زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حداد» ثبت شده است

بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی

دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۰۰ ق.ظ

زمان پخش: ۲۵ اردیبهشت ۹۷

مهمان برنامه: دکتر غلامعلی حداد عادل

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg، بخش اول ۱۶ دقیقه، ۶ مگابایت، بخش دوم، ۱۶ دقیقه، ۵ مگابایت



زمان این برنامه نسبت به بقیۀ برنامه‌ها یه کم طولانی‌تره و اگه حوصله یا وقتشو نداشتید همه رو بخونید، جملاتی که با رنگ زرد مشخص کردمو بخونید.

***

مجری: امروز روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است. دلیل اهمیت و توجهی که باید نسبت به این شاعر بی‌بدیل و گران‌مایه داشته باشیم در چیست؟ دلیل آن را شما در چه جست‌وجو می‌کنید؟

دکتر حداد عادل: من قبل از اینکه وارد اصل موضوع شوم که سؤال شماست باید اولاً از برنامۀ صبح به خیر ایران تشکر کنم. در چند ماهی که شما کارتان را شروع کردید کریمانه بخشی از برنامه را به زبان فارسی اختصاص دادید و همکاران من هم از فرهنگستان در خدمت شما و خدمت مردم هستند و هفته‌ای سه روز بخشی از برنامۀ شما به زبان فارسی و ادبیات فارسی اختصاص دارد و من از این بابت به سهم خودم تشکر می‌کنم از شما، از آقای هنرور و همۀ دست‌اندرکاران این برنامه، جناب‌عالی آقای نظام‌اسلامی، آقای واحدی، خانم‌ها. برنامۀ بسیار خوبی است. شما با این کار توجه عموم مردم را به اهمیت زبان فارسی جلب کرده‌اید. بنده با همکاران جلساتی دارم و راجع به اینکه این برنامه چطور اجرا شود مشورت‌هایی می‌کنیم. ان‌شاءالله در آینده بهتر هم بتواند بشود و مؤثرتر.

مجری: این تشکر فکر می‌کنم متقابل است. ما هم قدردان هم‌دلی و همراهی شما عزیزان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستیم. همکارتان سرکار خانم تهرانی که رابط هستند با برنامه در معرفی کارشناسان، در حضور به‌موقع‌شان و الحمدلله نتایج خوبی هم ما ملموس احساس کردیم در پیامک‌ها و توجهی که مردم دارند و تقویت کردند و تشویق کردند. اینکه بی‌تفاوت از کنار زبان فارسی نگذشتیم. تلاش هم حقیر هم تهیه‌کنندۀ نازنینمان هم تک‌تک دوستانمان هست که در طول برنامه وقتی واژه‌ای را بر زبانمان جاری می‌کنیم تمام سعی‌مان این است که نخستین انتخابمان و توجهمان واژگان فارسی باشد و اگر خدای‌نکرده در طول سال، در طول یک گفت‌وگوی صریح یا در یک کار حسی فی‌البداهه واژه‌ای غیر از زبان فارسی بر دل ما نشسته و بر زبانمان جاری شده پیشاپیش و برای همیشه معذرت می‌خواهیم. چرا که همواره وقتی میراثی کهن مثل زبان فارسی داریم جای ورود بیگانگان واقعاً نیست. 

دکتر حداد عادل: خصوصاً امسال که سال حمایت از کالای ایرانی است و کدام کالای ایرانی، ایرانی‌تر از زبان فارسی. و این زبان فارسی بزرگترین دستاورد ماندگار ایرانیان است در طول تاریخ که این زبان را به‌وجود آورده‌اند، این را رشد داده‌اند و همان طور که کالای ایرانی باید مصرف کنیم، برای کالای ایرانی هم باید نام ایرانی بگذاریم. در واقع من می‌گویم آن کسی که می‌رود سراغ کالای خارجی همان کسی است که علاقه دارد به جای لغت رایج زبان فارسی هم لغت فرنگی استفاده کند. این‌ها از یک ریشه سرچشمه می‌گیرند. 

شما معمولاً روزهای زوج به فرهنگستان وقت می‌دهید و دربارۀ زبان صحبت می‌شود؛ منتها امروز سه‌شنبه است و این استثناء از آن جهت ایجاد شده است که امروز ۲۵ اردیبهشت، همان طور که فرمودید روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی است. دو سال پیش به پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تصویب شورای انقلاب فرهنگی، ۲۵ اردیبهشت انتخاب شد با این عنوان که گفتیم. البته ما روز شهریار هم داریم که آن روز بزرگداشت شعر فارسی است، اما امروز بزرگداشت زبان فارسی است. این هر دو روز اعتبار خودش را در تقویم حفظ کرده است. یعنی آن روز هم بحث ویژۀ شعر را می‌کنیم. امروز، عمومی‌تر بحث زبان را می‌کنیم. اما علت اینکه این دو روز باهم یکی شده حق بزرگ فردوسی بر گردن زبان فارسی است. 

فردوسی در هزار سال پیش و بلکه می‌توانم بگویم نزدیک به هزاروچهل سال پیش سرودن شاهنامه را آغاز کرد. او سی سال وقت صرف کرد و به‌قول خودش رنج برد و کاخ بلندی بنا کرد، تأسیس کرد، ایجاد کرد که خشت‌خشت آن از واژه‌های زبان فارسی بود و کاخ استواری بنا کرد که در طول تاریخ از باد و باران گزندی نبیند و نیت او این بود که عجم را به‌قول خودش زنده کند و با این زبان یک ملت را زنده کند و در همۀ این نیت‌ها توفیق پیدا کرد. این گنجینه را در حدود شصت‌هزار بیت برای ما یادگار گذاشت. 

شاهنامه خصوصیات زیادی دارد. اولاً یک کتاب اخلاقی است؛ یک کتاب خردورزی است؛ یک کتاب معنوی و دینی است. زبان عفیفی دارد و هیچ کسی در طول تاریخ از خواندن شاهنامه هیچ انحراف اعتقادی و اخلاقی پیدا نکرده است؛ بلکه هر کس خوانده یک افتخار ملی احساس کرده و یک تعلق خاطری به این سرزمین و به ایران و ایرانی پیدا کرده است. 

