زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۳۱ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

آواچه - ۶۸ (برچسب‌زنی)

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۸ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

کنفوسیوس جمله‌ای دارد، دوهزار و نمی‌دانم خرده‌ای سال پیش می‌گوید که بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ... شروع شده است. فکر می‌کنید از کجا شروع شده است؟ ممکن است بگویید از جهل، از زیاده‌خواهی، از نادانی. این‌ها درست است. ایشان می‌گوید بزرگترین ظلم‌های تاریخ بشر از ظلم به واژه‌ها آغاز شده است. خیلی جالب است. ما واژه‌ها را تعریف می‌کنیم و بر اساسش کارهایی را ردیف می‌کنیم و نظامی می‌چینیم و پیش می‌رویم، ولی آخر سر از دلش می‌بینیم نابه‌سامانی درمی‌آید، برعکس آن درمی‌آید. واژه‌ها خیلی در دنیای ما مؤثرند. دارند خیلی کارها می‌کنند. شما تصور بکنید که محرم جزو ماه‌های حرام است. خب؟ همین الان اگر که خدای نکرده کسی با ماشین تصادف کند و کسی از دنیا برود، عمدی هم نباشد و تصادف باشد، بیمه باید دو برابر دیه بدهد. در ماه‌های حرام جنگ بر عرب حرام بوده است. کشتن حرام بوده اصلاً. شما حسابش را بکنید در اولین ماه حرام سال قمری در محرم نوۀ پیامبر، پسر امیرالمؤمنین را با آن وضع به شهادت می‌رسانند. می‌خواهم برگردم به آن جمله. چرا واقعاً این اتفاق می‌افتد؟ بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ظلم به واژه‌هاست. برچسب زده بودند و این برچسب در جامعۀ آن وقت مؤثر افتاد. به امام گفته بودند «خارجی». خارجی آن وقت واژۀ بسیار پرمعنایی بوده است. یعنی کسی که از دین خارج شده است. ببینید مقدمات را می‌چیدند: خلیفه یزید لعنت‌الله علیه است، هر کسی با او بیعت نکند، از دین خارج است. تمام شد. پسر پیامبری باش، نوۀ پیامبری باش، اصلاً مهم نیست. شخصی که از دین خارج می‌شود چه می‌شود؟ مهدورالدم. یعنی خونش پاک است؛ بریزید. بعد کسی که شخص مهدورالدم و خارجی را بکشد ثواب می‌برد. همین امروز بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز می‌بینیم این قصه زنده است؛ بین تکفیری‌ها، سلفی‌ها، داعش. یعنی افتخار می‌کنند شیعه بکشند. ما از گذشته چه داریم؟ ما از گذشته فیلم داریم؟ صوت داریم؟ چه داریم؟ یک سری آثار باستانی داریم که خب صامت‌اند. البته خیلی معانی دارند، خیلی بزرگ‌اند. ولی این را بگذارید در کنار واژه‌ها. ما نود درصد، نودوپنج درصد آنچه از گذشته داریم واژه‌هاست. هنوز که هنوز است این واژه‌ها زنده‌اند، کار می‌کنند، در زندگی ما دخیل‌اند. برچسب نزنیم. برچسب‌ها می‌ماند، برچسب‌ها مبنای قضاوت می‌شود و قضاوت پایه‌ای است برای رفتار با آدم‌ها. 

۸ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۵:۵۰

آواچه - ۶۷ (تنوع، بی‌شک)

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۹ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۷ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

وقتی می‌خواهید روی درون‌مایۀ جمله‌هایتان تأکید کنید، ابتدایشان بی‌شک می‌آورید. موافقید؟ سؤال دوم: در هر صفحه از متن یک ایرانی، چند بار نیاز است که به محتوایش تأکید کند؟ می‌شود گفت هر صفحۀ متن فارسی تقریباً یک بار مفهوم بی‌شک در آن می‌آید. حالا که آن‌قدر به این نیاز است، بیاییم یاد بگیریم متنوع بنویسیمش. همه‌اش را هم بلدیم. من فقط می‌خواهم یک بار همه را جمع‌بندی کنم. بی‌شک، بدون شک، بی‌گمان، یقیناً، شک نیست که، بی‌تردید، بدون تردید، قطعاً، بدیهی است که، به‌طبع (نه به‌تبع. این یعنی در پیِ...)، نیازی به گفتن نیست که، چنانکه می‌دانید (نه چنانچه می‌دانید)، آشکارا، حتماً، این است و جز این نیست که، جای تردید نیست که، واضح و مبرهن است، به‌طور حتم، به‌حتم، مشهود است، روشن است، می‌دانید که، مستحضرید که (مثل نامه‌های اداری)، بیندازید در دهان بزرگان: دانشمندان می‌گویند، بزرگان می‌گویند، متخصصان می‌گویند، فعالان این وادی می‌گویند. این را این‌همه می‌شود متنوع نوشت. یاد بگیرید، تمرین کنید. اگر در هر صفحه خواستید یک بار به مفهوم بی‌شک برسید و بیاورید، از تأکیدکن‌های متنوع استفاده کنید.

