ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

در گفتارمان هر جایی کم می‌آوریم، «چیز» به‌کار می‌بریم. خوب است یا بد است؟ خوب است. کار ما را راه می‌اندازد؛ و خلأ تفکر ما را پر می‌کند. مثل اینکه «دکتر چیز هست، رفتم پیشش یک چیزی داد برای این کمردرد من. گفت این را بمال. اگر بعد از چند وقت دیدی که چیز شد کمرت، بدان که خلاصه یک بیماری بود، این چه بود؟ خاله گرفته بود؟» می‌فهمیم چه می‌گوید. چون بافتش برایمان آشناست. ولی این ذهن دارد تنبل می‌شود و خودش را دارد به سمتی می‌برد که با «چیز» کارش راه می‌افتد. و بهتر است که کارش راه نیفتد و فکر کند. شاید عجیب باشد؛ من و خانومم باهم قرار گذاشته‌ایم هر کداممان اگر در گفتارمان «چیز» به‌کار بردیم، آن یکی یک تذکر خیلی نرم و مهربان بدهد. مثلاً من می‌گویم آن همسایه بود، آقای چیز... می‌گوید نه. فامیلی‌اش را بگو. فکر کنیم جای چیزهایی که در کلام می‌گوییم معادل بگوییم. ببینید «چیز» در زبان غلط نیست. اشتباه نکنید. ما حوزۀ دیگری را داریم بررسی می‌کنیم. حوزۀ غلط و درست نیست. حوزۀ تنوع گفتاری و نوشتاری است. از امروز بشمارید ببینید چقدر «چیز» در گفتارتان هست و سعی کنید به جای آن برابری بگذارید که به هدف می‌خورد و ملموس است و مال همین یک تکۀ کلام شماست.

+ ویراستاران

۵ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