و این کتاب، حسنش این است که کتاب همگانی است. یعنی در قهوه‌خانه‌ها مردم می‌نشینند پای صحبت نقال‌ها گوش می‌کنند. من خودم یادم هست که شش هفت ساله بودم در همین خیابان ری تهران یک قهوه‌خانۀ بزرگی بود که من گاهی بیرون در آن قهوه‌خانه می‌ایستادم و می‌دیدم تودۀ مردم، همین کسبه، کسانی که اهل مطالعه هم نبودند نشسته‌اند و یک نقالی دارد اشعار شاهنامه را می‌خواند و این مردم کاملاً می‌فهمیدند و به‌قول شما حس می‌گرفتند. در روستاها مثلاً یکی از سرگرمی‌های مردم در همه جای ایران این بوده که شب‌های زمستان کنار کرسی شاهنامه می‌خواندند و بعضی از پیرمردها بودند در روستاها که اصلاً کل شاهنامه را حفظ داشتند. آن وقت همین کتاب دست‌مایۀ بالاترین و بهترین تحقیقات در دانشگاه‌هاست از باب واژگان زبان فارسی، دستور زبان فارسی و خیلی چیزهای دیگر. حسن دیگر شاهنامه این است که زبانش کهنه نشده است. یعنی با اینکه هزار سال پیش سروده شده است، شما امروز وقتی می‌گویید «توانا بود هر که دانا بود» یا «میازار موری که دانه‌کش است»، همه می‌فهمند. این هم هنر فردوسی را می‌رساند، هم پختگی زبان فارسی را. و شما ببینید پیوند شاهنامه با ورزش باستانی ما را که چقدر نفوذ کرده در همۀ جامعه. این یک جلوه از صد جلوۀ شاهنامه است.

مجری: آیا فرهنگستان، در خارج هم فعالیت دارد یا خیر؟ ارتباطش با مجامع علمی خارج از کشور چگونه است؟ 

دکتر حداد عادل: از این فرصت استفاده می‌کنم در روز بزرگداشت فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی توجه هم‌وطنان عزیزم را به اهمیت زبان فارسی جلب کنم. این زبان یکی از دو رکن هویت ملی ما ایرانی‌هاست. ما دو رکن داریم که یکی اسلام است و مردم این سرزمین را متحد می‌کند و هویت می‌دهد، یکی هم زبان فارسی است. زبان فارسی زبان کهنی است. پدربزرگی داشته و پدری. این زبان نوۀ آن پدربزرگ و فرزند آن پدر است. فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو. این زبان فارسی ما فارسی نو است که فارسی دری هم می‌گویند. در حدود هزارودویست سال است که در ایران گسترش پیدا کرده و بر طبق یک قرارداد نانوشته مردم ایران این زبان را مناسب تشخیص داده‌اند برای پیوند خودشان. یعنی هر کس در هر جا که بود، زبان محلی خودش را هم داشت، به زبان مادری‌اش هم علاقه‌مند بود، ولی وقتی می‌خواست با یک ایرانی دیگری در جای دیگری تماس بگیرد و ارتباط برقرار کند با زبان فارسی این ارتباط را برقرار می‌کرد. حتی مثلاً حکومت‌هایی که در جای‌جای ایران باهم معارضه داشتند، هر کسی یک گوشه‌ای را گرفته بود و با یکی دیگر می‌جنگید، اما با زبان فارسی باهم حرف می‌زدند. این زبان، یک چنین عامل پیوندی بوده است. مثلاً همین فردوسی در قرن چهارم در غزنه به زبان فارسی شعر می‌گوید. سعدی در قرن هفتم در شیراز شعر او را داخل شعر خودش می‌کند و می‌گوید «چه خوش گفت فردوسی پاکزاد، که رحمت بر آن تربت پاک باد». آن وقت شعر فردوسی را می‌آورد: «میازار موری که دانه‌کش است، که جان دارد و جان شیرین خوش است». زبان محلی سعدی زبانی بوده در شیراز آن موقع که ما امروز نمی‌فهمیم. سعدی به آن زبان با همشهری‌هایش حرف می‌زده، ولی سعدی و فردوسی هر دو به زبان فارسی صحبت می‌کردند. این میراث بزرگی است که ما باید آن را حفظ کنیم و البته حفظش شرایطی دارد، قواعدی دارد، ضوابطی دارد. همه باید همت کنیم، سهل نگیریم مسألۀ زبان را و مثل گوهر عزیزی باید آن را از صدمه حفظ کنیم و مثل چراغی آن را در پناه دست بگیریم که باد و طوفان آن را خاموش نکند.

مجری: زمان کمی تا پایان برنامه مانده آقای دکتر. خیلی سریع به ارتباطتان با مجامع بین‌المللی اشاره کنید. 

دکتر حداد عادل: ما در فرهنگستان با استادان مقیم خارج از ایران، چه ایرانی، چه غیرایرانی که زبان و ادب فارسی تدریس می‌کنند ارتباط داریم. با فارسی‌آموزان، فارسی‌دانان، فارسی‌گویان، چه در تاجیکستان، چه در افغانستان چه در جاهای دیگر مرتبطیم. ولی در جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر بنیاد دیگری هم تأسیس شده است به نام «بنیاد سعدی». از آن جهت که سعدی آموزگار زبان فارسی است، مخصوصاً با گلستان خودش، ما نام سعدی را روی بنیاد سعدی گذاشتیم. وظیفۀ فرامرزی در زبان فارسی به عهدۀ بنیاد سعدی است. بنیاد سعدی وظیفه‌اش آموزش زبان فارسی در جهان است و گسترش زبان فارسی در جهان. برای کلاس‌های آزادی که در بیش از دویست نقطۀ دنیا ما داریم و همین طور برای سیصد کرسی زبان فارسی که در جهان هست ما سعی می‌کنیم کتاب درسی تهیه کنیم. 

من فقط برای اینکه مردم عزیز ما قلمرو زبان فارسی را و برد زبان فارسی را بدانند عرض می‌کنم که همین امروز با همۀ مشکلاتی که ایجاد می‌کنند فقط در استان پنجاب پاکستان که مرکزش لاهور است، در اطراف لاهور ۱۸۰ هزار دانشجو درس زبان فارسی را اختیاری در برنامۀ درسی دانشگاهشان دارند و سر کلاس زبان فارسی حاضر می‌شوند. حالا شما ببینید این زبان چه جاذبه‌ای داشته، چه شیرینی‌ای داشته، چه حضوری داشته در طول تاریخ و چه سرمایه‌ای است. 