۴ نظر ۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۹

آواچه - ۶۶ (پذیرش نوواژه)

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۶ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

جامعۀ انگلیسی‌زبان در برابر واژه‌سازی تواضع زیادی دارد. یعنی مردمش می‌پذیرند واژه‌هایی را که پیش‌تازان دنیای حتی فناوری که قرار است خیلی باکلاس و خیلی روزآمد و نو باشد، تصویب می‌کنند و تعیین می‌کنند برای محصولات، مردم استفاده می‌کنند. مثلاً لپ‌تاپ باورتان می‌شود معنی‌اش یعنی چه؟ لپ‌تاپ یعنی وسیله‌ای که می‌گذارند روی ران پا. lap یعنی ران پا و top یعنی رویش. همین. ببینید برای چنین وسیلۀ پیشرفته‌ای که آن وقت که آمد خیلی سروصدا کرد و جزو اختراعات خیلی مهم قرن شاید بیستم است، به‌راحتی گذاشتند لپ‌تاپ. حالا اگر در فارسی به‌جای این، «رورونی» بگذارند چه حسی به ما دست می‌دهد؟ می‌گوییم آقا سلیقه داشته باش. برو یک چیزی پیدا کن کمی تکنولوژیک باشد، فناورانه باشد، پیشرفته باشد. لذا ما همان لپ‌تاپ را می‌گوییم. کاری هم با آن نداریم. مثلاً هندزفری. احساس و بار معنایی که از هندزفری به ذهنتان می‌آید چیست؟ یک چیز خیلی پیشرفته، ریز، که خیلی رویش کار کرده‌اند. آن‌ها به‌راحتی به این گفته‌اند دست‌آزاد. hands (دست‌ها)، free (آزاد) است. به همین راحتی واژه ساخته‌اند. ما این کار را نمی‌کنیم. یعنی اگر نهادی بیاید واژه بسازد و این‌جوری به همین راحتی و با همین درجۀ ملموس بودن و عینی بودن و دم دست بودن واژه بسازد، باز هم ما استفاده نمی‌کنیم. چون ما احساس می‌کنیم که باید خیلی معنادار باشد. دسکتاپ یعنی روی میز است. ولی ما نمی‌‎توانیم برای این معادل فارسی بگذاریم. چون ما روی میزهای چیزهای دیگر می‌گذاریم و آن‌ها برای ما بی‌ارزش است و رایانه خیلی باارزش است.

۵ نظر ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷

آواچه - ۶۵ (زبان باکلاس، بیگانه‌دوستی)

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

یکی برای من تعریف می‌کرد؛ می‌گفت با یک نفر هم‌اتاق بودم توی خوابگاهِ دانشگاه. بعد این‌ها دانش‌آموخته که شدند، چند سال بعد این رفت سراغ کار و درآمدش خوب شد و یک خانه توانست شمال شهر بگیرد و من رفتم بهش سربزنم. همین جور که نشسته بودم احساس کردم یک ذره واژه‌های این آدم عوض شده است. خودش را کمی تغییر داده که بخورد به فضایی که در آن دارد زندگی می‌کند. مثلاً به من گفت که «حالا بیا بریم توی تراس. می‌خوام توی باربکیو برات چیکن گریل کنم.» همین آدمی که در خوابگاه برای من سیب‌زمینی هم نمی‌توانست سرخ کند. بله، این یک واقعیت است. تلخ هم هست. ما برای اینکه نشان دهیم ارتقاء پیدا کرده‌ایم در سطح زندگی‌مان، در لایۀ دانشمان، در موفقیتمان در بازار و در امروزی بودنمان از زبان فارسی مایه می‌گذاریم، مایۀ منفی، و به زبان انگلیسی ارزش می‌دهیم. یعنی این‌جوری بگویم که ما زبان فارسی را می‌فروشیم برای اینکه نشان دهیم امروزی‌تر و باکلاس‌تر و موجه‌تریم. این کار ارزشمندی نیست. به نتایج بلندمدت این اگر بیندیشید متوجه می‌شوید.

۳ نظر ۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۵

آواچه - ۶۴ (چیز)

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۴ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

در گفتارمان هر جایی کم می‌آوریم، «چیز» به‌کار می‌بریم. خوب است یا بد است؟ خوب است. کار ما را راه می‌اندازد؛ و خلأ تفکر ما را پر می‌کند. مثل اینکه «دکتر چیز هست، رفتم پیشش یک چیزی داد برای این کمردرد من. گفت این را بمال. اگر بعد از چند وقت دیدی که چیز شد کمرت، بدان که خلاصه یک بیماری بود، این چه بود؟ خاله گرفته بود؟» می‌فهمیم چه می‌گوید. چون بافتش برایمان آشناست. ولی این ذهن دارد تنبل می‌شود و خودش را دارد به سمتی می‌برد که با «چیز» کارش راه می‌افتد. و بهتر است که کارش راه نیفتد و فکر کند. شاید عجیب باشد؛ من و خانومم باهم قرار گذاشته‌ایم هر کداممان اگر در گفتارمان «چیز» به‌کار بردیم، آن یکی یک تذکر خیلی نرم و مهربان بدهد. مثلاً من می‌گویم آن همسایه بود، آقای چیز... می‌گوید نه. فامیلی‌اش را بگو. فکر کنیم جای چیزهایی که در کلام می‌گوییم معادل بگوییم. ببینید «چیز» در زبان غلط نیست. اشتباه نکنید. ما حوزۀ دیگری را داریم بررسی می‌کنیم. حوزۀ غلط و درست نیست. حوزۀ تنوع گفتاری و نوشتاری است. از امروز بشمارید ببینید چقدر «چیز» در گفتارتان هست و سعی کنید به جای آن برابری بگذارید که به هدف می‌خورد و ملموس است و مال همین یک تکۀ کلام شماست.

