زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۹ مطلب با موضوع «صبح به خیر ایران :: زبان‌شناسی» ثبت شده است

زبان‌شناسی - ۹

چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۱۵ ق.ظ

زمان پخش: ۸ اردیبهشت ۹۷

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg، سیزده دقیقه، پنج مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه از کانال تلگرام - ۱۹ مگابایت



مجری: ما امروز می‌خواهیم دربارۀ زبان و یادگیری زبان برای کودکان صحبت کنیم. دربارۀ نوزادی که متولد می‌شود، شیوۀ ارتباط‌گیری‌اش با زبان فارسی که قاعدتاً و بخش عمده‌اش از طریق شنوایی صورت می‌گیرد و یادگیری زبان از طریق پدر و مادر و اتفاقاتی که در این حوزه می‌افتد.

دکتر رضوی: قبلاً صحبت کرده بودیم. چون خیلی گذشته، من دوره می‌کنم. گفتیم که زبان‌آموزی کودک مراحلی دارد. می‌توانیم به‌طور خلاصه بگوییم ابتدا آواپردازی می‌کند، آواها را یاد می‌گیرد و با غان‌وغون کردن صداها را هجابندی می‌کند و بعد کلمات را یاد می‌گیرد و جالب است که ابتدا خودش کلمات را ایجاد می‌کند. همان کلماتی که ممکن است بزرگسالان هم به‌کار ببرند؛ مانند «نی‌نی» برای «بچه» و «هاپو» برای حیوانات و سگ که کلمات کودکانه‌اند.

مجری: موافقید حروفی که بچه‌ها اوایل به‌کار می‌برند حروفی است توسط لب ادا می‌شود؟ چون راحت‌تر است؟ مثلاً کلماتی که «م» دارند را راحت‌تر می‌گویند.

دکتر رضوی: تمام حروف به هر حال با دستگاه آوایی ادا می‌شود، چه «غ» و «ح» که انتهای حفرۀ دهان و حلق است چه «م» و «ب». ولی گفته می‌شود کودک ابتدا حروفی که با لب‌ها شروع می‌شود را بیان می‌کند و کم‌کم حروف دیگر را. در آواشناسی به این‌ها اصطلاحاً انسدادی می‌گویند. مرحلۀ دوم، کلمه‌سازی است. کلمات هم ساده هستند. از یک سال و نیم به بعد این کلمات تبدیل می‌شوند به جمله. منتها در ابتدا تلگرافی است. یعنی کلمات را کنار هم نمی‌چیند و تک‌تک می‌گوید و کلمه به‌معنای جمله می‌شود. وقتی مثلاً کودک می‌گوید «بابا» می‌تواند به‌معنای جملات متفاوت باشد. «بابا» یعنی بابا آمد، بابا رفت، بابا بازی کند. در مراحل بعدی، کودک در دو و نیم سال، سه و نیم سال، کلمات را کنار هم می‌چیند و جملات را می‌سازد. کودک، زبان مجازی، یعنی غیر از معنای تحت‌اللفظی را تا زمانی که به مدرسه برود و تا ده‌سالگی متوجه نمی‌شود. اگر کلمات، غیر از معنایی که کودک یاد گرفته داشته باشند، متوجه نمی‌شود. معانی مجازی را در سنین بالاتر یاد می‌گیرد. کودک، یک دورۀ حساس یادگیری هم دارد. در این دورۀ حساس که نظریه است، کودکان بین دو تا هفت سالگی باید در معرض یک زبان باشند تا یاد بگیرند. در این مرحله پدر و مادر یا مراقبین کودک با او حرف می‌زنند و این زبان را به‌کار می‌برند. در این مرحله بچه هم جملات درست می‌شنود هم جملات غلط. کودک قواعد را استخراج می‌کند و یاد می‌گیرد. در گفتار عادی ضبط شده وقتی که شما متنی را پیاده کنید می‌بینید کسی که صحبت می‌کند مکث می‌کند و تصمیم می‌گیرد جمله را جور دیگری عوض کند و کلمات را ممکن است با مِن مِن ادا کند. این‌ها روی زبان کودک تأثیری ندارد و کودک قواعد را می‌بیند. نقش مادر هم در این مرحله مهم است.

مجری: چند تا سؤال مهم دارم که حتماً می‌خواهم بپرسم. تکلیف بچه‌ای که در خانواده‌ایست که در معرض زبان‌های مختلف قرار می‌گیرد چیست؟

دکتر رضوی: نقش مادر در زبان‌آموزی کودک مهم است. نقش مراقبین و پدرها هم همین طور، ولی اصطلاحاً گفتار مادرانه می‌گویند. گفتار مادرانه یعنی وقتی ما با یک کودک مواجه می‌شویم یک طور خاصی با او صحبت می‌کنیم. «چون که با کودک سروکارت فتاد، هم زبان کودکی باید گشاد». گفتار مادرانه ویژگی‌هایی دارد. یکی این است که در سطح آوایی، آواها را کش‌دار و آهنگین ادا می‌کنیم. در سطح کلمات، کلمات ساده‌تری به‌کار می‌بریم. کلمات، صورت تصغیری دارند. مثلاً ممکن است «توپ» را «توپی» و «عروسک» را «عروسکی» بگوییم. مادر با حالتی تصغیر می‌کند. تعداد کمی کلمه به‌کار می‌برد که کودک بفهمد. در سطح جمله هم همین طور. جمله‌های امری به‌کار می‌بریم. مثلاً مادر می‌گوید «غذاشو بخوره»، یا اینکه سؤالی به‌کار می‌برد، مثلاً «غذاشو می‌خوره». و بیشتر اسم به‌کار می‌بریم تا ضمیر که دورتر است. مثلاً اسم خودش را به‌کار می‌بریم.

مجری: برای بچه‌ها آشناتر است و یادگیری‌اش هم آسان‌تر است.

دکتر رضوی: بله.

مجری: بعضی وقت‌ها موسیقی کلمات خیلی به یادگیری بچه کمک می‌کند. مثلاً وقتی مادری با همین حالت محاوره‌ای که شما می‌گویید و با آن دیالوگ خاص خودش، موسیقی شعر را هم قاطی کلمات می‌کند و با بچه این را مدام تکرار می‌کند این چقدر می‌تواند در یادگیری زبان برای بچه اثر بگذارد؟

دکتر رضوی: ببینید آهنگ کلام خیلی مهم است. بچه‌ها از بدو تولد تا نه‌ماهگی، آهنگ کلام را می‌فهمند. منظور از آهنگ این است که بچه خود کلمه را که یاد نگرفته است، فقط صدا و زیر و بمی‌اش را تشخیص می‌دهد. یک آزمایش هم انجام داده‌اند دیده‌اند بچه‌هایی که زیر سنی هستند که کلمات را یاد بگیرند، به این آهنگ واکنش نشان می‌دهند. مثلاً می‌گوییم «نه نه دست نزن». این آهنگ باعث می‌شود که به اسباب‌بازی دست نزند. یا بگوییم «آفرین بردار» با آهنگ ملایم. آهنگ تند و آهنگ ملایم. قبل از سن ۱۸ ماهگی یا یک سال و نیم، آهنگ تأثیر می‌گذارد و به واژه‌ها کاری ندارد. آزمایش نشان داده بعد از ۱۸ ماهگی کلمات هم نقش خودشان را نشان می‌دهند. برای همین مثلاً اگر با آهنگ ملایم بگوییم «دست نزن» یا با آهنگ تحکمی چیز دیگری بگوییم بچه نمی‌تواند تصمیم بگیرد.

مجری: لمس کردن بدن بچه مثلاً دست او چقدر به این یادگیری و دریافت کمک می‌کند؟ مثلاً قدیم‌ها برای بچه لی‌لی‌لی‌حوضک می‌خواندند.

دکتر رضوی: ارتباط بین جسم و زبان بحثی در زبان‌شناسی است. این ارتباط واقعاً هست. شاید می‌توان این طور پاسخ داد که در مراحلی واژه‌ها باید از محیط اطراف کودک باشد. یعنی در گفتار مادرانه فقط به محیط ارجاع داده شود. چون بچه به مرحله‌ای نرسیده است که ثابت بودن اشیا را بفهمد. دیدید توپ را قایم می‌کنید فکر می‌کند دیگر نیست؟ ولی بعد از یک مدت می‌گردد. چون می‌داند توپی که دیده نمی‌شود هنوز وجود دارد. این مرحلۀ مهمی در روان‌شناسی کودک است.

مجری: بچه‌هایی که به هر دلیلی در معرض دو زبان قرار دارند وضعیتشان چگونه است؟ در دریافت دچار اشکال می‌شوند؟ نمی‌شوند؟ به نفعشان است که دو زبان را یاد می‌گیرند؟

دکتر رضوی: دو زبان دانستن مهارت شناختی خوبی است. به ذهن کمک می‌کند. تحقیقات نشان داده است که حتی وقتی در بزرگسالی هم زبان دیگری را یاد می‌گیریم، جلوی پیری ذهن را می‌گیرد و ذهن را فعال‌تر می‌کند. در کودکی، فراگیری دو زبان و آشنا شدن با دو زبان بهترین حالت است. من تفاوتی بین «فراگیری» و «یادگیری» هم اینجا بگذارم. فراگیری یعنی به‌طور ناآگاه ما در معرض زبان قرار می‌گیریم و مثل کودک یاد می‌گیریم، یادگیری یعنی به کلاس می‌رویم و زبان دوم را یاد می‌گیریم که بحث جداگانه‌ای است.

۱ نظر ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۱۵

زبان‌شناسی - ۸

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۱ ق.ظ

زمان پخش: ۱۹ اسفند ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg یازده دقیقه، چهار مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۱ دقیقه، ۱۹ مگابایت)



موضوع برنامه زبان‌آموزی کودک و کودکان دوزبانه هست که از موضوعات مورد علاقه‌مه. چند وقت پیش یه ویدئو از تد دیدم که راجع به دوزبانه‌ها بود. اگه دوست داشتید شما هم ببینید:

لینک دانلود مستقیم، پنج دقیقه، چهارده مگابایت (به زبان انگلیسی با زیرنویس فارسی)

* * *

مجری: آقای دکتر، شما وقتی صحبت می‌کنید آرامش خاصی به من دست می‌دهد. کلام را آن‌قدر درست می‌گویید و بعد هم آن آرامشی که دارید. ولی من تند تند تند تند حرف می‌زنم فکر می‌کنم من وقتی کودک بودم، پدر و مادرم زیاد به من حرف زدن آموزش ندادند. اصلاً بچه باید آموزش ببیند برای حرف زدن؟

دکتر رضوی: عنوان بحثمان همین است. گفتار کودک و زبا‌ن‌آموزی و زبان کودک. اگر بخواهم به سؤال شما پاسخ دهم، یک نوع گفتار مادرانه‌ای هست که ممکن است در سراسر دنیا جهانی هم باشد، همۀ مادرها نحو و آن اصوات را ساده می‌کنند و کلمات ساده‌تری به‌کار می‌برند برای صحبت با بچه‌ها. بچه‌ها هم از این استفاده می‌کنند. کودک، قبل از تولد هم ممکن است صدای مادر را در شکم مادر تشخیص دهد و وقتی به دنیا می‌آید به آواهای زبان آشناست. آزمایش‌ها هم نشان می‌دهد که این آشنایی وجود دارد. می‌توانیم سه مرحلۀ کلی در زبان‌آموزی کودکان نام ببریم. یکی از بدو تولد تا یک‌سالگی است که مرحلۀ صداهاست. مرحلۀ دوم از دوازده‌ماهگی است تا هجده‌ماهگی که مرحلۀ کلمات و تکواژهاست. مرحلۀ سوم مرحلۀ جمله‌ای است. در حقیقت کودک وارد مرحله‌ای می‌شود که این کلمات را ترکیب می‌کند و جملاتی می‌سازد. مرحلۀ اول که پیش‌زبانی است و صداها را تشخیص می‌دهد، در دو سه ماه اول با گریه است. اینجا فقط مراحل زبانی‌اش را بحث می‌کنیم نه روان‌شناختی. گرسنه بودن و چیزی که می‌خواهد را با گریه نشان می‌دهد و از حدود سه‌ماهگی آواهایش حالت صداهای زبان را پیدا می‌کند. یک ریتم و آهنگی پیدا می‌کند؛ مثل «ba»، «ma»، یا «na».