بگذارید من این نکته را عرض کنم که در داستان آرش می‌خوانیم برای اینکه مرز ایران‌زمین را تعیین کند، تیری پرتاب کرد و آنچنان قوت و قدرت خودش را بر سر این پرتاب نهاد که جانش را بر سر این تیراندازی گذاشت که این تیر هر چه ممکن است دورتر برود. من می‌خواهم بگویم تیری که آرش پرتاب کرد، زبان فارسی بود. نمادی است از زبان فارسی. هر جایی زبان فارسی رفته ایران هم رفته. 

من در پایان این فرصت مغتنمی که شما به فرهنگستان دادید می‌خواهم دفاعی از زبان فارسی بکنم. اولاً از برنامۀ شما و خیلی از برنامه‌های دیگر در تلویزیون، در رادیو و صدا و سیما تشکر کنم که وظیفۀ خودشان را نسبت به زبان فارسی انجام می‌دهند. ما هم در فرهنگستان در خدمتشان هستیم. فقط می‌خواهم از بعضی از مجری‌ها و بعضی از تهیه‌کننده‌ها خواهش کنم که زبان فارسی را به‌قول معروف «پاس بدارند». بگذارید یک گلۀ مشخص بکنم. خیلی از مردم مثل من دیشب مسابقۀ فوتبال را تماشا کردند. از اینکه تیم ایران هم برنده شد خوشحال شدیم همۀ ما. در پایان که خبرنگار با آقای سید جلال حسینی زنندۀ گل دوم و کاپیتان یا به‌قول من «سَریار» این تیم صحبت می‌کرد، از او پرسید «شما یک سوپرمنید. قبول دارید که سوپرمنید؟». من می‌خواهم گله کنم از این دوست عزیز که چرا قهرمان نمی‌گویید؟ چرا پهلوان نمی‌گویید؟ چرا کلمۀ «سوپرمن» را وارد زبان فارسی می‌کنید؟ امسال شبکۀ ورزش شما دیدم که برنامه‌ای درست کرده اسمش را گذاشته «ویدئوچک». گفتم ما کلی زحمت کشیدیم به جای ویدئوچک گفتیم بازبینی، شما دوباره این را بردید سر جای خودش. من این گله‌ها را می‌کنم. گله‌های دوستانه، برادرانه. ان‌شاءالله همه دست به دست هم بدهیم و این میراث کهن را نگه‌بانی کنیم.

۲ نظر ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۰۰

واژه‌گزینی - ۶

پنجشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۵۶ ق.ظ

زمان پخش: ۲ دی ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمود ظریف

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg ده دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۰ دقیقه، ۲۲ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



در اصول و ضوابط واژه‌گزینی، اگر در جایی از زبان رسمی و معیار و متداول، معادلی برای یک کلمه‌ی فرنگی پیدا نکردیم و معادل مناسبی برای این واژه در گویش‌ها وجود داشت، از آن واژه استفاده می‌کنیم. مثال: «رمبیدن» در گویش استان فارس، به معنای فروریختن و ویران شدن ناگهانی و معادل با «کولاپس» است. با استفاده از رمبیدن، می‌توان «رمب‌اختر» را ساخت؛ که معادل مناسبی برای ستاره‌ای که به ناگهانی از درون فرومی‌ریزد است. یا مثلاً «چالش» که از چالشماق ترکی گرفته شده، برای چلنج انگلیسی. 
کهن جامه‌ی خویش پیراستن، به از جامه‌ی عاریت خواستن

این برنامه خیلی کوتاه بود و فقط سه چهار تا مثال بررسی شد. مجری آخر برنامه راجع به اون غلط املایی «شکرگزار» هم پرسید که دکتر حداد به‌اشتباه با «ذ» نوشته بودن و خیلی هم خبرساز شده بود. آقای ظریف هم گفتن اشتباه املایی بوده و تصحیح شده بعداً. (+)

* * *

مجری: این زبان‌ها و گویش‌ها و لهجه‌هایی که در بین اقوام مختلف ایرانی مرسوم است، فارغ از اینکه شیرین است، جذاب است و این تنوع و گونه‌به‌گونی و رنگ‌به‌رنگی گویش‌ها را وقتی که می‌بینیم، لذت و حظّش را می‌بریم و بخشی از هویت فرهنگی آن قوم محسوب می‌شود، در واژه‌گزینی هم نقش به‌سزایی دارد و جاهایی که می‌گویند ما در زبان فارسی و زبان معیارمان، واژه کم می‌آوریم حتی می‌توانیم برویم سراغ زبان‌ها و گویش‌ها و لهجه‌هایی که در بین اقوام ایرانی وجود دارد. در این خصوص جناب آقای دکتر ظریف قرار است حضور شما توضیحاتی را ارائه کنند. از همراهان صبح به خیر ایران که از فرهنگستان زبان و ادب فارسی تشریف آورده‌اند، خودشان هم اصالتاً مشهدی هستند. صبحتان به خیر. 

دکتر ظریف: صبح شما به خیر. سلام عرض می‌کنم خدمت شما و سایر عوامل و همچنین مردم خوب کشورمان.

مجری: یک سلام ویژه باید تقدیم مشهدی‌ها کنیم از طرف شما. آن‌قدر به مشهد عرق دارند که الان داشتند کلی با من بحث می‌کردند در خصوص اینکه مشهد اینگونه است و اینگونه است و اینگونه است و در خصوص فرهنگ خوب مردمش و امکانات خوبی که در این شهر وجود دارد و کلیّۀ مواردش کلی داشتند توضیحات ارائه می‌کردند. این خیلی خوب است که شما به شهر و استانی که در آن متولد شده‌اید عرق دارید و به این شکل دارید از آن دفاع کنید. حتماً این عرق شما باعث شده است که لهجۀ مشهدی را فراموش نکنیم. ولی در خیلی از شهرها ما می‌بینیم که مردم گویش و لهجه و زبانشان را به‌دست فراموشی سپرده‌اند. مثلاً می‌گوییم دو کلمه کردی صحبت کن می‌گوید من بلد نیستم؛ در حالی که پانزده سال است مثلاً در کرمانشاه یا سنندج کردستان زندگی می‌کند. فکر می‌کنم این در زبان‌شناسی خیلی مهم باشد که این‌ها دارند به‌دست فراموشی سپرده می‌شوند.