+ ویراستاران

۵ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷

آواچه - ۶۳ (خواندن، پراکنده‌خوانی)

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۳ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

برشی از کتاب «بهتر بنویسیم»، رضا بابایی، نشر ادیان، چاپ سوم، صفحۀ ۲۸

نویسندگی بر پنج پایه استوار است:

۱. ذوق؛

۲. تجربه؛

۳. اطلاعات و مطالعات متنوع؛

۴. تخصص علمی؛

۵. مخاطب‌شناسی.

رکن سوم نویسندگی مطالعات روزآمد و پراکنده است. کسی که نمی‌خواهد به مؤلف‌بودن بسنده کند و خواهان آن است که علاوه بر عنوان مؤلف شایستگی‌های یک نویسنده را نیز داشته باشد، باید افزون بر مطالعات تخصصی در موضوع اثر در حوزه‌ها و قلمروهای دیگر نیز مطالعه یا حتی دست داشته باشد. آگاهی‌های ویژه در موضوع مربوط، برای مؤلف‌بودن کافی است؛ اما بسندگی به مطالعات تخصصی قلم را در پرورش مطالب ناتوان و ذهن را در افق‌گشایی ناکام می‌کند. نوشتن می‌تواند و بلکه باید تخصصی باشد؛ اما خواندن چنین بایدی ندارد. 

گمان نکنید مطالعات پراکنده وقت‌گیر است و کم‌فایده. نگاه به مقاله‌ای که در نقد یکی از فیلم‌های کلاسیک نوشته شده است اگر در محتوای کتاب فقهی یا کلامی به‌کار نیاید بی‌گمان در واژگان و هندسۀ اثر و حتی زاویۀ دید نویسنده مؤثر است. سرمقاله‌های هر روزنامه‌ای که استانداردهای حرفه‌ای را رعایت می‌کند به مؤلف فلسفی یا عرفانی می‌آموزد که چگونه موضوع بومی و ساده‌ای را برجسته و حتی جهانی کند. همچنین می‌توان از ورزشی‌نویسان آموخت که چگونه می‌توان بر هیجان و شادابی نوشته افزود. در میان همۀ گرایش‌های مطالعاتی که نویسنده را برای پرورش مطالب علمی توانمند می‌کند جامعه‌گرایی و باخبری از اوضاع و احوال فرهنگی کشور و حتی جهان و تاریخ معاصر اهمیت بیشتری دارد.

+ ویراستاران

۱ نظر ۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۰

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۲ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

با «ویرایش صوریِ» درست‌وحسابی بچه‌ها سریع‌تر و راحت‌تر می‌خوانند.

یکی از انواع ویرایش، ویرایش صوری یا formal editing است که در فارسی گاهی به آن ویرایش فنی هم می‌گویند. البته دکتر آذرنگ تأکید دارد این اشتباه است و ویرایش فنی اصلاً یک چیز دیگری است. به هر حال ویرایش صوری شاید راحت‌ترین نوع ویرایش هم باشد. البته در مقایسه با انواع دیگر ویرایش، آن هم در کتاب بزرگسال. چون حداقلش این است که یک دستورالعملی جلوی ویراستار است. می‌نشیند و براساس آن ظاهر متن را ویرایش می‌کند و خیلی لازم نیست چیزی را استنباط کند. اما در کتاب کودک ویرایش صوری کمی گسترده‌تر و مهم‌تر است. و در واقع آن استنباط لازم است. که حالا بعداً به‌طور مفصل در این باره صحبت خواهیم کرد. فقط این را گفتم که در مورد اهمیت ویرایش صوری در کتاب‌های کودک یک نکته‌ای بگویم. 

یک عده‌ای مثل دکتر باطنی معتقدند که خط فارسی یک سری مشکلاتی دارد که باعث می‌شود فارسی‌زبان‌ها در هنگام خواندن رگریشن داشته باشند. رگریشن یعنی عقب‌گرد؛ یعنی ما جمله‌ای را تا آخر می‌خوانیم، می‌بینیم معنی نمی‌دهد، دوباره برمی‌گردیم از اول می‌خوانیم. این کار خواننده را خیلی خسته می‌کند؛ مخصوصاً بچه‌هایی که سال اول، دوم هستند و تازه خواندن و نوشتن یاد گرفته‌اند. درحالی‌که خیلی راحت می‌شود یک بخش زیادی از این مشکلات را با ویرایش صوری درست و حرفه‌ای برطرف کرد. پس می‌شود این‌طور هم گفت که یکی از کارکردهای ویرایش صوری در کتاب کودک ایجاد جذابیت و تسهیل در خواندن است. و مسلم است کتابی که حرفه‌ای ویرایش صوری شده باشد و چشم و ذهن کودک را خیلی خسته نکند، چه‌قدر در علاقه‌مندکردن کودک به خواندن می‌تواند مؤثر باشد. برعکس آن هم می‌شود تصور کرد که چه‌قدر کتاب‌هایی که ویرایش صوری خوبی نشده باشند بچه‌ها را از کتاب خواندن گریزان می‌کنند.