مجری: آقایان دوست دارند که «ba» بگوید که «بابا» را زودتر از «مامان» یاد بگیرد.

دکتر رضوی: بله؛ احتمالاً. بعد این‌ها را ترکیب می‌کند و «ba»، «ba» یا «ma» و «ma» را تکرار می‌کند و «baba» و «mama» را می‌سازد. بعد از یک مدتی حدوداً بعد از شش‌ماهگی تا نه‌ماهگی این ترکیبات صورت تکرار دو هجاست؛ مثل «bama»، «dama». و از نه‌ماهگی تا یک‌سالگی اولین کلمات ظاهر می‌شوند که می‌خواهد وارد مرحلۀ دوم شود.

مجری: این مرحلۀ دوم چون خیلی مهم است، من دیدم بعضی از پدر و مادرها خیلی دوست دارند با بچه‌شان صحیح صحبت کنند. ولی بعضی از پدر و مادرها دوست دارند با بچه‌شان به زبان خودش صحبت کنند. مثلاً بعضی‌ها می‌گویند «اگر غذاتو بخوری می‌برمت بازار»، بعضی‌ها می‌گویند «اگر قاقاتو بخوری می‌برمت ددر». کدامش درست‌تر است؟

دکتر رضوی: کودک راه خودش را می‌رود و قاعده‌ها را استخراج می‌کند. درست است ما زبان مادرانه را داریم، ولی تصحیح‌پذیر نیست. مثلاً «پختن» را که برای ما بی‌قاعده است و بن مضارعش «پز» است و بن ماضی، «پخت»، کودک ممکن است بگوید «پزیدن». نشان داده شده است که تصحیح مادر اینجا بی‌تأثیر است. مثلاً مادر می‌گوید غذا را پختم و کودک می‌گوید پزیدی. خودبه‌خود وقتی وارد مرحلۀ نحو و جمله‌سازی می‌شود، کودک خودش قاعده‌های درست را یاد می‌گیرد و استخراج می‌کند.

مجری: چون ما در یک کشوری هستیم که قومیت‌ها و زبان‌های مختلفی داریم، مثلاً در آذربایجان هم ترکی حرف می‌زنند هم فارسی، یا در خوزستان هم عربی حرف می‌زنند هم فارسی، یا در لرستان یا در سیستان و بلوچستان. یاد گرفتن دو زبان در هنگام تولد برای بچه‌ها یک مزیت است یا مشکل؟

دکتر رضوی: یادگیری دو زبان یا به‌اصطلاحِ زبان‌شناسی، دوزبانه بودن مزیت است. در حقیقت به‌لحاظ شناختی کارکرد خوبی دارد و کودک می‌تواند با دو فرهنگ آشنا شود و فکر کردن به دو حوزۀ مختلف است.

مجری: ولی در زبان فارسی‌اش لهجه ایجاد می‌کند. اشکالی ندارد؟ حتی با حرف زدنش هویت خودش را هم مشخص می‌کند. مثلاً تا دو کلمه فارسی حرف می‌زند می‌گوییم شما مال لرستان هستید، شما مال سیستان و بلوچستان. یعنی کاملاً خودش را معرفی می‌کند.

دکتر رضوی: طبیعی است. مرحلۀ دوم که یک‌سالگی است، نشان داده شده است که بچه مفهوم‌های زیادی می‌داند، ولی واژه‌های کمی می‌داند. برای همین خودش اولین کلمات را برای همه چیز به‌کار می‌برد. به‌طور جهانی مجموعۀ واژگان کودک معمولاً این‌هاست: اعضای بدن را تشخیص می‌دهد، مثل چشم، گوش، اعضای خانواده را می‌داند، مثل بابا، مامان، و حیواناتی که دور و برش هستند و اسباب‌بازی‌ها. این‌ها را تعمیم افراطی می‌دهد ولی می‌فهمد. برای مثال در مورد حیوانات ممکن است هاپو یا پیشی یا طوطو را برای تمام مقوله به‌کار ببرد ولی وقتی نشان می‌دهیم، به سگ اشاره می‌کند اما به همۀ حیوانات می‌گوید هاپو. این غلط نیست و دارد از یک مرحله‌ای عبور می‌کند. مرحلۀ آخر هم این است که کلمات را کنار هم می‌چیند و جمله‌بندی می‌کند و عبارت می‌سازد. مرحلۀ تلگرافی است؛ یعنی در مرحلۀ قبل «بابا» را به معنی «بابا» به‌کار می‌برد، ولی اینجا در این مرحله منظورش ممکن است این باشد که «بابا اینجاست»، یا «بابا بازی کند»، یا «بابا آمد». «بابا توپ»، مرحلۀ تلگرافی است و کم‌کم فعل را کنارش می‌گذارد. ابتدا کلماتی که محتوا دارد را به‌کار می‌برد و جمله می‌شود. بعد از این مرحله، مرحلۀ جهش به نحو و جمله‌سازی صریح است. البته این را هم بگویم که این جدول کلی است و ممکن است توالی متفاوتی در بچه‌ها داشته باشد.

مجری: من جواب این سؤال را نگرفتم که وقتی بچه شروع کرد به حرف زدن، با کلماتی که خودمان می‌فهمیم با او حرف بزنیم یا با کلماتی مثل «قاقا» و «ددر»؟ بچه از اول صحیح صحبت کند یا با همان زبان کودکانه؟

دکتر رضوی: به این جدول، جدول رشد زبانی می‌گویند. این یک جهانی است و در واقع تمام کودکان جهان شامل این هستند. عبور از این سه مرحله و بعد هم مراحل دیگر. من به این اشاره نکردم. فقط یک اشارۀ کوتاه بکنم. ممکن است یک مرحله‌ای باشد که زبان مجازی را بفهمد. اینجا کلمات معنی خودشان را داشتند، ولی بعد از یک مدت ممکن است کاربرد یک واژه به جای چیز دیگری باشد. ممکن است بگوید بستنی دوست ندارم، ولی به این معنی باشد که دوست دارم. در حدود چهار، پنج‌سالگی این‌ها را متوجه می‌شود.

۴ نظر ۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۰۱

زبان‌شناسی - ۷

دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۵۷ ق.ظ

زمان پخش: ۲۵ بهمن ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg ده دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۰ دقیقه، ۱۹ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



این برنامه راجع به واژگان ذهنی و ارتباط واژه‌ها با همدیگه است. اینکه وقتی یه کلمه‌ای رو می‌شنویم یاد کدوم کلمات دیگه می‌افتیم. در ابتدای برنامه هم به سؤال مجری راجع به قرض‌گیری زبان‌ها و رد و بدل شدن کلمات بین زبان‌ها پاسخ داده شد. و از اونجایی که دکتر خیلی تأکید دارن مباحث حتماً نتیجه‌گیری داشته باشن، به مجری گفته بودن وقتی وقت برنامه داره تموم میشه یادآوری کنن و برنامه یهو تموم نشه. و این برنامه علی‌رغم اینکه زمان برنامه کوتاه بود و ناقص موند، ولی نتیجه‌گیری داشت. این شعرها و ابیاتی هم که مجری آخر برنامه‌ها می‌خونه خیلی خوبن. چون ربطی به موضوع برنامه ندارن من نمی‌نویسمشون؛ ولی از بیتی که آخر این بخش خوند نمی‌تونم بگذرم:
گفتی ز سرت فکر مرا بیرون کن،
جانا، سرم از فکر تو خالیست، دلم را چه کنم؟

* * *

مجری: چند وقتی است من مدام با این سؤال کلنجار می‌روم که بالاخره زبان ما مهمان‌نواز است یا نه؟ چرا این را می‌پرسم؟ چون شما و همکارانتان گفتید که اگر قرار باشد کلمه‌ای از زبان دیگری وارد زبان فارسی شود، با خانواده‌اش نباید بیاید. این از این. از طرف دیگر گفتید که خیلی از زبان‌ها ممکن است زبان‌های مهمان‌نوازی باشند و اجازه بدهند که کلمه‌هایی از زبان‌های دیگر بیایند و جا خوش کنند و زندگی کنند. سؤال اینجاست که آیا زبان فارسی زبان مهمان‌نوازی هست یا خیر؟

دکتر رضوی: ما این را از دید زبان‌شناسی این طور مطرح می‌کنیم که زبان‌ها قرض‌گیری یا وام‌گیری می‌کنند یا نه؟ که به‌طور مشترک می‌شود گفت به‌طور همگانی و جهانی همۀ زبا‌ن‌ها به هم واژه‌ها را قرض می‌دهند. یعنی کلماتشان را باهم رد و بدل می‌کنند. این مختص زبان فارسی یا انگلیسی یا ترکی نیست. مختص یک زبان نیست و یک ویژگی عام است. پس از این جهت مهمان‌پذیر هستند. اگر بخواهیم اشاره‌ای بکنیم به واژه‌هایی که رد و بدل شده، مثلاً همین کلمۀ «اوکی» و «برند» انگلیسی یا کلمۀ ترکی «یوگورت» به‌معنای ماست که به انگلیسی رفته است. یا اینکه کلماتی از فارسی به انگلیسی رفته است؛ مثلاً کلمۀ «یاسمن» که در زبان انگلیسی «جاسمین» گفته می‌شود. همچنین «زعفران» و «بلبل» که در انگلیسی کمابیش با همین تلفظ به‌کار می‌روند. یا از زبان فرانسه واژه‌هایی در زبان فارسی داریم؛ مثل کلمۀ «آباژور» و نان «باگت». انگلیسی هم از فرانسه قرض گرفته است. به‌دلیل نزدیکی و ارتباط فرهنگی و دینی بیشترین واژه‌هایی که ما قرض گرفته‌ایم از زبان عربی است. زبان‌ها ساخت جملاتشان را خیلی دیر تغییر می‌دهند. از این بابت شاید بگوییم مهمان‌پذیر و مهمان‌دوست نیستند. این بحث را من می‌خواهم با بحثی که در مورد واژه‌ها و واژگان ذهنی ادامه دهم. ما مجموعه واژه‌ها در ذهنمان داریم که به‌طور تخصصی به آن‌ها واژگان ذهنی می‌گویند. ثابت شده است که این واژه‌ها باهم ارتباط و اتصالاتی در مغز ما دارند. این طور نیست که در ذهنمان به هم ریخته باشند و جدا از هم افتاده باشند. آزمایش‌ها و آزمون‌های روان‌شناسی زبان که حوزه‌ای است که به بررسی جایگاه زبان از دید روان و مغز انسان می‌پردازد، نشان داده است که این واژه‌ها ارتباط دارند. آزمایش‌ها مثلاً از این قبیل‌اند که روی صفحۀ نمایشگر رایانه کلمه‌ای را نشان می‌دهند و از آزمون شونده می‌خواهند کلمه‌ای که سریع‌تر به ذهنش می‌رسد را بگوید. به این آزمون پرایمینگ یا آماده‌سازی می‌گویند. دیده‌اند که تعدادی از واژه‌ها خیلی سریع‌تر به ذهن می‌رسند. مثلاً به یک آزمون شونده بگویند «روز»، ممکن است بگوید «شب». 