دکتر ظریف: در جلسات قبل، آقای دکتر طامه همکار من در این برنامه شرکت کردند و در مورد زبان‌های ایرانی، گویش‌ها و لهجه‌ها صحبت کردند. بخشی که من می‌خواهم به آن بپردازم استفاده از گویش‌ها یا زبان‌های ایرانی در واژه‌گزینی است. مستحضریم که ما یک کشور پهناور داریم. زبان‌ها و گویش‌های بسیار زیادی در این کشور هست و زبان فارسی ابزار تعامل بین این گویش‌ها یا زبان‌هاست. ما برای پربار کردن زبان فارسی گاهی اوقات ناگزیر می‌شویم دست یاری به‌سمت گویش‌ها یا زبان‌های ایرانی دراز کنیم. و وقتی که در منبع زبان فارسی واژه‌ای و معادلی را برای یک لفظ بیگانه پیدا نکنیم می‌رویم و می‌گردیم و می‌بینیم که آیا در آن گویش، در آن زبان یا حتی در آن لهجه برای این واژه‌ای که وارد زبان ما شده است آیا معادل درخوری پیدا می‌کنیم؟

مجری: راه دیگری نیست برای واژه‌گزینی؟ یا صرفاً باید برویم سراغ زبان‌ها و گویش‌هایی که خودمان داریم؟ 

دکتر ظریف: چرا، هست. ما در واژه‌گزینی چند منبع برای کارهایمان داریم. یکی از این منابع رجوع به تاریخ زبان است. مثلاً ببینیم در زبان فارسی در اعصار و دوره‌های گذشته چه لفظ‌هایی وجود داشته که امروزه به‌کار نمی‌رود و آن‌ها را زنده کنیم. مثال معروفش «یخچال» است که به آن شکل قدیمی‌اش دیگر استفاده نمی‌شود، ولی امروزه به‌عنوان یک ظرف و کمدی که نه «چال» است و نه «یخ» از آن استفاده می‌کنیم. این یک راهش است. یک راه دیگر این است که ما واژه‌ای بسازیم که نو است. یعنی از صفر واژه بسازیم. و گاهی اوقات هم ما مراجعه می‌کنیم به منبع‌های کناری دم دستمان که برای روز مبادا نگه‌داشته‌ایم این منابع خوب را. مثال اگر بخواهم برای شما بزنم، وقتی که فارسی‌زبان‌ها اولین بار با واژۀ challenge انگلیسی مواجه شدند، ما در فارسی دیدیم معادل خیلی خوبی برای این لفظ پیدا نمی‌کنیم. رفتیم و از زبان ترکی واژۀ «چالش» را قرض کردیم. واژۀ «چالش» از مصدر «چالشماخ» یا «چالشماق» است و وارد زبان فارسی شد و الان تقریباً می‌توانم بگویم همۀ کسانی که با ترجمۀ لفظ challenge سروکار دارند این را چالش ترجمه می‌کنند و پذیرفته شده است.

مجری: و کاملاً هم معنای challenge را به ذهن متبادر می‌کند.

دکتر ظریف: مثال دیگری می‌زنم. ما مدتی است که با لفظ «کایاک» در ورزش آشنا هستیم. یک نوع قایق سرخ‌پوستی است که این لفظ را ما در رشتۀ ورزشی می‌بینیم. ما دیدیم که در سیستان و بلوچستان مردم اطراف دریاچۀ هامون قایق‌هایی درست می‌کنند با نی؛ با نی‌هایی که کنار این دریاچه سبز می‌شوند. به این قایق «توتین» می‌گویند و در واقع به نی در گویش سیستانی «توتک» گفته می‌شود و به آن قایقی که با توتک درست می‌شود توتین می‌گویند. و گروه ورزش فرهنگستان در مقابل لفظ کایاک معادل توتین را که قایقی است تقریباً به همان شکل و قواره تصویب کرده‌اند.

مجری: ولی جا نیفتاده است.

دکتر ظریف: کاملاً درست می‌فرمایید.

مجری: مثلاً در اخبار ورزشی هم که رصد می‌کنیم، چه خبرگزاری‌ها باشد، چه بخش‌های ورزشی، همه این قایق‌رانی را کایاک می‌گویند. من خودم گویندگی یک خبری را داشتم انجام می‌دادم کایاک بود لفظش.

دکتر ظریف: درست می‌فرمایید. این واژه جزو واژه‌هایی است که به‌تازگی تصویب شده است و ما امیدواریم که در سال‌های آینده از آن بیشتر استفاده شود. به هر صورت ما ناگزیر هستیم برای بعضی از واژه‌ها، واژۀ معادل فارسی بسازیم. ولی کاملاً محتمل است که این‌ها جا بیفتند یا که نیفتند. از این موارد من خیلی واژه انتخاب کرده بودم. مثلاً در بوشهر یا در بندرعباس به یک جور تور ماهی‌گیری «گوفه» می‌گویند. این لفظ در فارسی هیچ معادلی ندارد و کسانی که در این صنعت هستند لفظ انگلیسی‌اش را به‌کار می‌برند که لفظ انگلیسی‌اش تراولر است. ما دیدیم حالا که جنوب کشورمان این لفظ را استفاده می‌کنند و معادل دیگری هم ندارد، این واژه را از جنوب کشور گرفتیم و وارد زبان فارسی کردیم. این یک حسن دارد و آن حسن این است که واژه‌هایی که در گویش خودشان دیده می‌شوند ولی در سطح کشور کمتر دیده می‌شوند، با این کار بالا کشیده می‌شوند و برای همۀ مردم همه‌فهم می‌شوند.

مجری: ما روزهای زوج به زبان فارسی می‌پردازیم. اگر در خصوص زبان فارسی موضوعی هست که ذهن شما را مشغول کرده و دلتان می‌خواهد که به آن موضوع پرداخته شود، می‌توانید از طریق شمارۀ پیامک ما که ۳۰۰۰۰۱۵ است به ما اعلام کنید. ما به کارشناسان محترمی که از فرهنگستان زبان و ادب فارسی تشریف می‌آورند می‌گوییم، در اتاق فکرمان به جمع‌بندی می‌رسیم و موضوعاتی که در خصوص زبان فارسی دغدغۀ شماست آن‌ها را مطرح می‌کنیم. حتی اگر در خصوص فعالیت‌های خود فرهنگستان زبان و ادب فارسی سؤالی دارید، ابهامی دارید، نقدی دارید، یا پیشنهادی دارید، می‌توانید به ما بگویید که ما مطرح کنیم و در برنامۀ «صبح به خیر ایران» هم در خصوصش گپ بزنیم و گفت‌وگو کنیم و به جمع‌بندی برسیم.