+ ویراستاران

۳ نظر ۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۴

آواچه - ۶۱ (پنج پایۀ نویسندگی و اثر شعرخوانی)

يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۳ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۱ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

رضا بابایی، بهتر بنویسیم، چ۳، قم: ادیان، ۱۳۹۵.

برشی از کتاب «بهتر بنویسیم»، رضا بابایی، نشر ادیان، چاپ سوم، صفحۀ ۲۲

نویسندگی بر پنج پایه استوار است:

۱. ذوق؛

۲. تجربه؛

۳. اطلاعات و مطالعات متنوع؛

۴. تخصص علمی؛

۵. مخاطب‌شناسی.

نگارنده برای پرورش و افزایش ذوق نویسندگی مطالعۀ پیوسته و لذت‌جویانۀ شعر را بسیاربسیار توصیه می‌کند. هرگونه شعری و از هر شاعری و به هر انگیزه‌ای. بی‌گمان برای نوقلمان و حتی برای آنان که عمریست قلم و نوشتن مونس شب و روزشان است کیمیایی اثربخش‌تر از شعرخوانی و ختم دیوان‌های ممتاز شعر فارسی نیست. گاهی تأمل در بوطیقا و زبان یک شاعر در یک قطعۀ شعری به‌اندازۀ شرکت در یک دوره کلاس نویسندگی نکته‌آموز است. کمترین ارمغان شعر برای قلم نویسندگان واژه است. بیافزایید بر آن ساختارهای نو و متفاوت برای جمله‌سازی و تزریق ذوق و قریحه به خواننده. 

بارانداز همۀ این مواهب و امدادها ناخودآگاه است. هنگام شعرخوانی انبوهی از فعل و انفعالات روحی و زبانی در ضمیر ما رخ می‌دهد که خود از آن بی‌خبریم. اما به هنگام نوشتن نامه‌ای برای دوست خود یا تحریر مقاله‌ای برای انتشار مجله‌ای، همۀ آنچه ناآگاهانه از شهد شعر در جان خود کشیده‌ایم ناگاه سربرمی‌آورد و روی کاغذ می‌نشیند.

+ ویراستاران

۲ نظر ۲۴ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۳

آواچه - ۶۰ (واژۀ ناآشنا، ادبیات کودک)

شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۰ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

در متن‌های نگارش‌یافته برای کودکان، چگونه واژه‌های جدید و ناآشنا بگنجانیم؟

ویراستار کتاب کودک باید روی تک‌تک واژه‌ها خیلی حساس باشد. چند برابر بیشتر از حساسیتی که ممکن است یک ویراستار کتاب بزرگسال روی واژه‌های یک کتاب داشته باشد. هرچه‌قدر این حساسیت  برای گروه سنی پایین‌تر باشد مسلماً بیشتر است. 

ویراستار باید خیلی دقت کند واژه‌ها در دایرۀ واژگانی آن گروه سنی که کتاب برایش نوشته شده باشد. شاید بپرسید مگر کتاب کودک نباید خزانۀ لغات کودک را افزایش دهد؟ خب آن‌وقت هر واژۀ جدیدی ممکن است برای بچه‌ها یک نوع واژۀ ناآشنا و دشوار حساب بشود. چه‌طور می‌گویید هم واژه‌های تازه باید در یک متن باشد هم واژه‌های ناآشنا در آن متن نباشد؟ این کمی متناقض است که. 

ببینید یک سری واژه‌ها هستند که اصطلاحاً به آنها می‌گویند واژه‌های پایه؛ که اینها در واقع بسامد بالاتری در زبان یک گروه سنی دارند. وقتی کتاب‌های درسی و آموزشی و علمی تألیف می‌شوند باید باتوجه‌به واژگان پایۀ آن گروه سنی تألیف بشوند. و در این‌جور متن‌ها ویراستار کتاب کودک باید دقت کند که کودک دیگر درگیر رمزگشایی از خود زبان نشود که در انتقال مفاهیم اصطلاحاً مشکل ایجاد بشود. اما در متن‌های خلاق، در شعر، در داستان، در متن‌های ادبی مؤلف اجازه دارد واژه‌های جدیدی وارد کند. به‌شرط آنکه بافت طبیعی متن، معنا و کارکرد و کاربرد آن واژه را برای کودک روشن کرده باشد. و تشخیص اینکه آیا چنین اتفاقی در این متن افتاده یا نه به عهدۀ ویراستار کتاب کودک است.

+ ویراستاران

۱ نظر ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۲

آواچه - ۵۹ (کلیشه، نقل‌قول)

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۱ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۹ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

«گفت» و «فرمود» درست‌اند؛ اما تکرار مکرّرشان رَماننده است! 

▪ سه راه‌حل بشنوید برای کلیشه‌زُدایی از این دو فعل.

در متن‌های دینی، تاریخی، روایی، انتقادی، نوشته‌هایی که نقل‌قول به‌وفور در آن پیدا می‌شود، دو تا فعل هست که اینها کلیشه شده‌اند. یکی «می‌گوید» و یکی «می‌فرماید» برای احترام. «می‌فرمایند» دیگر برای احترام خیلی جایی ندارد. همان «می‌فرماید» کافی است.