مجری: یعنی فرقی نمی‌کند مترادف باشد، متضاد باشد، هم‌خانواده باشد؟

دکتر رضوی: بله؛ مثل قاشق و چنگال، کارد و پنیر. این آزمون‌ها نشان دهندۀ این ارتباطات است. ما این ارتباطات را در علم زبان طبقه‌بندی می‌کنیم. یکی ارتباطات ظاهری است؛ مانند کلمات هم‌خانواده. دومی، ارتباط معنایی است و سوم، ارتباط موضوعی و دیگر، هم‌نشینی. برای ارتباط هم‌خانواده مثلاً از فعلِ «گفتن» اگر صورتش را ببینیم، این «گفت» در کلماتی مثل «گفتار»، «گفت‌وگو»، «گویش»، «گویشور» و «گفتمان» ظاهر می‌شود. اما ارتباطات معنایی می‌تواند دلیل مفهومی داشته باشد. باهم یک جا جمع می‌شوند چون هم‌معنا هستند. کلماتی که هم‌معنا هستند اتصالاتی در ذهن دارند.

مجری: هم‌معنا؟

دکتر رضوی: یعنی مترادف.

مجری: هم‌کاربرد هم می‌توانند باشند؟

دکتر رضوی: بله؛ قطعاً کلمات هم‌معنا به جای هم می‌نشینند و جایگزین‌پذیری دارند.

مجری: نه؛ منظورم واژه‌هایی است که هم‌معنا نیستند، اما در یک حیطه و دسته‌بندی ازشان استفاده می‌کنیم. مثل هواپیما و قطار و موتور و دوچرخه.

دکتر رضوی: این‌ها هم یک نوع رابطۀ معنایی است. این رابطۀ معنایی را می‌توانیم از نوع عام و خاص بگوییم. مثل اینکه من از شما بپرسم کلمات «زنبق» و «یاسمن» و «رز» و «بنفشه» چه چیزی هستند؟ مجموعۀ این‌ها مقوله‌ای می‌سازند و این مقوله، مقولۀ گل‌هاست. یا اسم «ببر»، «فیل» و «پلنگ» ما را یاد حیوانات می‌اندازند. ممکن است واژه‌ها متضاد هم باشند و در تقابل باهم به‌کار بروند. کلماتی مثل بالا، پایین، شرق، غرب، زیبا، زشت. این‌ها امکاناتی است که ما از لحاظ معنایی داریم. البته امکانات بیشتری هم هست. مثل رابطه‌ای که بین کلمات جزء و کلمات کل برقرار است. مثل کلمات کاربراتور، موتور، میل‌لنگ که ‌به یک کلی به نام اتومبیل یا خودرو ارتباط پیدا می‌کنند. اما...

مجری: اما اگر بخواهیم برویم سراغ نتیجه‌گیری، از آنجاکه شما خیلی تأکید داشتید حتماً مبحثمان نتیجه‌گیری داشته باشد، با توجه به اینکه دو دقیقه زمان داریم و شما فرمودید حتماً اشاره کنم.

دکتر رضوی: نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که زبان‌ها الزاماً داد و ستد دارند. وام‌گیری و قرض‌گیری جزو ذات زبان‌هاست. این قرض‌گیری‌ها با خانواده‌شان است. این خانواده‌ها در ذهن هستند و دست خویشانشان را می‌گیرند و وارد زبان می‌کنند. و نتیجۀ آخر اینکه اگر ما از یک واژه‌ای استفاده می‌کنیم یا نمی‌کنیم، ترجمه می‌کنیم یا نمی‌کنیم، یا می‌نویسم و آموزش می‌دهیم، حتماً باید بدانیم کلیت و خانوادۀ کلمه‌ای که به زبان ما مهاجرت می‌کند و به‌کار می‌بریم را در نظر بگیریم.

۲ نظر ۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۵۷

زبان‌شناسی - ۶

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ق.ظ

زمان پخش: ۴ بهمن ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg ده دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۰ دقیقه، ۲۰ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



همراهی و همکاری مجری تو این برنامه خیلی خوب بود. و نسبت به برنامه‌های قبلی هم ساده‌تر و تا حدودی غیرتخصصی‌تر بود این برنامه.

* * *

مجری: امروز در بخش فرهنگستان می‌خواهیم به معانی واژگان بپردازیم.

دکتر رضوی: جلسۀ پیش در مورد معنی واژه‌ها صحبت کردیم. به این نتیجه رسیدیم ما همیشه به دنبال معنی هستیم که فکرهایمان را بگوییم. اگر بخواهیم مصداقش را بگوییم، واقعیت این است که در زبان روزمرۀ ما خیلی جاها حتی بازی‌ها، مثلاً ممکن است جدول کلمات متقاطع حل کنیم که آنجا با معنا سروکار داریم، یا اینکه بازی‌های بچه‌ها ممکن است بازی‌های کلمات باشد. من خاطرم می‌آید که یک بازی بود که می‌گفتند چی مال چیه. اتفاقاً در رادیو هم اجرا می‌شد. این بازی از دید زبان‌شناسی کاملاً کارِ معنی کلمات و واژه‌هاست. مثلاً می‌گفتند «ابر»، «باران»، «چرخ»، «ماشین».

مجری: هنوز هم در بعضی از برنامه‌های رادیویی این بازی را دارند.

دکتر رضوی: ما وقتی می‌خواهیم فکرمان را بگوییم ممکن است با پدیدۀ نوک زبان سروکار داشته باشیم. در برنامه‌های آتی راجع به آن صحبت خواهم کرد. یعنی اینکه ما مفهومی را داریم، ولی لفظش به خاطرمان نمی‌آید. اگر خاطرتان باشد جلسۀ پیش در مورد برچسب بودن اصوات صحبت کردم. آن معنایی که آن پشت هست، ما رویش برچسب می‌زنیم. می‌خواهم اینجا از آن بحث این نتیجه را بگیرم که در حقیقت ما کلمات مختلفی که داریم، این‌ها برچسب‌هایی هستند که روی این معنا زده‌ایم. صرف نظر از اینکه این کلمه فارسی است، یا عربی، یا انگلیسی یا هر زبانی. ما امکانات واژه‌سازی‌مان را زیاد کرده‌ایم. یعنی تعداد واژه‌هایمان در زبان بیشتر شده است. یک موقع است که این کلمات را دم دست داریم و ممکن است بخواهیم چیزی را ترجمه کنیم، یا سخنرانی داشته باشیم، یا آموزش دهیم، از این کلمات استفاده می‌کنیم. قاعدتاً بعد از یک مدت ممکن است واژه‌سازی‌مان به این سمت برود که یک سری‌هایشان جا بیفتد. اگر این پدیده اتفاق بیفتد خیلی خوب است.

مجری: و قاعدتاً واژه‌سازی به این معنا و مفهوم نیست که ما از واژه‌های قبلی‌مان که ممکن است خیلی هم خوش‌آب‌ورنگ باشند استفاده نکنیم. درست است؟

دکتر رضوی: بله. جلسۀ پیش یکی از همکاران ما در مورد کلمات سال‌های قبل صحبت کردند.

مجری: دکتر مهرامی. وقتی داشتند می‌رفتند، گفتم آقای دکتر یک لحظه صبر می‌کنید؟ گفتند چه شده؟ گفتم کاغذهایی که واژه‌های مترادف را آورده بودید به من می‌دهید؟ واژه‌ها را از ایشان گرفتم. به‌خاطر اینکه واقعاً واژه‌های خیلی قشنگی بودند. اما الان صحبت این است که آیا باید واژگانی که از قبل بوده است را کنار بگذاریم یا نه، همه باهم دور هم باشند؟

دکتر رضوی: این‌ها باهم هستند. من می‌خواهم در مورد قرارداد صحبت کنم. قرارداد یعنی اینکه افراد یک جامعه چیزی را می‌پذیرند. یعنی پذیرشی در کار است و آن را به‌کار می‌برند. این پذیرش کم‌کم اتفاق می‌افتد. همان طور که ایرپلن، هواپیما گفته شده و ایرپورت فرودگاه گفته شده، یا آن مثال اطفائیه که آتش‌نشانی، یا مأمور اطفاء حریق شده آتش‌نشان و مثال‌های مختلفی مثل پاسپورت و گذرنامه که مثال‌های زبان عمومی است و البته زبان علم هم در جای خودش جای بحث دارد. این‌ها مورد پذیرش قرار می‌گیرد و این مسأله به‌تدریج اتفاق می‌افتد. یک مترجم خودش واژه‌ساز است. فقط وظیفۀ یک نهاد نیست. نهاد برنامه‌ریزی زبان؛ که آن هم هست. ولی هر کسی که بخواهد با زبان کار کند، آموزشی بدهد یا ترجمه‌ای انجام دهد یا در مورد تخصصش صحبت کند به زبان مادری‌اش (فارسی) احتیاج دارد که این‌ها را بیان کند. این یک مسأله است. مسألۀ بعدی که می‌خواهم در موردش صحبت کنم این است که واژه‌ها خویشاوند و هم‌خانواده‌هایی دارند. این هم‌خانواده‌ها می‌تواند صورت کلمات باشد، مثل خانه، خانگی، خانوار، خانه‌دار، خانه‌داری.