۶ نظر ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۰۶:۵۶

واژه‌گزینی - ۳

دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۲۸ ق.ظ

زمان پخش: ۱۳ آبان ۹۶

مهمان برنامه: دکتر محمود ظریف

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg یازده دقیقه، چهار مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۱ دقیقه، ۷۷ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



مثال‌های متنوع و جالبی مطرح شد؛ ولی به نظرم «کش‌لقمۀ» ابتدای بحث مثال مناسبی نبود و این شبهه رو ایجاد می‌کرد که کش‌لقمه رو فرهنگستان ساخته؛ در حالی که کار فرهنگستان نیست و صرفاً یه جکه. سؤالات مجری سؤالات خوبی نبودن. اونجایی که پرسید تاریخچۀ میرزاقاسمی رو می‌دونید چیه، سؤالش ربطی به موضوع بحث نداشت. موضوع برنامه ریشه‌شناسی نبود و این پرسش لزومی نداشت. اونجایی که به دکتر ظریف گفت معنیِ «شِق» چیه و چقدر شما سخت صحبت می‌کنید، نمونه‌ای از پاره کردن رشتۀ کلام دکتر بود که کم نبود از این کارا تو این برنامه. اونجاهایی که مجری داره نظر مردم عادی رو میگه که فلان معادل جا نمی‌افته، یا اونجا که میگه چرا دیر شروع می‌کنید به معادل‌سازی، اینا بحثِ جدی و مهمی هستن که فعلاً زمان پرسیدنشون نبود و بهتر بود یکی دو برنامه به دکتر ظریف فرصت می‌داد که مقدمات رو بگن بعد سؤالات و انتقادات مطرح بشه. می‌دونم بحث جالب و جذابیه و مجری کلی سؤال تو ذهنشه، ولی هر سؤالی رو هر جایی نباید و نمیشه پرسید. اونجا هم که مجری میگه من خودم اینو می‌گم اونو نمی‌گم، یا اون معادل رو دوست ندارم نظر خودشه و واقعاً لزومی نداره توی برنامه‌ای با این زمان اندک مطرح بشه. یا یه جا میگه من هم چند واحد زبان‌شناسی پاس کردم و زبان‌شناسان میگن زبان فارسی برای کند حرف زدن اختراع شده و تا برسه به زبان علمی فاصله داره. واقعاً خودش باید بدونه که این حرفی که زد سندیت نداره و وقتی فرصتی برای پاسخ دادن بهش نیست نباید مطرح بشه. در آخرین لحظات هم راجع به گویش‌ها پرسید که بازم جاش اینجا و این برنامه نبود و گویش‌ها خودشون برنامۀ خاص خودشونو دارن. در کل عملکرد مجری رو می‌تونم در عبارتِ «از این شاخه به اون شاخه پروندنِ مهمان برنامه» خلاصه کنم که باعث شد بحث، نتیجه و انسجام خوبی نداشته باشه.

* * *

مجری: می‌خواهیم هم‌صحبت شویم با جناب آقای ظریف. ایشان پژوهشگر واژه‌گزینی هستند که از فرهنگستان زبان و ادب فارسی امروز مهمان ما هستند. آقای ظریف، واژه‌گزینی یعنی چه؟

دکتر ظریف: تا حالا به کلماتی مثل «هواپیما»، «یخچال» و «کش‌لقمه» فکر کرده‌اید؟ به این فکر کرده‌اید که این‌ها از کجا آمده‌اند، چه کسانی این‌ها را ساخته‌اند و چطور شده که ما این کلمات را ساخته‌ایم؟ و زندگی کلمات در زبان چطور شروع می‌شود و چطور تمام می‌شود؟

مجری: مردم عادی اصلاً فکر می‌کنند به این موضوع؟ که مثلاً این واژه از کجا آمده و چرا آمده و تا کی قرار است که استفاده شود؟

دکتر ظریف: بله. مردم عادی هم واژه می‌سازند. من قبل از اینکه بپردازم به این سؤال، مقدمۀ خیلی کوتاهی باید بگویم. مردم عادی با کلمات زندگی می‌کنند. کلمات را می‌سازند و در واقع سازندگان اصلی زبان، مردم عادی هستند. مثلاً اگر بخواهیم وارد جمع مکانیک‌ها شویم، آن‌ها کلمات خوبی ساخته‌اند. مثلاً به دیفرانسیل می‌گویند «کله‌گاوی»؛ «سگ‌دست»، «بادامک»، «میل‌بادامک». باغبان‌ها مثلاً برای ما «پیچ امین‌الدوله» را درست کرده‌اند؛ «گل صدتومنی». کشتی‌گیرها و ورزشکارها مثلاً «فن بارانداز» و «فن فتیله‌پیچ» را درست کرده‌اند. این‌ها واژه‌های صنعتی و فنی‌اند. مردم عادی هم واژه ساخته‌اند. مثلاً «یتیمچه»، «میرزاقاسمی» و «یاکریم» را چه کسی ساخته است؟ خیلی از این کلمات تاریخچه‌شان برای ما مبهم و ناشناخته است. اگر ما بخواهیم به مسألۀ واژه‌گزینی نگاه کنیم، تا یک دوره‌ای مردم عادی خودشان واژه‌هایشان را می‌ساختند. ادبا، شعرا، دانشمندان، واژه‌هایی که می‌خواستند را می‌ساختند. اما با انقلاب صنعتی و با هجوم واژه‌های فرنگی به زبان ما، مردم عادی دیگر به‌تنهایی از پس این کار برنمی‌آمدند. حجم وسیعی از واژه‌ها وارد زبان ما شد. از کلمات قدیمی بخواهم مثال بزنم نمونه‌اش مثلاً اونیورسیته (دانشگاه)، فاکولته (دانشکده)، داکتیلوسکوپی (انگشت‌نگاری)، آستانسیه (ایستگاه راه‌آهن) بوده است. خیلی‌ها نمی‌دانستند این آستانسیه کلمۀ فرنگی است و فکر می‌کردند که این تلفظ غلط «آستان‌سیاه» است؛ یعنی جایی که قطارها و ماشین‌دودی‌های آن موقع می‌رفتند و می‌آمدند و دود سیاهی بالایشان ایجاد می‌شد. این شد که عده‌ای در سال ۱۳۱۴ به این فکر افتادند که خودشان واژه درست کنند. این هم خودش باز مشکلاتی ایجاد می‌کرد. هر کسی و هر سازمانی برای خودش واژه‌ای درست می‌کرد و واژه‌های بقیه را قبول نداشت. یک عده هم از آن ور بام افتاده بودند و مثلاً برای «دایره» هم می‌خواستند معادل درست کنند. یک عده به دایره گفتند بگوییم «گردکی»، یک عده گفتند بگوییم «پرهون»، یک عده گفتند بگوییم «پندوره».