خب صد صفحه کتاب است، سیصد بار را گفته «می‌گوید»، «می‌گوید»، «می‌گوید»، «می‌گوید»، «می‌فرماید»، «می‌فرماید»، «می‌فرماید»، «می‌فرماید». اوج تنوعش هم اینجاست: «گفت»، «گفته است»، «فرموده است». با زمان بازی می‌کند. «پیامبر اکرم می‌فرماید»، «قرآن می‌گوید»، «امام صادق علیه‌السلام فرموده است».

خب خوانندۀ تو بدون اینکه خودش بفهمد از کجا خسته شده، خسته می‌شود. همۀ نقل‌قول‌ها با یک آغازه دارند شروع می‌شوند. امکانات زبان فارسی، اصلاً امکانات هر زبانی برای این یک مورد خیلی زیاد است. از اینها استفاده بکنید.

راه‌حل:

۱. فعل‌های بیانی متعدد و متنوع بیاوریم. یک بار بگوییم «می‌گوید»، یک بار بگوییم «می‌فرماید»، دفعۀ بعد بگوییم «بیان می‌کند»، «خاطرنشان می‌سازد»، «مطرح می‌کند»، «مطرح می‌سازد»، «اعلام می‌کند»، «اعلام می‌دارد». البته بهتر است فعل «داشتن» را همین‌طور همه جا هرزه استفاده نکنیم.

۲. عبارت قیدی بیاورید و بعدش دونقطه بگذارید. «به فرمودۀ موسی علیه‌السلام:»، «به فرمودۀ امام باقر علیه‌السلام:»، «به گفتۀ حافظ:»، «به گفتۀ سعدی:»، «به بیان تقی پورنامداریان:».

این نکته را هم بگویم. در کارگاه نگارشی یکی پرسید می‌شود بگوییم «پیامبر صلی الله وعلیه وسلم:»؟ نه. جمله‌ات ناقص است. آن یکی که من دارم می‌گویم انگار یک عبارت قیدی آمده اول نقل‌قول، ولی این سکته دارد. این به درد سطرهایی می‌خورد که در آن متن نیست. مثلاً آغاز هر فصل است که جمله‌ای می‌آورند، بعد زیرش مثلاً می‌نویسند نیچه. یا بالایش می‌نویسند به گفتۀ «نیچه:» و بعد زیرش نقل‌قول نیچه را می‌آورند.

۳. راه‌حل سوم خیلی قشنگ است. درون‌مایه یا محتوای نقل‌قول را نگاه کنید، آن رکنش را بکشید بیرون و فعلش کنید. مثلاً جمله پر از تذکر و هشدار است. بگویید «قرآن کریم در این باره تذکر می‌دهد:». می‌بینید چه‌قدر قشنگ است؟ «امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بشارت می‌دهد:»، «این منتقد بزرگ ما را این‌گونه روشن می‌کند:». ببینید اینجا محتوا روشنگری است و بعد این روشنگری را ما می‌آوریم فعلش می‌کنیم. خیلی خوب است. شخص را آماده می‌کند برای خواندن جمله‌ای که در آن هشدار هست، تذکر هست، بشارت هست، نکته‌گشایی هست.

«سیمین دانشور این‌طور نکته‌گشایی می‌کند:»، بعد هم دیگر بعدش دونقطه و نقل‌قول است؛ خرابش نکنید. 

آن‌قدر حرص می‌خورم وقتی می‌نویسند «پیامبر اکرم تذکر می‌دهد و می‌فرماید:»، «قرآن بشارت می‌دهد و می‌گوید:». هم لازم نیست این دو تا را بیاوری، هم بعضی وقت‌ها اگر محتوای متن حساس باشد کژتابی دارد. یعنی یک بار قرآن گفته و الان این بعد از آن است. یعنی یک بار قرآن بشارت را داده و این بعد از آن است. قرآن بشارت می‌دهد و می‌گوید. دیگر «می‌گوید» نمی‌خواهد. دونقطه را بگذارید و سریع شروع کنید. این خیلی قشنگ است.

راه‌حل چهارم و پنجم و ششمی هم دارد که طلبتان باشد در آواچه‌های بعد.

+ ویراستاران

۳ نظر ۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۱

آواچه - ۵۸ (ویرایش، ادبیات کودک)

پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۴ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۸ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

کاری است بین‌رشته‌ای و حتی دشوارتر از ویرایش ادبیات بزرگ‌سال!

یکی از سؤالاتی که خیلی پرسیده می‌شود و شاید برای خیلی از دوستان دیگر هم سؤال باشد این است که آیا ویراستار کتاب بزرگسال می‌تواند کتاب کودک هم ویرایش کند یا نه. بله می‌تواند، ولی به‌شرط اینکه آن ویراستار با ادبیات کودک کاملاً آشنا باشد. ادبیات کودک به‌عنوان یک رشتۀ آکادمیک یک دانش بین‌رشته‌ای است. رشته‌هایی مثل زبان‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه، به‌خصوص فلسفه، جامعه‌شناسی، ادبیات، هنر و چند تا رشتۀ دیگر. و طوری است که وارد حوزه‌های خیلی از رشته‌ها می‌شود و از یافته‌هایشان و حتی مبانی‌شان استفاده می‌کند. پس یک ویراستار کتاب کودک باید این توانایی را داشته باشد که از یافته‌ها و مبانی این رشته‌ها در ویرایش متنی که برای کودک نوشته شده است استفاده کند. 