مجری: اگر ظاهری نباشد چه؟

دکتر رضوی: ممکن است کلماتی که از عربی یا از هر زبان دیگری که گرفته‌ایم، ظاهر و لفظش به هم مربوط باشند. مانند کتاب، کاتب، مکتوب، مکاتبه، کتب. همۀ این‌ها با خانواده‌شان وارد زبان فارسی شده‌اند. اگر زبان انگلیسی را ببینیم که بگوییم فقط واژۀ کامپیوتر وارد فارسی شده است، ممکن است با خانواده‌اش در فارسی حضور پیدا کند. ممکن است computational داشته باشیم، computerized داشته باشیم، computation داشته باشیم. این‌ها به اصطلاح خودمان، واژه‌ها وقتی مهاجرت می‌کنند همۀ خویشان و خانواده‌شان را هم به آن زبان می‌آورند. وقتی ما جایی برای زبان برنامه‌ریزی می‌کنیم، قاعدتاً باید برای خانوادۀ واژه‌ها هم برنامه‌ریزی کنیم. این‌ها لفظی بودند. یعنی صورت واژه‌ها شبیه هم بودند. یک موقع هم معنایشان ممکن است شبیه باشد. یعنی اینکه ما تعدادی واژه داشته باشیم که هم‌معنا یا مترادف باشند. واژه‌های مترادف واژه‌هایی هستند که ما می‌توانیم جایگزین هم به‌کار ببریم. ممکن است در کلاممان، در مجری‌گری یا سخنرانی اگر بخواهیم فصیح صحبت کنیم از واژه‌های مترادف استفاده کنیم. در همین «صبح به خیر»، «خیر» را می‌توانیم با کلمات دیگری جایگزین کنیم.

مجری: به خیر و به عشق و به نیکی و به شادی و به مهر.

دکتر رضوی: همۀ این‌ها به یک نوعی باهم قابل جایگزینی هستند. یعنی این‌ها خانواده و خویشان مفهومی هستند مثل خیر و خوبی.

مجری: همۀ این‌ها می‌خواهند بگویند صبحتان خوب باشد.

دکتر رضوی: دقیقاً. و ما برای آرایش کلاممان و بهتر صحبت کردن این‌ها را کنار هم می‌چینیم.


۴ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۰۰

زبان‌شناسی - ۵

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۵۸ ق.ظ

زمان پخش: ۲۳ دی ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg نه دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۹ دقیقه، ۱۵ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



یکی از جذاب‌ترین بخش‌های زبان‌شناسی بخش معنی‌شناسی هست. در این برنامه راجع به این موضوع صحبت میشه. ضمن اینکه متوجه میشیم مجری پرسپولیسیه و استاد استقلالی :) نگارندۀ این سطور هم معتقده تیم فقط تراختور :))

* * *

مجری: موافقید یک گذر خیلی سریع داشته باشیم به بحث جلسۀ قبلتان؟ و بعد بپردازیم به موضوع جذاب امروز.

دکتر رضوی: بحث ما در مورد زبان بود که چیستی زبان را تعریف کرده بودیم و اینکه پنج بخش دارد که از آواها، کلمات، جملات و معانی و کاربرد زبان تشکیل شده است؛ که هر کدام متخصص خودش را دارد: آواشناس، نحوی، معنی‌شناس، کاربردشناس و صرفی. این‌ها بخش‌های مختلفی بود که زبان داشت. نتیجه‌ای که از این بحث می‌توانستیم بگیریم این است که زبان ساختمانی دارد و این ساختمان پیچیده است؛ به‌دلیل اینکه این پنج بخش هر کدام تخصص خودش را دارد و قاعدتاً در حیطۀ تخصصی مطالعۀ علمی به نام زبان‌شناسی قرار می‌گیرد. این بحثمان بود که تا اینجا آمده بودیم. این بار من می‌خواهم در مورد یکی از آن بخش‌ها صحبت کنم به نام معنی‌شناسی یا مطالعۀ معنی. اصلاً ما وقتی زبان را به‌کار می‌بریم قاعدتاً فقط برای انتقال معنی است. آن آواها و جملات و کلمات به‌خودی خود ارزشی ندارند، جز اینکه ما معنی‌ای را سوار آن‌ها کنیم. اما خود معنی، معنی‌سازی و معنی‌پردازی کار ذهن ما انسان‌هاست. من اول از معانی که خارج از زبان شکل می‌گیرد می‌خواهم صحبت کنم؛ بعد معانی‌ای که داخل زبان‌اند و زبان به ما اجازه می‌دهد که آن را معنی‌پردازی کنیم. معانی خارج زبان می‌تواند به دانش مشترک ما، به دانشی یا اطلاعاتی که در مورد جهان داریم، معنی‌ای ایجاد کند. به‌عنوان مثال ممکن است ما به مهمانی برویم و در آن مهمانی بعد از یک مدت میزبان بلند شود و به آشپزخانه برود. ما معنی‌ای از این می‌گیریم. ممکن است به این معنی باشد که می‌خواهد برای ما وسایل پذیرائی آماده کند. یا در مترو نشسته‌ایم، یا در اتوبوس هستیم؛ به ایستگاه که نزدیک می‌شود، یک مسافری بلند می‌شود و جلوی در می‌ایستد؛ این هم یک معنی‌ای ممکن است برای ما داشته باشد. قاعدتاً معنی‌اش برای من و شما شفاف است. ممکن است بخواهد پیاده شود. این‌ها معانی است. یا اگر عده‌ای بدوند به سمتی، ما فکر می‌کنیم از آن سمت خطر است. این‌ها دلا‌لت‌هایی است که ما معانی کلی‌شان را می‌گیریم. بعضی معانی ارتباطشان مشخص‌تر است. وقتی هوا ابری است و از خانه خارج می‌شویم و ابر می‌بینیم منتظر بارانیم، یا دودی از دور می‌بینیم احتمالاً نشان‌دهندۀ آتشی در جایی باشد؛ یا وقتی نوری هست، به‌تعبیر آن شعر و آن ترانه، اینجا چراغی روشن است. این معانی خیلی طبیعی و علت و معلولی به هم متصل‌اند. اما بعضی‌هایشان را ما قرارداد و توافق کرده‌ایم که در اجتماع به آن برسیم. مثل معانی علائم راهنمایی و رانندگی. علامتی ساخته شده از سازمانی و گفته شده که این علامت، علامتِ مثلاً توقف ممنوع یا ورود ممنوع است. این فقط قرارداد است. علائم ریاضی و ضرب و جمع و تقسیم و منها هم قرارداد هستند. این‌ها را علائمی گرفته‌ایم که این معانی را رویشان به‌اصطلاح سوار کرده‌ایم. رنگ‌ها هم همین طور است. رنگ مشکی یا سیاه یا سفید ممکن است در فرهنگ‌های مختلف معانی مختلفی داشته باشد. برای ما رنگ مشکی نشان‌دهندۀ سوگ و عزا و ناراحتی است، یا سفید نشان‌دهندۀ جشن و شادمانی است. ممکن است در فرهنگی متفاوت و برعکس باشد. در شرق آسیا و چین ممکن است سفید علامت سوگ باشد. یا آبی و قرمز که ممکن است برای ما ایرانی‌ها و دوست‌داران ورزش کاملاً معنی خاصی داشته باشد.

مجری: شما آبی هستید یا قرمز؟

دکتر رضوی: من آبی هستم.

مجری: من خیلی قوی قرمزم. خب؟

دکتر رضوی: این‌ها معانی‌ای هستند که به‌طور قراردادی خارج از زبان قرار می‌گیرند. اما زبان به‌عنوان معناساز و معناپردازترین سامانه و دستگاهی است که ما داریم. قبلاً در این برنامه عرض کرده‌ام که کار ما فقط معناسازی است. وقتی به برنامه‌هایمان فکر می‌کنیم و گفت‌وگو می‌کنیم، داریم از کلمات استفاده می‌کنیم و معناسازی می‌کنیم. به‌تعبیر خیلی ساده معنی‌شناسی کارش این است که معنای کلمات و جملات را بررسی می‌کند. ما وقتی معنای کلمه‌ای را نمی‌دانیم اولین کاری که می‌کنیم این است که دنبالش می‌رویم ببینیم معنایش چیست. مثلاً در این بیت معروف حافظ بزرگ که می‌گوید «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل، کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها». معنی «هائل» را اگر ندانیم به فرهنگ مراجعه می‌کنیم. یک جایی معانی درج و نوشته شده است. هائل به‌معنای هولناک و مخوف و ترسناک است. یا ممکن است مثلاً معنای «ناوک» را ندانیم، در شعری از حافظ که «دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت، باز مشتاق کمان‌خانۀ ابروی تو بود». ناوک اینجا به‌معنای تیری است که با کمان می‌اندازند. یا ممکن است مثلاً معنای «اطفاء» را در اطفاء حریق ندانیم و ببینیم که به‌معنای فرونشاندن و خاموش کردن آتش است. این‌ها همه معانی‌ای است که ما به‌دنبالشان هستیم. کلمات در حقیقت با این معانی می‌آیند، ولی خود آن صورت کلمه برچسبی است بر این معنی‌ها؛ مانند برچسبی که روی شیشه‌ها و بطری‌هایی که در آشپزخانه است و انواع ادویه‌جات را مشخص می‌کنیم. این‌ها هم برچسبی است بر آن‌ها. یک زمانی از ادارۀ اطفائیه صحبت می‌شد، حالا از آتش‌نشانی؛ یا اینکه یک زمانی از باندرول، حالا از نوارچسب؛ هر دو یکسان است. مطبخ، یا آشپزخانه یا حتی اُپن که وارد زبان ما شده است می‌توانند همه برچسبی باشند بر یک مکانی که ما در آن پخت‌وپز می‌کنیم. این‌ها از ارزش آن مفهوم کم نمی‌کنند. ما یک معنا داریم و آن معانی را انتقال می‌دهیم. برچسب‌ها ممکن است تغییر کنند. از واژه‌های علمی مثال بزنم؛ مثلاً اِمبریولوژی (embryology) یا معرفة‌الجنین یا جنین‌شناسی یا رویان‌شناسی در حوزۀ علم پزشکی. پس واژه‌ها می‌توانند به‌عنوان برچسب عمل کنند. ذهن ما معناپرداز است و این معنا در زبان و در بیرون زبان شکل می‌گیرد.

۳ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۵۸

زبان‌شناسی - ۴

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۴ ق.ظ

زمان پخش: ۹ دی ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg یازده دقیقه، چهار مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۱ دقیقه، ۱۷ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



این برنامه راجع به زبان‌های دنیا و شباهت‌هاشون هست و اینکه زبان‌شناسی چیه و چیا رو مطالعه می‌کنه.

این ویدوئو رو اگه دوست داشتید ببینید: زبان‌های در حال انقراض ایران

* * *

دکتر رضوی: ما در جلسات گذشته در مورد زبان و اهمیت و جایگاه آن صحبت کردیم که وسیله‌ای برای ارتباط، وسیلۀ هنرآفرینی و وسیلۀ اطلاع‌دهنده است. من می‌خواهم این بار دربارۀ خود گستردگی زبان در جهان و اینکه زبان‌شناسی چیست صحبت کنم.