مجری: بعضی از واژه‌ها هم جا نمی‌افتند. مثلاً شما و دوستانتان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی تلاش می‌کنید که یک سری واژه‌ها را جایگزین کنید، بعد ما بین مردم که می‌رویم می‌گویند یعنی چه که به «هلی‌کوپتر» بگوییم «بال‌گرد». ما همان «هلی‌کوپتر» را دوست داریم بگوییم، یا عادت کرده‌ایم و اصلاً چرا اصرار وجود دارد که مثلاً بگوییم «بال‌گرد». یک سری واژه‌های دیگر هست که معادل فارسی‌اش کمی وجه مطایبه و طنز پیدا کرده، این‌ها را هم اصلاً نمی‌پذیرند.

دکتر ظریف: در واقع اصل ماجرای واژه‌گزینی تفهیم و تفاهم است. ما برای اینکه بتوانیم بهتر با همدیگر حرف بزنیم، مفهوم همدیگر را بهتر بفهمیم باید از واژه‌ای استفاده کنیم که می‌فهمیم.

مجری: کمی دیر شروع می‌کنیم. به‌عنوان مثال، اس‌ام‌اس که وارد زندگی مردم شد بلافاصله تلویزیون تا چند سال پیش هم که آن‌قدر فضای مجازی در زندگی مردم نفوذ نکرده بود آمد گفت بگوییم «پیامک». الان مردم عادی هم می‌گویند «پیام»، «پیامک». بگذریم از آن‌هایی که فضای مجازی خیلی رویشان تأثیر گذاشته است و مثلاً می‌گویند «یه اس بده»، «یه میس بنداز» و نمی‌دانم چرا اصرار دارند آن‌قدر کوتاه حرف بزنند. اما مثلاً «هلی‌کوپتر» که وارد ایران شد، هیچ جا نیامدند از همان ابتدا بگویند که بگوییم «بال‌گرد». حالا بعد از سال‌ها که این جا افتاده و مردم هلی‌کوپتر را دیده‌اند و وارد زندگی‌شان شده است و از این واژه استفاده کرده‌اند تازه ما می‌خواهیم بگوییم که بگویند «بال‌گرد». کمی سخت است.

دکتر ظریف: کاملاً درست است. اصل ماجرا و بهترین شقّ ماجرا این است که ما به محض وارد شدن و بلافاصله بعد از وارد شدن واژه به زبان فارسی، برایش یک معادل فارسی پیدا کنیم. اما مواردی هم داشتیم که یک واژۀ کاملاً جا افتاده یک معادل فارسی برایش گذاشته‌اند و آن معادل هم جا افتاده. مثل «مانور» که الان تقریباً همه می‌گویند «رزمایش».

مجری: در خبرهای رسمی ممکن است بگویند «رزمایش»، ولی مردم عادی می‌گویند «مانور».

دکتر ظریف: از این مثال می‌گذریم و حرف شما را قبول می‌کنیم. مثال دیگر، مثلاً «بلدیه» و «مالیه»؛ این‌ها با اینکه زمانی جا افتاده بودند، ولی الان همه به «بلدیه»، «شهرداری» می‌گویند. در آن دوره‌ای که برای «بلدیه» کلمه ساختند «بلدیه» یک کلمۀ بسیار بسیار رایج و جاری بود. همه می‌فهمیدند یعنی چه. اما آمدند و برای این کلمه معادل فارسی درست کردند و مردم هم فهمیدند. زمان ما در دورۀ دبیرستان، «اکسیداسیون» و «احیا» را به‌عنوان یکی از فرایندهای شیمیایی داشتیم. الان به جای اکسیداسیون که خارجی است، مصدر «اکسیدن» را فرض کرده و «اکسایش» را ساخته‌اند؛ و «کاهش»؛ و همه می‌فهمند. کلمه‌سازی و معادل‌سازی لزوماً این طور نیست. بهترین کار این است که ما به محض ورود برایش معادل درست کنیم؛ ولی اگر هم دیر شد، گاهی اوقات باز هم می‌شود به فکرش بود. 

مجری: شما در چه بخش‌هایی فعالیت می‌کنید که اساساً این کلمه‌ها وارد زندگی مردم شود؟ حالا تلویزیون و رسانه‌های جمعی و عمومی یا مثلاً رادیو یک بخشی از آن است. در بخش‌های دیگر چطور فعالیت می‌کنید؟

دکتر ظریف: ما در فرهنگستان و در واژه‌گزینی، بیشترین تمرکزمان روی واژه‌های علمی است. برای اینکه ما می‌خواهیم جایگاه زبان فارسی را به جایی و به مرحله‌ای برسانیم که بتوانیم بهترین، والاترین و بالاترین مفاهیم علمی را به زبان فارسی منتقل کنیم.

مجری: آن‌هایی که زبان‌شناسی خوانده‌اند می‌گویند زبان فارسی اساساً برای کند حرف زدن اختراع شده است؛ به‌خاطر این همه «آ» و «ـَ» و «ـِ» و «او»یی که دارد، آن‌قدر ما کش‌دار حرف می‌زنیم و خیلی طول می‌کشد تا برسد به یک زبان علمی که خیلی احتیاج دارد به اینکه سرعت داشته باشد.