مثلاً در ویرایش زبانی کتاب کودک خیلی اصول زبان‌شناسی کاربرد دارد. ویراستاری که می‌خواهد کتاب کودک را ویرایش کند باید بداند زبان‌آموزی کودک چه‌طور اتفاق می‌افتد. یعنی باید بداند اصولاً کودک چه‌طور زبان مادری‌اش را یاد می‌گیرد و بعد این زبان چه‌طور توسعه پیدا می‌کند و چه‌طور تثبیت می‌شود. ویراستار کتاب کودک باید بداند که کودک پیش‌دبستانی دارد قواعد و ساخت زبانی را بیشتر یاد می‌گیرد. پس جمله‌ها و واژه‌ها باید به این کار کمک کنند. یعنی باید کوتاه باشند. خیلی قرص و محکم باشند. ابهام نداشته باشند. ویراستار کتاب کودک باید بداند که کودک دورۀ دبستان علاوه بر قواعد و ساخت زبانی که دارد یاد می‌گیرد با اصول کاربردشناختی زبان هم دارد آشنا می‌شود. و آن‌وقت ویراستار باید بلد باشد که باتوجه‌به همۀ اینها جمله‌ها وکلمه‌های یک متن را ارزیابی کند و نهایتاً ویرایش کند. 

با این مقدمه‌ای که عرض کردم می‌شود یک نتیجه گرفت. و آن اینکه ویراستار کتاب کودک، البته ویراستاری که همۀ انواع ویرایش را بلد باشد و به آنها مسلط باشد یک سر و گردن از ویراستار کتاب بزرگسال بالاتر است. و ویراستاری کتاب کودک هم علی‌رغم اینکه نشان نمی‌دهد و خیلی به‌نظر نمی‌رسد کمی دشوارتر از ویرایش کتاب بزرگسال است.

۱ نظر ۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۴

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۷ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

اگر اصرار باشد که واژۀ ناآشنا در متن بماند، باید با یکی از این چهار راه...

قبلا گفتم و شنیدید، یا شاید خودتان می‌دانید که واژۀ ناآشنا برای مخاطبِ نوعی متن تو نباید در متنت وجود داشته باشد. 

حالا یک سؤال: من می‌خواهم واژۀ ناآشنایی را به مخاطبم یاد بدهم. من می‌خواهم به مخاطبم این کلمۀ عجیب و غریب را بگویم. اگر بخواهم این را معادل برایش بگذارم، اگر بخواهم این را نیاورم دانش او افزایش پیدا نخواهد کرد. پس اینجا دیگر لازم نیست من به دانش قبلی مخاطب احترام بگذارم؟ نه. باید احترام بگذاری. باید کار خودت را هم انجام بدهی. یعنی هم کاری بکنی او بفهمد، هم کاری بکنی واژۀ جدید به او یاد بدهی. کلیدش چیست؟ 

وقتی واژۀ ناآشنا را در متنت آوردی در نخستین برخورد با آن واژه حتماً آن واژه را آشنا کن. از آن واژه نگذر. 

راه‌های آشناسازی واژه اینهاست: 

در پرانتز معادلش را بیاور. 

در پانوشت درباره‌اش توضیح بده. 

درگیر با متن توضیحش بده. یعنی واژه را که آوردی جمله‌ات که تمام شد، بنویس منظور من از این واژه این است که...

و راه آخر این است که در واژه‌نامۀ انتهایی کتاب بیاوری.

ببینید اصل این است که مخاطب تمام متن تو را بفهمد. اگر واژۀ جدید قرار است در متنت بیاید و آن واژه تخصصی است و تو توضیحی برایش ندادی و همین مخاطب نوعی تو هم دارد می‌خواند، اشکال از تو است. باید در نخستین برخورد وقتی به آن واژه رسیدی آن را حتماً آشنا کنی، بعد با خیال راحت آن واژۀ ناآشنای آشنا شده را به‌کار ببری و مخاطب خیالش راحت باشد که تا آخر متن تو به ذهنش احترام گذاشتی و واژه‌ها را برایش آشنا آوردی یا آشنا کردی.

۴ نظر ۲۰ تیر ۹۷ ، ۰۵:۲۲

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۶ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

رضا بابایی، بهتر بنویسیم، چ۳، قم: ادیان، ۱۳۹۵.

برشی از کتاب «بهتر بنویسیم» اثر رضا بابایی، نشر ادیان 

نویسندگی بر پنج پایه استوار است:

۱. ذوق؛

۲. تجربه؛

۳. اطلاعات و مطالعات متنوع؛

۴. تخصص علمی؛

۵. مخاطب‌شناسی.

راه‌های پرورش و افزایش ذوق نویسندگی بسیار است. و شاید بهترین و مؤثرترین آنها دیدار پی‌درپی با آفرینش‌های هنری برجسته است. اعم از هنرهای دیداری و شنیداری. هنر یعنی یافتن منظرهای نو برای دیدارهای تازه. آنگاه که در هنر دیگران خیره می‌شویم همۀ دریچه‌های روح خود را گشوده‌ایم تا بر ما ببارد آنچه بر آفرینندگان باذوق باریده است. خواندن شعر دلربا، دیدن فیلمی زیبا و مرور مکرر متن‌های جاندار، روحی تازه در قلم و اندیشۀ نویسنده می‌دمد و او را برای هرگونه آفرینش هنری آماده می‌کند.