مجری: چند تا زبان و چند تا خانوادۀ زبانی وجود دارد؟

دکتر رضوی: اگر زبان‌ها و گویش‌ها را مجموعاً به‌طور کلی در نظر بگیریم، نزدیک به هفت هزار زبان وجود دارد؛ که البته از دید زبان‌شناسی این‌ها باهم تحت خانواده‌های زبانی می‌توانند در نظر گرفته شوند. البته تعداد گویشوران بعضی از این زبان‌ها ممکن است کم باشد. ممکن است تعداد گویشوران بعضی‌ها کمتر از صد نفر یا چند نفر باشد. حدود نود، نود و پنج درصد زبان‌های دنیا زبان‌هایی هستند که به خانواده‌های زبانی خاصی تعلق دارند که خیلی گسترده شده است. زبان‌هایی مثل انگلیسی، اسپانیایی، ایتالیایی، عربی، پرتغالی، هندی، چینی؛ این‌ها زبان‌هایی هستند که به‌طور گسترده در سطح جهان به‌کار می‌روند. ولی از خانواده‌های زبانی اگر بخواهیم صحبت کنیم؛ خانوادۀ زبانی یعنی مجموعه‌ای از زبان‌ها که یک نیا یا جد یا مادر مشترکی دارند که ممکن است از بین رفته باشد ولی شباهت‌های واژگانی و ساختی آن‌ها، این‌ها را تحت یک زبان قرار می‌دهد و به‌اصطلاح به آن زبان‌ها که تحت یک نیای مشترک‌اند، زبان‌های خواهر می‌گویند. اگر بخواهیم اشاره‌ای به خانواده‌های زبانی کنیم، می‌شود از خانوادۀ زبانی چینی-تبتی نام برد که زبان پرگویشور چینی و تبتی و برمه‌ای است؛ یا خانوادۀ زبانی آلتایی که شاخۀ زبانی ترکی و ترکمنی و مغولی اینجاست؛ یا خانوادۀ زبانی دراویدی که در جنوب هند صحبت می‌شود، مجموعه‌ای از زبان‌ها آنجاست. تقریباً در مرکز آفریقا زبان‌های بانتو صحبت می‌شود. و البته بزرگترین خانوادۀ زبانی، خانوادۀ زبانی هند و اروپایی است. خانوادۀ زبانی هند و اروپایی به‌دلیل گستردگی‌اش و البته تعداد گویشورانش در سراسر جهان گسترده شده است. در کشور خودمان هم فارسی زیرمجموعۀ آن است. زبان‌هایی که به‌ظاهر شبیه به هم به نظر نمی‌رسند، ولی چون نیای مشترکشان یک زبان هند و اروپایی فرضی است که زبان‌شناسان آن را در قرن نوزدهم کشف کردند که زبان فارسی و زبان‌هایی مثل سانسکریت و زبان انگلیسی که در اروپا صحبت می‌شود، این‌ها ریشه‌های مشترکی در کلماتشان دیده می‌شود. برای همین شبیه و دارای یک نیای مشترک در نظر گرفته شده‌اند. در واقع این زبان‌های دورادور مشترک یک سر طیفش زبان‌های هندی و سانسکریت و فارسی است، یک طرف دیگرش آلمانی و ایتالیایی و فرانسوی و انگلیسی و پرتغالی. این‌ها زبان‌هایی هستند که در ذیل زبان‌های هند و اروپایی جای می‌گیرند. اگر بخواهم مثال بزنم، زبان‌شناسان از ساخت و اینکه کلمات در این زبان‌ها چیست به این پی می‌برند.

مجری: می‌خواهیم برویم سراغ شباهت کلمات؟

دکتر رضوی: بله. شباهت کلمات؛ آن چیزی است که به این ایده سمت‌وسو داد که زبان‌ها از خانوادۀ بزرگ زبانی مشترک‌اند. از کلمات و ساختاری که ممکن است داشته باشند، این خانواده‌ها را تشخیص می‌دهند. من اگر بخواهم چند تا مثال بزنم از چند زبان، مثلاً کلمۀ «مادر» فارسی در زبان‌های مختلف مانند انگلیسی (mother)، فرانسوی (m`ere)، اسپانیایی (madre)، آلمانی (mutter) و سانسکریت (ماتَر) شباهت‌هایی دارد و این نشان می‌دهد این‌ها نیای مشترکی دارند. یا کلمۀ «نو»ی فارسی که در انگیسی new هست، در فرانسوی nouveau هست، در اسپانیایی nuevo، در آلمانی neu و در سانسکریت ناوا است. این نشان می‌دهد این زبان‌ها در یک زمانی از تاریخ مادر، مادربزرگ یا نیای مشترکی داشتند و بعد به‌دلیل پراکندگی جمعیت‌های مناطق و سرزمین‌های مختلف این‌ها کم‌کم سیر خودشان را دنبال کردند.

مجری: در این خانوادۀ هندی و اروپایی که زبان فارسی و ایرانی زیرمجموعه‌اش قرار می‌گیرد، کدام یک از زبان‌ها در این خانواده به هم نزدیک‌ترند؟ 

دکتر رضوی: شاخه‌ای از زبان‌ها هست که در واقع هند و ایرانی است. زبان‌های خواهر که در منطقۀ ایران صحبت می‌شود، مثل زبان فارسی، پشتو، کردی، بلوچی؛ این‌ها زبان‌های خواهر هستند که کاملاً زیرمجموعۀ هندی و ایرانی قرار می‌گیرند.

مجری: و آذری؟

دکتر رضوی: آذری از مجموعه زبان‌های ترکی است که مغولی و ترکمنی و این‌ها هستند. خانوادۀ زبانی خیلی بزرگترش آلتایی است.

مجری: برویم سراغ اینکه این همه شما و همکارانتان از فرهنگستان ادب و زبان فارسی تشریف می‌آورید اینجا و صبح به خیر ایران هم خوشبختانه در رابطه با بخش فرهنگستان خیلی با استقبال مخاطبانش مواجه شده است؛ اما یک سؤال خیلی مهم و کلی وجود دارد و آن اینکه کلاً هدف زبان‌شناسی و شما زبان‌شناسان محترم چیست و زبان‌شناسی می‌خواهد برای مردم چه بکند؟ 

دکتر رضوی: من این تفکیک را قائل شوم که زبان‌شناسی شاید با زبان‌دانی فرق کند. همۀ ما گویشور زبان فارسی یا یک گویش و زبان دیگر هستیم. زبان‌شناسی به‌طور مشخص به مطالعۀ علمی زبان‌ها می‌پردازد و ساختمان زبان‌ها را بررسی می‌کند که چه ساختمان واژگانی دارند، از چه کلماتی تشکیل شده و به‌طور خلاصه و مشخص در پنج حوزه ساختمان زبان را بررسی می‌کند. یک، آواشناسی، آواها را بررسی می‌کند که زبان از چه اصواتی استفاده می‌کند. دوم، واژه‌سازی یا صرف است. اینکه چه واژه‌هایی و چه ترکیباتی به‌کار می‌برد، چه وندهایی به‌کار می‌برد. سوم، ساختمان نحوی است که چگونه جمله‌سازی می‌کند و جملات با این واژه‌ها چگونه شکل می‌گیرند. چهارم، معنا یا به‌اصطلاح معنی‌شناسی است. اینکه معنای این کلمات چیست و از کجا شکل می‌گیرد. و پنجم کاربرد زبان است. این جملات و کلماتی که هر زبان به‌عنوان ساختمان خودش در اختیار دارد، چگونه در بافت و بین گویشوران و گویندگان و شنوندگان به‌کار می‌رود. اگر بخواهم مثالی بزنم از همین مثلاً عنوان این برنامه (صبح به خیر ایران) مثلاً در سطح آوایی، «صبح» از «ص»، «ـُ»، «ب» و «ح» تشکیل شده است. این آواها ممکن است در آواشناسی، ویژگی‌ها، یعنی جایگاه تولید و شیوۀ تولیدشان را بررسی کنیم. در سطح واژگانی بررسی می‌شود که چگونه با «صبح» می‌توانیم کلمات مختلف مانند صبحانه و صبحگاه بسازیم. یا خود «صبح به خیر» را چگونه بسازیم. سطح بعدی نحو است که اگر ما می‌گوییم «صبح به خیر ایران»، اینجا یک شبه‌جمله به‌کار می‌بریم. مثل «توقف ممنوع»، یا «تبریک»، «تهنیت»، یا «مبارک». این‌ها همه می‌توانند شبه‌جمله باشند. یعنی قسمتی که فعلش حذف شده است و ما نمی‌گوییم. «صبح به خیر» یعنی صبح به خیر باشد. در سطح معنایی می‌توانیم بررسی کنیم که مثلاً اینجا «ایران» به چه معنایی به‌کار رفته است. ایران، آحاد مردم ایران است. یعنی صبح به خیر مردم ایران. ممکن است در سطح معناشناسیِ زبان‌شناسی این بررسی شود. و اما در پنجمین سطح که کاربردشناسی است، بررسی می‌شود که ما کی می‌توانیم این کلمۀ صبح به خیر را و این شبه‌جمله را به‌کار ببریم. آیا می‌توانیم این را عصر به‌کار ببریم؟ خیر. در یک بافت خاصی است که حتماً باید صبح یا پیش از ظهر و مانده به ظهر باشد. این سطوح مطالعۀ زبان‌شناسی است که در واقع یک حوزۀ تخصصی را در مطالعۀ زبان پدید می‌آورد که بعداً بیشتر در موردش صحبت می‌کنیم.

۲ نظر ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۰۴

زبان‌شناسی - ۳

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ق.ظ

زمان پخش: ۲۵ آذر ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg دوازده دقیقه، چهار مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۲ دقیقه، ۲۷ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



در ادامۀ بحث برنامۀ قبل به ویژگی‌های دیگر زبان پرداخته شد. چون فرصت نبود به همه‌ش اشاره بشه و پرداختن به همۀ ویژگی‌ها از حوصلۀ برنامه و مخاطب خارجه، من اینجا ادامۀ خصوصیات زبان انسان رو خلاصه‌وار میارم:

۹- گسستگی (Discreteness): 

ذات نظام زبان عناصر را از نظر آوایی، واجی، صرفی، نحوی و حتی خطی (نوشتاری) مجزا در نظر می‌گیرد و به همین دلیل، این عناصر قابل تشخیص هستند. به عنوان مثال: «م» هنگام سرماخوردگی شبیه «ب» تلفظ می‌شود؛ اما ذات زبان [p] و [b] و [m] را مجزا می‌داند.

۱۰- ساخت‌وابستگی (Structure dependency): 

عناصر زبانی ساخت‌وابسته هستند؛ یعنی زبان پدیده‌ای خطی نیست و به‌صورت خطی عمل نمی‌کند. چامسکی نیز به این ویژگی زبان تأکید دارد. به عنوان مثال، قواعد و اصول زبان به ساختمان جمله وابسته است و اگر ترتیب کلمات به هم بخورد، جمله مثل قبل معنادار نخواهد بود. «کتاب‌ها» و «کتابخانه‌ها» درست و «کتاب‌هاخانه» نادرست است و نمی‌توان گفت با افزودن «ها» به بخش اول (کتاب)، «کتابخانه» جمع بسته می‌شود.