دکتر ظریف: همۀ زبان‌شناس‌ها این فرمایش شما را قبول ندارند. همۀ زبان‌ها می‌توانند همۀ مفاهیم را منتقل کنند؛ حالا یکی تندتر، یکی کندتر. اما آن چیزی که مهم است این است که هیچ زبانی نیست که نتواند مفاهیم زبانی را منتقل کند.

مجری: شما خودتان این همه در خصوص زبان فعالیت و پژوهش می‌کنید، گویش‌های زبان فارسی را بلدید؟

دکتر ظریف: من گویش‌های زبان فارسی را دوست دارم و می‌توانم گه‌گاه مثلاً با مردم عزیز کرمان، کرمانی، با یزدی‌ها یزدی و حتی کردی صحبت کنم.

* * *

امشب، دوشنبه، ۲۷ فروردین، شبکهٔ ۴ سیما، ساعت ۲۳، دکتر غلامعلی حدّاد عادل در برنامهٔ «چشم شب روشن» قراره در مورد زبان فارسی، چالش‌های امروز و راهکارهای حفظ و حمایت از آن، و فرایند واژه‌گزینی صحبت کنن. (+)

۴ نظر ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۰۷:۲۸

افتتاحیۀ برنامۀ فرهنگستان در صبح به خیر ایران

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۳۶ ق.ظ

زمان پخش: ۶ آبان ۹۶

مهمان برنامه: دکتر غلامعلی حداد عادل

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg یازده دقیقه، سه مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۱ دقیقه، ۴۴ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



بزرگترین و مهم‌ترین نقدی که به این بخش که اولین برنامه باشه دارم اینه که به جز حضور رئیس فرهنگستان که این قسمت رو شبیه افتتاحیه کرده، پارامترهایی که یک افتتاحیه و مقدمه باید داشته باشه رو نداره و توضیح کافی به مخاطب مبنی بر اینکه این برنامۀ فرهنگستان قرار هست چه روزها و چه ساعاتی از برنامۀ صبح به خیر ایران پخش بشه و چرا پخش بشه و شامل چه موضوعات و بحث‌هایی باشه و چه کسانی بیان راجع به چی صحبت کنن داده نمیشه. حتی مجری در انتهای برنامه به اشتباه میگه هر روز قراره در این برنامه به زبان فارسی پرداخته بشه که خب چنین نیست و بعدها می‌فهمیم برنامه اینه که روزهای زوج به این موضوع اختصاص داده بشه. اگر هم تا اون روز هنوز تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی دقیقی صورت نگرفته باشه که اطلاع‌رسانی و تبلیغات بشه عذر بدتر از گناهه. در کل انتظار داشتم قسمت اول، اطلاعات کافی‌ای راجع به این بخش از برنامه به منِ مخاطب بده و جذبم کنه که بشینم پای برنامه و جلسات بعد رو هم پی‌گیری کنم. ولی این قسمت اون طور که باید «مقدمه» نبود و به شرح و توضیح و تفسیر کاری که قرار بود صورت بگیره نپرداخت و با توجه به اینکه زمان برنامه هم کم بود، که به نظرم حداقل برای اولین برنامه باید زمان بیشتری رو اختصاص می‌دادن که خوب جا بیفته، صرفاً مطالبی راجع به اهمیت زبان فارسی و فرهنگستان ارائه شد و حتی عناوین موضوعات دیگری که قرار بود بهشون پرداخته بشه عنوان نشد. و احتمالاً تصور بینندگان بعد از دیدن این بخش این خواهد بود که قرار هست مسئولین فرهنگستان بیان و راجع به معادل واژه‌های بیگانه صحبت کنن. در حالی که واژه‌گزینی فقط یکی از ده‌ها موضوعی هست که تو این برنامه بهشون پرداخته میشه. ضمن اینکه هیچ جا و از هیچ طریق دیگری راجع به این برنامه تبلیغات و اطلاع‌رسانی نشد و کسی که «صبح به خیر ایران» نمی‌بینه یا اصلاً تلویزیون نمی‌بینه از کجا بدونه یه همچین برنامه‌ای براش تدارک دیده شده؟

* * *

مجری: بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی. زبانی که بسیار ارجمند است و ما مایۀ مباهات و فخرمان است که از این زبان و از این گنجینه داریم استفاده می‌کنیم. حالا اینکه چه جوری داریم استفاده می‌کنیم و چقدر نزدیک به آنچه که باید باشد و مؤدب به آداب و ادب فارسی هستیم، یک سؤال بزرگ است که برای هر شهروند ایرانی می‌تواند خودنمایی کند. همراه هستیم با جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل. چهرۀ ایشان آشناست؛ منتها آقای دکتر، فکر می‌کنم که امروز در قامت یک مرد کاملاً ادبیاتی با شما همراه هستیم؛ جدا از یک فرد و چهرۀ سیاسی. خیلی خوش آمدید. صبح شما به خیر.

دکتر حداد: بسم الله الرحمن الرحیم. من هم به شما و بینندگان عزیز این برنامه در سراسر ایران سلام عرض می‌کنم. تولد دوبارۀ برنامۀ نام‌آشنای «صبح به خیر ایران» را به صدا و سیما تبریک می‌گویم. تشکر می‌کنم از اینکه در این برنامه یک بخشی را به زبان فارسی اختصاص دادید. کار شایسته‌ای کردید. من سپاس‌گزارم از این جهت.

مجری: در بحث فرهنگستان ادب فارسی فکر می‌کنم ماحصل و خروجی تلاش دوستان در فرهنگستان خیلی بیشتر می‌تواند ملموس باشد در سطح جامعۀ ایرانی تا سایر فرهنگستان‌ها. خیلی هم انتظار و توقع بالاست؛ خیلی موقع هم جسارتاً نقد به فرهنگستان وارد است از باب جایگزینی کلمات. ببینیم الان در فرهنگستان چه خبر است، چه اتفاقاتی دارد می‌افتد تا برسیم به سؤالات بعد.