۳ نظر ۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۱

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۱ دقیقه

متن فایل صوتی:

خودت را بگذار به‌جای مخاطب و برای او بنویس. همینت بس!


چلنج، چلنج. بسه! ایناف! هرچه سرچ می‌کنم بی‌فایده است. انی وی. صد بار گفتم منو نِروِس نکن. بسه! ایناف! اوکی، اوکی، اوکی؟ باید دوباره تری کنم. 

هر واژۀ بیگانه دشنه‌ایست بر پیکرۀ زبان پارسی.

هر ایرانی نگهبان زبان فارسی.


وقتی متن می‌نویسیم برای کسی می‌نویسیم. همیشه متن نوشتن برای کسی است. هیچ کس برای خودش متن نمی‌نویسد. حتی اگر داری خاطره می‌نویسی و این خاطرات محرمانه است و می‌خواهی فقط خودت بیست سال بعد اینها را بخوانی برای خود بیست سال بعدت داری می‌نویسی. پس اگر نوشتن برای کسی است، اگر مخاطبی هست، باید آن مخاطب را موقع نوشتن در نظر بگیری. این کلید بسیار کارگشایی است. هر وقت می‌نویسی خودت را بگذار جای مخاطب. و برکت‌های بسیاری از دامن این اصل فرومی‌ریزد. یعنی اینکه اگر این اصل را شما در ذهنتان ثابت پیچ بکنید و دائم به آن فکر بکنید و هر وقت می‌نویسید مخاطب خودتان را در نظر بگیرید خودبه‌خود راه را می‌یابید. در مسیر نوشتن خود راه بگویدت که چون باید رفت. 

یکی از این برکت‌ها را می‌خواهم برایتان بگویم. 

نباید در متنت واژۀ ناآشنا برای مخاطب باشد. 

البته یک سؤال: چه مخاطبی؟ همۀ مردم؟ نه. مخاطب یعنی مخاطب نوعی متن تو. اگر متنت دانشگاهی است، مخاطبش عموم مردم نیستند. پس تو باید مخاطب دانشگاهی را مد نظر بگیری. اگر کسی خارج از دانشگاه این را خواند و نفهمید او اشتباه کرده که متن تو را خوانده، اشتباه از تو نیست. واژۀ ناآشنا برای مخاطب نوعی متن خودت در متنت نیاور. 

تشکر از اینکه بخش «آیین سخن» را شنونده بودید و امیدوارم با برنامۀ «کافه هنر» همیشه همراه باشید.


چون سایه‌ای نگاه تو همواره با من است، دست نگاه روشن تو سایه‌بان من

یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می‌ارزد

پس نگو

نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست

قبول ندارم

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی، مرا دریاب ای خورشید در چشم تو زندانی 

پریشان کن سر زلف سیاهت شانه‌اش با من، سیه زنجیرِ گیسو باز کن دیوانه‌اش با من

فرقی نمی‌کند از کدام نسلی. زبان فارسی ما را به‌هم پیوند می‌دهد.

رادیو ایران، «آیین سخن»

۱ نظر ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۹

آواچه - ۵۴ (صفت، مضاف‌الیه، مدیرعامل)

يكشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۸ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۴ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

وزیر سابق نیرو، وزیر نیروی سابق 

▪ مدیرعامل محترم، مدیر محترم عامل

ما بگوییم «مدیرعامل محترم» یا «مدیر محترم عامل»؟ صفت را وسط بیاندازیم یا بعدش بیاوریم؟ بگوییم «وزیر سابق ارشاد» یا «وزیر ارشاد سابق»؟ 

سؤال مهمی است و جواب ثابتی ندارد. 

یعنی چه؟ نگاه کنید ببینید اگر آن ترکیب اضافه، آن مضاف و مضاف‌الیه آن‌قدر باهم آمده که یکی شده، صفت را باید بعدش بیاورید. یعنی نباید بشکنیدش. مثالش «مدیرعامل» است. مثالش «روش‌تحقیق» است. مثالش «رئیس‌جمهور» است. صفت‌های اینها را باید بعد از اینها بیاوریم. بگوییم «رئیس‌جمهور محترم»، «مدیرعامل کوشا»، «روش‌تحقیق پیشرفته». 

در غیر این‌صورت تمام صفت‌ها باید بین مضاف و مضاف‌الیه بیاید. یعنی بگوییم «وزیر ارشاد»، بعد اگر می‌خواهیم برایش صفت بیاوریم بگوییم «وزیر سابق ارشاد»، نه «وزیر ارشاد سابق»، «وزیر نفت سابق». چون «ارشاد سابق» و «نفت سابق» معنی نمی‌دهد. «وزیر ارشاد» باهم یک واحد معنایی نشده است. پس صفتش را باید وسط بیاورید. 

«کتاب من»، «کتاب خوب من»، «در اتاق»، «در بزرگ اتاق»، اگر صفت برای «در» است. 

پس نگاه کنید ببینید این ترکیب‌های اضافی چه‌قدر باهمایی‌شان رواج پیدا کرده و دیگر امکان شکستنشان نیست. اگر این‌طور بود صفت را بعدش بیاورید.