۱۱- دوپهلوگویی یا طفره رفتن (Prevarication): 

زبان انسان برای چیزی غیر از واقعیت هم به‌کارمی‌رود. مانند دوپهلوگویی، طفره رفتن، دروغ، شوخی، مجاز. نکته: پاسخِ «خوبم»، برای سوالِ «خوبی؟»، دروغ‌گویی نیست و Opening کلام است.

۱۲- نوبت‌گیری (Turn-taking): 

در همۀ زبان‌ها در کاربرد زبان نوبت را رعایت می‌کنیم. یک نفر پیامش را تولید می‌کند و نفر دیگری گوش داده و سپس پاسخ می‌دهد. هم‌زمان نمی‌توان هم حرف زد و هم پاسخ دریافت کرد.

۱۳- زوال سریع:

گفتار برخلاف خط، زوال‌پذیر است. اما به وسیله‌ی نوشتار می‌توان گفتار را ثبت کرد. نکته: خط، زبان نیست.

۱۴- انعکاسی بودن (Reflexivity): 

می‌توان از زبان برای خود زبان استفاده کرد. می‌توان زبان را برای ارجاع به خود زبان به‌کارگرفت.

۱۵- بازخورد کامل (Complete feedback): 

هنگام استفاده از زبان به طور هم‌زمان پایش انجام می‌دهیم. یعنی می‌توان جمله را جوری شروع کرد و با توجه به موقعیت، جور دیگری تمام کرد. ولی قارقار کلاغ این طور نیست.

۱۶- معنامندی (Semanticity):

در کاربرد زبان معانی مختلفی را بیان می‌کنیم. کاربرد زبان نسبت به نظام‌های نشانه‌ای دیگر فقط معنای خبری و توصیفی نیست؛ بلکه معناهای دیگری هم دارد؛ مانند معنای عاطفی و اجتماعی. جملات ما نشان می‌دهد ما از چه جایگاهی برخورداریم. مثلاً ضمیر «شوئن» در زبان چینی یعنی «من»؛ اما نه منِ معمولی، بلکه منِ امپراطور. به عبارت دیگر این ضمیر، علاوه بر اینکه ضمیر است، جایگاه گوینده را هم نشان می‌دهد.

۱۷- قابلیت یادگیری یا یادگیری‌پذیری (Learnability): 

زبان انسان‌ها فراگرفته می‌شود و حالت اکتسابی دارد. اما زبان حیوانات این چنین نیست و کلاغ‌ها زبان گربه‌ها را یاد نمی‌گیرند. اما انسان‌ها زبان‌های همدیگر را یاد می‌گیرند.

* * *

مجری: پیش از این دربارۀ اینکه زبان چیست و ویژگی‌های زبان صحبت کردیم. مرور مختصری بکنیم و برویم سراغ سؤالات.

دکتر رضوی: ما دربارۀ خاص بودن زبان بشر صحبت کردیم که خلاقانه به‌کار می‌رود، تفاوتش با زبان جانداران دیگر این است که کودک انسان زبان را خیلی خلاق به‌کار می‌برد، ما آن‌به‌آن واژه‌سازی می‌کنیم و کلمات را می‌سازیم. به‌عنوان مثال اگر من بگویم این برنامه «بیننده‌پسند» است، واژه‌ای ساخته‌ام که در فرهنگ لغت نیست، ولی متوجهش می‌شویم. یعنی در واقع ما عناصر را با یک سری قواعد به‌کار می‌بریم و این‌ها را در ساخت زبان به‌کار می‌گیریم. خدا کند که «بیننده‌گریز» نباشد (مثال دیگر برای واژه‌سازی). در مورد تفاوت‌ها و اینکه دو سطحی بودن زبان مهم است و ما ابتدا آواهایی که معنایی ندارند را کنار هم می‌چینیم و بعد کلمات یا واژه‌ها را می‌سازیم و سپس در قالب جملات.

مجری: آواها که در همۀ دنیا وجود دارد و در همۀ انسان‌ها سیستم آواشناسی هست. بعد آن آواها تبدیل می‌شوند به لغات و زبان هر قومیتی و هر ملیتی.

دکتر رضوی: بله؛ دقیقا. البته جنبۀ آواها جنبۀ بیرونی‌شان است که من عرض خواهم کرد، ولی خود زبان آن نرم‌افزاری است که در سکوت هم فعالیت می‌کند. یعنی ما با آن اندیشه داریم؛ فکر می‌کنیم، برنامه‌ریزی می‌کنیم. زبان‌ها و گویش‌هایی هستند که بدون خط هستند؛ خط قاعدتاً جنبۀ فرعی می‌شود، و زبان‌هایی هستند که حتی از صوت استفاده نمی‌کنند؛ مثل زبان اشاره. پس آن نرم‌افزار ذهنی و سیستمی که ما می‌توانیم روی آن فکر کنیم می‌تواند زبان باشد. نظامی برای ارتباط و اطلاع دادن است. اگر بخواهیم امروز به اهمیت زبان و به بخش‌هایی که زبان مطالعه می‌کند بپردازیم، می‌دانیم که تمام کشورها باید تکلیفشان را با زبان مشخص کنند. همان طور که بحث جلسۀ اولمان بود، در قانون اساسی، اصل پانزدهم در مورد زبان است. همۀ کشورها یک یا چند زبان رسمی دارند، زبان مکاتبه دارند، زبان رسانه‌ها دارند. یک نکتۀ دیگری هم که هست این است که شما اگر همایشی تشریف می‌برید، یا جایی کنفرانسی هست، نشستی هست، باید زبانش مشخص باشد. زبان آن کنفرانس یک یا دو زبان مثلاً برای ارائۀ سخنرانی است. 

مجری: این‌ها در واقع مرور اهمیت زبان‌ها بود. حتی یادم است که ما در مورد خاص بودن زبان بدن انسان صحبت کردیم.

دکتر رضوی: و اینکه حتی ما در سفر، وقتی جایی هستیم که افراد دو طرف زبان هم را نمی‌دانند، از دو ملیت یا دو قومیت هستند، یک زبانی شکل می‌گیرد که به آن زبان میانجی می‌گویند. همان جا از کلماتی که از آن زبان‌ها می‌دانند برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند. در تولد نوزاد، اولین قدم‌های او برای اجتماعی شدن، همان زبان است. آزمایش‌ها نشان داده است نوزاد از همان روزهای اول به صداهای زبان مادری‌اش واکنش نشان می‌دهد. در شکم مادر که بوده، آن صداها را شنیده و آواها برایش مهم بوده است. و جالب است که به آواهای زبان‌های دیگر واکنش نشان نمی‌دهد. واکنشش را با مکیدن سریع‌تر نشان می‌دهد.

مجری: موافقید برسیم به ساختمان زبان؟ در مورد واژه‌سازی، در مورد ساختمان زبان. ما واژه‌های متعددی داریم که از زبان‌های دیگر وارد زبان فارسی می‌شود و فارسی‌گردانی می‌شود؛ این‌ها چه اثراتی دارند و چقدر تغییر می‌کنند؟

دکتر رضوی: خود زبان مانند دستگاه است. مثل بازی فوتبال است و به بازی شطرنج می‌ماند. بازی شطرنج عناصری دارد، یک سری مهره دارد که مهره‌ها مانند کلمات و جملات زبان هستند. قواعدی هم برای حرکت مهره‌ها دارد. زمین فوتبال هم همین طور است؛ یک سری بازیکن هستند، توپ هست و همۀ قواعدی که برنده و بازندۀ بازی را اعلام می‌کند. زبان این کار را انجام می‌دهد. در پاسخ به سؤال شما اگر آواها جنبه و رویۀ بیرونی زبان باشند، وقتی واژه‌ای وارد زبان می‌شود، زبان روی آن تغییراتی ایجاد می‌کند. اولین تغییرات شاید تغییرات آوایی باشد.

مجری: من مثال بزنم؟ مثلاً «کرِم» که در فارسی به آن «کِرِم» می‌گوییم. اینجا چه اتفاقی افتاده است؟

دکتر رضوی: ما ساختمان هجایی و آوایی زبان فارسی را به آن تحمیل کرده‌ایم. مثال دیگر می‌تواند «ترافیک» انگلیسی باشد، یا «لوستر» که ما آن را «لوستِر» می‌گوییم. به دلیل اینکه ما می‌شکنیم که به‌صورت آواها و صداهای زبان ما درآید. یعنی ما نمی‌توانیم در فارسی، دو آوای بی‌صدا را ابتدا بگوییم. واژه‌ها را این طور تغییر می‌دهیم.

مجری: عموماً برای لغاتی که می‌آید این اتفاق می‌افتد یا برای لغاتی که در زبان فارسی وجود دارد؟ اثر کدام روی دیگری بیشتر یا کمتر است؟

دکتر رضوی: زبان قواعدش را تحمیل می‌کند. یعنی این طور نیست که ایستاده باشد و خیلی منفعل و پذیرا باشد. به هر حال یک کاری با این واژه‌ها انجام می‌دهد که این‌ها را فارسی کند. مثال دیگر همین کلمۀ «SMS» که فرهنگستان برایش «پیام» و «پیامک» را گذاشته است؛ ما با همین هم فعل مرکب می‌سازیم. اس‌ام‌اس زدن، اس‌ام‌اس گرفتن، اس‌ام‌اس ارسال کردن، اس‌ام‌اس فرستادن. ممکن است مختصرش هم کنیم: اس زدن، اس گرفتن، حتی می‌توانیم اشتقاقی بسازیم و بگوییم «اس‌ام‌اسی». این «ی»، وند فارسی است برای اشتقاق که به «اس‌ام‌اس» چسبانده‌ایم و به‌قول شما فارسی‌گردانی کرده‌ایم و جزئی از واژگان خودمان کرده‌ایم.

مجری: کلماتی مثل «کرم» و «ترافیک» معادل‌سازی ندارند؟ قاعدتاً باید همان‌ها را بگوییم. درست است؟

دکتر رضوی: زبان فارسی می‌تواند در مقابل این‌ها یک کلمه‌ای بگذارد. من عرضم این است که وقتی وارد زبان می‌شوند، نظام زبان با قدرت و خودبه‌خود با آن برخورد می‌کند و واژه‌ها را کمی فارسی‌گردانی می‌کند. بعد می‌توانیم یک برنامه‌ریزی داشته باشیم که روی این‌ها کار واژگانی کنیم و برایشان واژه بسازیم.