رادیو ایران، آئین سخن

+ ویراستاران

۱ نظر ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۵:۲۸

آواچه - ۵۳ (ئ‍ یا یـ، دستورخط، همزه)

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۳ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۱ دقیقه

متن فایل صوتی:

ی‍ـ پاییز و پایین، ئ‍ـ رئیس و ارائه

آقا ما «پایین» را با همزه بنویسیم یا با «ی»؟ پایین یا پائین؟ پاییز یا پائیز؟

این دو تا کلمه فارسی هستند و نباید برایشان همزه به‌کار ببریم.

پاییز و پایین. همزه نه.

حالا برعکسش: «رئیس» و «ارائه».

«رئیس» و «ارائه» حتماً باید با همزه بیایند. دستورخط فرهنگستان هم همین را گفته. «رئیس»، نه «رییس». «ارائه»، نه «ارایه».

الان در تبلیغات ایرانسل، آخرش می‌آید «برترین ارایه‌کنندۀ خدمات». باید بگوید: «ارائه».

+ ویراستاران

۸ نظر ۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۵:۲۷

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۲ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

متفاوت با؟ یا متفاوت از؟

to be different from (توو بی دیفرنت فرام)

حرف اضافۀ different در انگلیسی from است. ترجمۀ این به فارسی می‌شود «متفاوت بودن با». «با» حرف اضافۀ «متفاوت» در فارسی «با» است، نه «از». می‌گویند بر اثر گرته‌برداری «متفاوت بودن از» در فارسی رایج شده است.

«این کارها از کارهای دیگر متفاوت است». ببینید چون «از»ش هم اول آمده، ممکن است شما متوجه نشوید و جمله را طبیعی بدانید. «با» بگذارید. «این کارها با کارهای دیگر متفاوت است». 

نمونۀ معیارش «از ایران و تنهایی‌اش» اثر آقای محمدعلی اسلامی ندوشن: 

«غیرمعهود نیست که یک ملت آداب و آیین‌هایی که متفاوت با آداب و آیین‌های خود اوست نپسندد».

البته دربارۀ این، حرفی هست. نکته‌ای از آقای محمد یوسفی دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد ادبیات دانشگاه تهران و ویراستار و سرویراستار مؤسسۀ «ویراستاران»، که بعد از این آواچه خواهیم گذاشت.

۲ نظر ۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۵:۰۸

آواچه - ۵۱ (خشنود، دستورخط)

پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۱ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۱ دقیقه

متن فایل صوتی:

خشنود یا خوشنود؟ 

آواچۀ امروز خیلی کوتاه است. خشنود را با «واو» وسطش ننویسید. یعنی دو تا واوی نشود. خوش با «واو» و نود با «واو». یک «واو» دارد. خشنود «خ» و «ش» چسبیده است. خشنود پنج‌حرفی است، نه شش حرف. همین.

+ ویراستاران


۹ نظر ۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۵:۲۷

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵۰ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۱ دقیقه

متن فایل صوتی:

هریک... فعل مفرد 

هریک... فعل جمع

برخی می‌گویند هر وقت «هریک» آمد باید فعل، آخر مفرد بیاید. بعد در عمل درگیر که بشوید می‌بینید یک جاهایی جمله مصنوعی می‌شود. نه؟ 

خیلی راحت «هریک» وقتی آوردید فعل آخر را هم می‌توانید مفرد بیاورید هم می‌توانید جمع بیاورید. ببینید کدام مناسب‌تر است و بیشتر می‌خورد به جمله. 

با این حال در فارسی گذشتۀ ما با بسامد خیلی بیشتر برای «هریک» فعل مفرد آمده است.

مثال فعل جمعش را می‌زنم.

هریک از دایرۀ جمع به راهی رفتند، ما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم. از سعدی است. 

یا از آقای مینوی: هریک از ایشان در قصری می‌زیست (مفرد). 

هریک از بزرگان علم و سیاست و هنر که در این بیست سالۀ اخیر درگذشته‌اند (جمع)، در اثر «نقد حال».

پس برای «هریک» ابتدا فعل مفرد را بیازمایید، اگر نچسبید فعل جمع هم ایرادی ندارد.

+ ویراستاران

۱ نظر ۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۲۶

آواچه - ۴۹ (دقت‌ورزی معنایی، فرانسه، فرانسوی)

سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۴۹ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۱ دقیقه

متن فایل صوتی:

شروع کردم «فرانسه» بخونم. دیگه بسه هرچی «انگلیس» خوندم، اونم با لهجۀ «امریکا»!

فرانسه اسم کشور است. درست است؟ زبانشان فرانسوی است. فلانی رفته فرانسه، یعنی رفته فرانسه. یعنی رفته آن کشور. ولی این را می‌گویند برای اینکه بگویند رفته کلاس فرانسوی. پس برای زبان فرانسوی باید بگوییم «علی زبان فرانسوی می‌داند»، یا «علی فرانسوی می‌داند»، «فرانسوی می‌خواند».

یک نمونۀ غیرمعیار از «دارالمجانین»، اثر جمال‌زاده:

دو معلم سرخانه برایم آورد. یکی صبح می‌آمد برای عربی و فارسی و دیگری بعد از ظهر می‌آمد برای فرانسه و علوم جدید.

و یک نمونۀ معیار از جلد دوم «هفتاد سخن» اثر آقای خانلری:

در این کتاب هریک از اصطلاحات علوم مزبور با دقت تعریف شده و معادل آن به دو زبان انگلیسی و فرانسوی نیز آمده است.

+ ویراستاران

۱ نظر ۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۵