مجری: در مورد واژه‌سازی کمی بیشتر صحبت کنیم. ما مثلاً پسوندهایی داریم که با دیگر کلمات، کلمات ترکیبی تشکیل می‌دهند. پسوندهایی مانند «مند» که با دیگر کلمات، کلمات دیگری می‌سازند. تکلیف این کلمات ترکیبی چیست؟

دکتر رضوی: در واژه‌سازی ما یک سری عناصر ترکیب داریم، یک سری عناصر اشتقاق. یک موقع‌هایی وند اضافه می‌کنیم و می‌توانیم مثلاً وند «انه» را داشته باشیم و «شجاعانه» و «جرئتمندانه» را بسازیم. در مورد واژه‌های غربی در فرصت‌های آینده بیشتر صحبت می‌کنیم.

۱ نظر ۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۴۵

زبان‌شناسی - ۲

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۵۸ ق.ظ

زمان پخش: ۱۱ آذر ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg هشت دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۸ دقیقه، ۱۶ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



راجع به خصوصیات زبان انسان و تفاوتشون با زبان حیوانات صحبت شد. چون وقت برنامه کم بود و بحث نصفه موند برنامه‌های آینده هم راجع به همین موضوع خواهد بود. بحث یه کم تخصصیه و من همه‌ش می‌ترسم مخاطب فرار کنه! خلاصۀ مباحث رو از جزوه‌م اینجا میارم و امیدوارم براتون جالب و جذاب باشه. همیشه هم تو امتحانات و حتی تو کنکور از این قسمت سؤال میاد:

خصوصیات زبان انسان (از دیدگاه هاکت):

۱. جابه‌جایی (Displacement): زبان بشر Fixed reference نیست و برای غیر از اینجا و غیر از اکنون هم به‌کار می‌رود. یعنی دربارۀ زمان گذشته و آینده و مکان‌هایی جز اینجا هم می‌توان سخن گفت.

۲. دوگانگی (Duality): آندره مارتینه تجزیۀ دوگانه را مطرح می‌کند و در مورد تفاوت زبان انسان و زبان حیوانات بیان می‌کند: زبان بشر در دو سطح تقطیع می‌شود، اما زبان حیوانات (مثلاً میومیو) این گونه نیست. به عقیدۀ وی زبان انسان تقطیع دوگانه (تجزیۀ دوساختی) دارد. یعنی در یک سطح به عناصر معنادار (واژه و تکواژ) و در یک سطح به عناصر بدون معنا که واج و آوا هستند برش می‌خورد. به‌عنوان مثال، سطح اول (واژه‌ها و تکواژها): «کتاب» + «خانه» + «ای»، سطح دوم (واج‌ها یا آواها): ک + ت + ا + ب.

۳. قراردادی بودن: به جز نام‌آواها که رابطۀ طبیعی دارند، دال و مدلول رابطه‌ی طبیعی ندارند و قراردادی‌اند. 

۴. زایایی (Productivity): ذهن انسان انبار جملات نیست. با واژگان و قواعد محدود جملات و واژه‌های جدید و نامحدود می‌سازد. مثال: «صندلی‌مند»، «بخاری چپ‌چپ نگاه می‌کرد».

۵. انتقال فرهنگی (Cultural transmission): زبان ژنتیکی نیست و کودک از طریقِ بودن در محیط، زبان را فرامی‌گیرد. یعنی یک کودک ایرانی اگر در یونان و در خانوادهٔ یونانی بزرگ شود، زبان یونانی می‌آموزد.

۶. تخصصی‌شدگی (Specialization): رفتار حیوانات با زبان‌شان مستقیم است. یعنی تکان دادن دم سگ نشان‌دهندۀ تشکر، و قارقار کلاغ نشانۀ خطر است. ولی زبان انسان رفتار خاصی را برنمی‌انگیزد و با رفتارش رابطهٔ اختصاصی ندارد. مثلاً اگر در یک مهمانی بگویند «بفرمایید شام حاضر است»، این جمله رفتار خاصی را برنمی‌انگیزد و همه سراغ شام نمی‌روند؛ یکی می‌گوید گرسنه نیستم، یکی تکذیب می‌کند.

۷. یکسانیِ فرستنده و گیرنده: هم می‌توان حرف زد، هم گوش کرد. انسان‌ها هم‌زمان با تولید پیام، می‌توانند پیام طرف مقابل را درک هم بکنند؛ اما برخی حیوانات این گونه نیستند. بعضی از جانداران فقط صدا تولید می‌کنند و برخی فقط می‌شنوند. در برخی گونه‌ها جنس ماده می‌شنود و جنس نر حرف می‌زند.

۸. جهت‌مند نبودن، غیرجهت‌داری: زبان حیوانات جهت‌مند است. مثلاً مورچه‌ها باید روبه‌روی هم باشند تا ارتباط برقرار کنند. در زبان انسان‌ها مهم تولید صوت است نه روش ارتباط (SMS، تلفن، نامه، مکالمه پشت در).

این ویژگی‌ها ادامه داره. بقیه‌شو بعداً میگم.

* * *

مجری: به بخش فرهنگستان «صبح به خیر ایران» خوش آمدید. بخشی که روزهای زوج تقدیم نگاه‌های قشنگ و مهربان شما می‌شود. ما در این بخش سعی بر این داریم و تلاش می‌کنیم که در واقع از این زبان فارسی‌مان مراقبت و محافظت کنیم. همه‌مان می‌دانیم خیلی در معرض هجمه و حمله است. خاصه به‌واسطۀ فضای مجازی که این روزها رسانه در گوشی‌های همه‌مان هست. امیدوارم که کمی بیشتر به فکر پاس‌داشت زبان فارسی باشیم. لااقل مثلاً برای سه نسل آینده چیزی از زبان فارسی مانده باشد که استفاده کنند و باهم ارتباط مؤثر کلامی از طریق این زبان شیرین و گویا برقرار کنند. جناب آقای دکتر رضوی مهمان من هستند؛ از پژوهشگران محترم فرهنگستان زبان و ادب فارسی. سلام، صبحتان به خیر، خوش آمدید.

دکتر رضوی: سلام عرض می‌کنم. صبح شما و بینندگان گرامی در منزل هم به خیر. من جلسۀ پیش خاطرتان باشد در مورد زبان صحبت کردم و اینکه زبان چیست؟ نرم‌افزاری ذهنی است که بین صداها و اندیشه و فکر ما ارتباط برقرار می‌کند. در واقع ما وقتی فکری داریم، روی آواها سوار می‌شود و ما به این صورت ارتباط برقرار می‌کنیم.

مجری: پس می‌توانیم نتیجه بگیریم که هر کس اگر چیزی می‌گوید، حتماً قبلش به آن فکر کرده است.

دکتر رضوی: حتماً همین طور است. فکری است که در قالب زبان تحقق پیدا می‌کند.

مجری: برویم سراغ نقش‌های زبان. یکی از نقش‌های زبان علی‌القاعده این است که ما از طریقش می‌توانیم ارتباط مؤثر کلامی برقرار کنیم و مفاهیم را از طریق زبان در قالب زبان انتقال دهیم. نقش‌ها و کارکردهای دیگر زبان چیست؟

دکتر رضوی: زبان اهمیت مشخصی در زندگی ما دارد. من می‌خواهم به این چالش «صبح به خیر ایران» هم اشاره کنم که چالشی زبانی در نظرش گرفته‌اید. واقعاً از دید ما فرهنگستان و کسانی که با زبان کار می‌کنند، این یک چالش زبانی است که هر کسی «صبح به خیر ایران» را به زبان خودش و به آن گویشی که دارد بگوید. و یک نقش هویتی و ارتباط دهنده دارد. نقش‌های زبان همان طور که فرمودید، اطلاع‌دهنده است. وقتی هواشناسی یا اخباری می‌بینیم، یا روزنامه می‌خریم و می‌خوانیم، از اطلاعات می‌خواهیم استفاده کنیم؛ یا حتی کارت تبریک یا دعوتی وقتی برایمان ارسال می‌شود، همۀ این‌ها نقش اطلاعی دارد. زبان نقش ارتباطی هم دارد. وقتی که ما می‌خواهیم کمکی کنیم، حال کسی را می‌پرسیم، یا تسلیت و تبریک می‌گوییم، همۀ این‌ها نقش ارتباطی هستند. این دو نقش جالب هستند. من این مثال را همیشه می‌زنم؛ مثلاً در احوال‌پرسی ما می‌توانیم این نقش را ببینیم. وقتی سلام و احوال‌پرسی می‌کنیم یک موقع وقتی نزد پزشک می‌رویم برای اطلاع دادن است. وقتی می‌پرسد که حالتان چطور است ما شرح کاملی از وضع جسمی خودمان می‌دهیم. ولی وقتی مثلاً در راهروها همکارانمان را می‌بینیم، ممکن است بپرسند حالتان چطور است و ما بگوییم خوبم، بد نیستم. این برای ارتباط است، ولی در حضور پزشک که شرح کاملی از حالمان می‌دهیم برای اطلاع است. نقش دیگر زبان هنرآفرینی است که در ادبیات و داستان و شعر و حتی در شغل شما و هر کسی که بخواهد ارتباط برقرار کند وجود دارد. ممکن است شما بگویید «صبح سرد پاییزی‌تان گرم»؛ همین سرد و گرم که کنار هم گذاشته می‌شود، می‌خواهد کلام و اطلاع و ارتباط را زیباتر کند. و خب اگر از شعری استفاده می‌کنیم و اگر داستانی یا رمانی یا قطعه‌ای گفته می‌شود، سخنران‌ها خیلی استفاده می‌کنند و هر کسی که بخواهد زبانش را زیباتر و اندیشه‌اش را زیباتر عرضه کند، همۀ این‌ها هنرآفرینی است. 

مجری: می‌توانیم بگوییم زبان، ثبت و حفظ تاریخ ما را هم بر عهده دارد؟

دکتر رضوی: قطعاً همین طور است. زبان انتقال دهندۀ فکر و اندیشه و تمدن ماست. یکی از وجوه زبان ثبت است. خط و گفتار وجوه زبان هستند. باز هم من تأکید می‌کنم آن چیزی که در ذهن حضور دارد زبان است. ما حتی اگر حرف هم نزنیم، مثل زبان اشاره که گفتار و صوت و آوا ندارد، ولی زبان است، یا خیلی از گویش‌ها که خط ندارند، اما زبان هستند. خیلی از گویش‌ها و زبان‌های دنیا هیچ خطی ندارند برای ارائه، ولی زبان هستند. این‌ها بعدها به زبان اضافه شده‌اند.

مجری: منظور از زبان اشاره زبان بدن است؟

دکتر رضوی: نه منظورم زبان افرادی است که قادر به تکلم و شنیدن نیستند.

مجری: یک جایی در مورد زبان بدن مطالعه می‌کردم که زبان بدنتان تأثیر بیشتری از کلامتان دارد وقتی که صحبت می‌کنید یا ارتباط برقرار می‌کنید یا به‌عنوان مثال شما دارید بنده را از قاب شبکۀ یک تلویزیون تماشا می‌کنید. زبان بدن من بیشتر تأثیرگذار است تا آن چیزی که مردم از طریق بیان من دارند می‌شنوند. یعنی زبان بدن مؤثرتر است.

دکتر رضوی: البته کاربرد کلمۀ زبان، که ما زبان جانداران می‌گوییم، زبان گیاهان، زبان موسیقی، کاربرد عامی است. برای ارتباط، بله؛ زبان بدن هم یک زبانی است. به هر حال نشانه‌هایی است. این نشانه‌ها خیلی معنادار هستند.

مجری: زبان جانوران چیست؟

دکتر رضوی: ما جایگاه خیلی خاص و ویژه‌ای برای زبان بشر تلقی کرده‌ایم. اگر زبان بشر را با زبان جانداران دیگر مقایسه‌اش کنیم، چند ویژگی و خصوصیت متفاوت دارد. یکی از ویژگی‌ها این است که زبان بشر خلاقیت دارد. یعنی در واقع ما کلماتی را فوراً می‌سازیم، جملاتی می‌سازیم که هرگز به آن‌ها فکر نکرده‌ایم. آن‌به‌آن، در لحظه از قاعده‌ها استفاده می‌کنیم. ولی زبان جانداران این طور نیست. حشرات، به‌عنوان مثال زنبور عسل، وقتی منبع شهد و گلی را پیدا می‌کند و به کندو برمی‌گردد، رقص و حرکات نیم‌دایره‌ای که اصطلاحاً دم‌جنبانک می‌گویند انجام می‌دهد و به دیگر زنبورها اطلاع می‌دهد که منبع شهد کجاست. آزمایشی انجام شده و دیده‌اند که زنبور نمی‌تواند مفهوم «بالا» را انتقال دهد و همیشه در سطح حرکت کرده است. خلاقیت بچۀ انسان، که قبلاً هم اشاره کردم در تولید واژه و در تولید جمله، از هر رایانه و کامپیوتری بیشتر است. این یکی از ویژگی‌هاست. یک ویژگی دیگر شاید مربوط باشد به بحث صبحتان در مورد «دروغ‌گویی». در زبان، دروغ‌گویی یک مسألۀ ارزشی یا اخلاقی نیست. دروغ‌گویی یعنی اینکه زبان همیشه برای واقعیت به‌کار نمی‌رود. ما وقتی زبان را برای ارتباط به‌کار می‌بریم، مثل «حالت خوبه؟»، در جواب، شرح کاملی مانند وقتی که در مطب پزشک هستیم نمی‌دهیم. می‌گوییم «خوبم، مرسی». این برای ارتباط است. زبان انسان در مقایسه با سایر جانداران، فقط برای واقع‌نمایی نیست. وقتی یک کلاغ قارقار می‌کند، او فقط خطر یا منبع غذایی که همان موقع وجود دارد را نشان می‌دهد، ولی بشر صحبت‌هایی می‌کند که جابه‌جا می‌شود. یعنی از همان موقع به زمان دیگر، آینده و گذشته. زبان بشر تخیل دارد، داستان‌هایی در آن ایجاد می‌شود و ممکن از اسب بالدار صحبت شود؛ یا هر چیز دیگری.

۴ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۵۸

زبان‌شناسی - ۱

سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ق.ظ

زمان پخش: ۱ آذر ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمدرضا رضوی

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg هشت دقیقه، دو مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۸ دقیقه، ۵۰ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



این بخش یه کم تخصصی‌تر از بخش‌های قبله؛ ولی مطالبی که درش بیان میشه زیاد پیچیده و غیرملموس نیست و تلاش شده که به ساده‌ترین صورت ممکن بیان بشه، فقط یه کم دانشگاهی یا آکادمیک به‌نظر می‌رسه. تو این برنامه که خیلی کوتاه و مختصر و مقدماتی و از هر دری سخنی بود راجع به ماهیت زبان و زبان‌آموزی کودکان و کاربرد زبان صحبت شد. در همین راستا یه کانالی معرفی می‌کنم که اونجا کلمات و جملات فکری و فلسفی کودکان جمع‌آوری شده. اگه به همچین موضوعاتی علاقه دارید دنبالش کنید: 

https://t.me/ChildrenOfIdea

دیدن مستند کودک انسان و قدرت تکلمش هم خالی از لطف نیست:

http://www.s1.telewebion.com/episode/1710569

* * *

مجری: ما امروز دربارۀ زبان می‌خواهیم صحبت بکنیم. تلقی ما از زبان در ذهنمان چیست؟ آیا فقط آوایی است که از گلو و حنجره خارج می‌شود؟ یا زبان‌های مختلفی است که در سراسر دنیا به آن تکلم می‌شود؟ یا شاید هم زبانی باشد که ما می‌نویسیم؟ آیا آن هم زبان است؟ یا زبان بدن چه جور زبانی است؟ جزو چه دسته از زبان‌ها قرار می‌گیرد؟ این‌ها فکر می‌کنم چیزهایی است که بعضی وقت‌ها به آن فکر می‌کنیم یا خوب است که فکر کنیم. می‌خواهیم در همین رابطه با آقای دکتر صحبت کنیم. آقای دکتر واقعاً زبان کدام یک از این‌هاست؟

دکتر رضوی: ما در مورد موضوعات پیرامون زبان اینجا صحبت کرده‌ایم. موضوعاتی که دربارۀ زبان بوده است؛ مثل واژه‌سازی، معنی واژه‌ها، اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و شعر و ادبیات. اما اگر در پاسخ به پرسش شما بخواهم جواب دهم، زبان را می‌توانیم نرم‌افزاری در ذهن تلقی کنیم. بیرون‌دادش می‌تواند گفتار باشد، خط باشد، به‌صورت نوشتار باشد. مثل کامپیوتر یا رایانه‌ای که ما با نرم‌افزاری در ذهنمان سروکار داریم است. اگر هم تکلم نکنیم، قادر به تکلم هم نباشیم و ارتباط هم برقرار نکنیم، صبح که از خواب بیدار می‌شویم به آن زبان فکر می‌کنیم، برنامه‌هایمان را در ذهنمان می‌نویسیم، اندیشه و فکرمان با آن پیش می‌رود. این تلقی زبان‌شناسی از زبان است که در ذهنمان وجود دارد.

مجری: یعنی ما اول صبح وقتی که فکر هم می‌کنیم به اینکه مثلاً در طول روز چه کار بکنیم، جزو زبان‌ها محسوب می‌شود. منظورتان این است؟

دکتر رضوی: در واقع زبان ذهنی است. ما یک زبان در ذهنمان داریم و گفتار، برون‌داد آن است. آن نرم‌افزار به تعبیری در آنجا دارد فعالیت می‌کند و بعد می‌تواند به‌صورت نوشتار دربیاید. زبان مسألۀ مهمی است و در واقع اهمیتش آن‌قدر بوده که در قوانین کشورها و قانون اساسی جایی برایش هست.

مجری: کمی ملموس‌تر اگر بخواهیم صحبت کنیم، ما بچه‌های کوچک را که می‌بینیم، آواهای مختلف و کلمات جذابی را تولید می‌کنند و به زبان می‌آورند. این جزو چه دسته از زبان‌هاست؟ آیا این هم همان نرم‌افزار است؟

دکتر رضوی: بله همان نرم‌افزار است. پرسشی مطرح است هم در فلسفه، هم در زبان‌شناسی و روان‌شناسی؛ و مهم‌ترین پرسشی است که وجود دارد. اینکه زبان چگونه پدید آمده و چطور می‌شود که بچۀ کوچک انسان بین سن یک‌سالگی و دوسالگی یک واژه‌ساز متخصص می‌شود؟ مادران ممکن است بیشتر بدانند. بچه واژه‌هایی تولید می‌کند که هرگز نشنیده، اسم‌گذاری می‌کند و کلماتی می‌سازد. مثلاً بچه‌ای که به پمپ بنزین، بنزین‌فروشی می‌گفت. بچه این را هرگز نشنیده، ولی خلق می‌کند.

مجری: چرا؟ چون می‌آید تلاش کند که آن چیزی را که اطرافیان و پدر و مادر می‌گویند بیان کند؛ ولی از خلاقیتش استفاده می‌کند و چیزهای دیگری را تولید می‌کند.

دکتر رضوی: یکی از ویژگی‌های اصلی زبان این است که خلاقیت دارد. هر موقع آن کودک یک‌ساله از یک سال به بعد آن غان و غون‌ها (صداهایی که به آن‌ها غان و غون گفته می‌شود) را تولید می‌کند، رو به تولید زبان می‌رود. در ابتدا ممکن است صداهایی مثل غان و غون تولید کند، بعد کم‌کم به واژه تبدیل می‌شود، «با»، «ما» و بعد هم «بابا»، «ماما» که جزو اولین کلماتی هستند که بچه فرامی‌گیرد و به‌کار می‌برد. این پرسش وجود دارد که بچه چطور می‌تواند این کار را بکند، در حالی که یک کامپیوتر و رایانۀ حرفه‌ای نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

مجری: این‌ها نشانه هستند؟

دکتر رضوی: بله؛ زبان از کلمات تشکیل شده است و کلمات در کنار هم جملات را می‌سازند. و این واژه‌ها یا کلمات هر کدام نشانه هستند. اگر بخواهیم نشانه را تعریف کنیم، نشانه چیزی است که به غیر از خودش دلالت می‌کند. اگر من دستم را به این شکل بگیرم، به چیزی غیر از دستم اشاره می‌کنم. کلمات هم همین طورند. کلمات زبان‌ها، متنوع‌اند و قاعدتاً به چیزهایی اشاره می‌کنند غیر از خودشان.

مجری: ما در دانشگاه رشتۀ زبان‌شناسی داریم. خیلی‌ها هم از سالیان دور تحصیل کرده‌اند و تخصص و دکترا گرفته‌اند. شما خودتان هم زبان‌شناسی خوانده‌اید. آقای دکتر از جمله کسانی هستند که در این رشته تحصیل کرده‌اند. می‌خواهم بپرسم فارغ از مباحث آکادمیک و دانشگاهی که جذابیت‌ها و طرفداران خودش را دارد، شناخت زبان در زندگی روزمرۀ ما به چه کمکی می‌آید؟

دکتر رضوی: اسم این را می‌شود زبان‌آگاهی گذاشت. وقتی زبان‌آگاهی داریم می‌توانیم زبان را به‌جا به‌کار ببریم. کودکان را مثال می‌زنم؛ چون مورد پژوهش و آزمایش قرار گرفته‌اند. بچه از همان ابتدا و موقعی که شروع می‌کند به تکلم متوجه است که یکی از اصل‌های کاربرد زبان نوبت‌گیری است. یعنی در مکالمه و وقتی دارد با کسی، مادرش، یا پدرش صحبت می‌کند باید نوبت بگیرد، بایستد و حرف طرف مقابل تمام شود. این زبان‌آگاهی باعث می‌شود که ما نسبت به کاربرد زبان آگاه باشیم، بتوانیم به‌جا به‌کار ببریم و بدانیم چه گونه‌ای به‌کار ببریم.

۲ نظر ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۰۵