دکتر حداد: من یک نکته‌ای عرض بکنم دربارۀ اهمیت زبان. اسم برنامۀ شما «صبح به خیر» است. یعنی محور این برنامه ایران است. حالا این ایران با چه شناخته می‌شود؟ مسلماً یکی از آن مشخصات ایران، که در شناسنامۀ این ملت ما معرفی می‌کند ملت ما را، زبان فارسی است؛ ادبیات فارسی است. هم برای خود مردم ما، هم برای دیگران. وقتی کسی به زبان فارسی صحبت می‌کند، شما در درجۀ اول یاد ایران می‌افتید. این پرچمِ گویای ملت ماست این زبان فارسی. و رکنی، پایه‌ای از ارکان هویت ملی ماست و هر چه ما در حفظ این زبان موفق‌تر باشیم، ایران بیشتر جلوه می‌کند. و من این را عرض بکنم که این زبان فارسی بیش از هزار سال است که رسانۀ عمومی همۀ ملت ایران است و قلمرو وسیع فارسی‌زبان، خارج از مرزهای امروزی ایران. و اگرچه در ایران گویش‌ها و زبان‌های محلی فراوان بوده و هست، و باید هم باشد، و این زبان‌ها عزیز است، و باید حفظ شود؛ مردم در لرستان یک گویشی دارند، در آذربایجان زبانی دارند، در خوزستان زبانی دارند، در کردستان همین طور گویشی دارند، اما از دیرباز همه می‌دانستند که آن زبان مشترک بین همۀ اینها زبان فارسی است. این مهم است. یعنی روزی که فردوسی در غزنه، در افغانستان امروز و حالا، شاهنامه را می‌سرود، در بیش از هزار سال پیش، آن روز اگر در تبریز یا در شیراز، یا در مشهد (خراسان) شاعر دیگری بود، او هم با همان زبان به فردوسی جواب می‌داد و می‌فهمید. یعنی این زبان همیشه زبان مشترک همۀ مردم ایران بوده و به همین جهت در قانون اساسی ما هم در اصل پانزدهم، زبان فارسی و خط فارسی، زبان و خط رسمی ملت ایران شده است.

مجری: برویم سراغ فرهنگستان. چون در این بخش قرار است خیلی از دوستان از فرهنگستان با ما همکاری بکنند. منتها عرض کردم که هم توقع خیلی بالاست و هم بالاخره از طرفی بحث و نظر در خود فرهنگستان. فعلاً اتفاقاتی که در فرهنگستان دارد می‌افتد از چه قرار است، اینکه چقدر از دوستانی که هستند و خود شما که دارید با درایتتان آنجا را مدیریت می‌کنید، خروجی‌ای که فرهنگستان دارد چقدر ملموس است و چقدر این کلمات می‌تواند به زبان محاوره‌ای که ما در کوچه و بازار و سطح شهر می‌شنویم نزدیک شود؟

دکتر حداد: همان طور که در قانون اساسی ما گفته شده است که واحد رسمی پول ایران ریال است، در قانون اساسی گفته شده است که زبان رسمی ملت ایران زبان فارسی است. پس یک جایی باید باشد که این زبان فارسی را تعریف کند، معرفی کند، مواظبت کند. وقتی می‌گویید واحد پول رسمی ایران ریال است، یک دستگاهی در هر کشوری هست، از جمله در کشور ما، به نام بانک مرکزی. این بانک مرکزی سیاست‌های پولی کشور را تنظیم می‌کند. سیاست‌های پولی یعنی مثلاً فرض کنید سود بانکی چقدر باید باشد، بهرۀ بانکی چقدر باید باشد، نرخ تورم را او اعلام می‌کند، نقدینگی در بازار چه جور باید باشد، اصلاً برابری ریال با ارزهای خارجی را بانک مرکزی اعلام می‌کند. یک کسی اگر الان بیاید بگوید مثلاً نرخ دلار، نرخ مثلاً ریال ایران آن‌قدر است که نمی‌شود و هر کسی که نمی‌تواند. عین این داستان برای زبان فارسی است. وقتی شما می‌گویید زبان فارسی، یکی از سؤالات این است که چه کلمه‌ای فارسی است؟ چه کلمه‌ای فارسی نیست؟ اصلاً زبان فارسی یعنی چه؟ بعضی‌ها خیال می‌کنند زبان فارسی زبانی است که هیچ لغت خارجی در آن نباشد. مثلاً هیچ لغت عربی در آن نباشد. فکر می‌کنند اگر مثلاً هشتصد سال پیش یک لغتی از زبان عربی وارد زبان فارسی شد، هشتصد سال این مردم آن را به‌کار بردند، هزار سال به‌کار بردند، در خود شاهنامه که فردوسی اصرار داشته که زبان فارسی استفاده بکند و عجم را به قول خودش زنده بکند، حدود هشتصد لغت عربی وجود دارد. اینکه این زبان چیست و آیا زبان فارسی زبانی است که به کلی خالی از مثلاً لغات عربی باشد، یا اینکه هیچ لغت مثلاً انگلیسی یا اروپایی و فرنگی در آن نباشد؛ تعریف همین زبان یکی از کارهای فرهنگستان است. و خیلی کارهای دیگر. در برابر مثلاً سیل عجیب واژه‌های خارجی که از طریق فناوری و علوم و چیزهای دیگر وارد می‌شود، یک جایی باید باشد که این زبان را تغذیه کند، تقویت کند، نبض این زبان دستش باشد، که یک وقت بیماری غلبه نکند، علاج کند، برنامه‌ریزی کند برای زبان، نیازهایش را بشناسد. کارهای فرهنگستان این‌هاست.

مجری: من دوست داشتم بیشتر با شما گفت‌وگو کنم، ولی چه کنیم که به قول زنده‌یاد قیصر امین‌پور، ناگهان چقدر زود دیر می‌شود. وقت ما به پایان رسیده، اما من این نوید را به دوستان عزیز می‌دهم که ما با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آقای دکتر حداد عادل و همکارانشان در این فرهنگستان، مفصل می‌پردازیم به بحث زبان و ادب فارسی، هر روز در برنامۀ «صبح به خیر ایران» و امیدوارم این بخش مورد توجه شما قرار بگیرد. آقای دکتر، سپاس‌گزارم از حضور شما.

دکتر حداد: من مجدداً تشکر می‌کنم از اینکه شما بخشی را در این برنامۀ صبحگاهی مهم و خوش‌نام به زبان فارسی اختصاص دادید، و این هم عرض می‌کنم که این روزها این طرف و آن طرف راجع به فرهنگستان در فضای مجازی حرف‌هایی می‌زنند که اصلاً ربطی به فرهنگستان ندارد. خودشان یک واژه‌هایی را تخیل می‌کنند، به فرهنگستان نسبت می‌دهند، بعد برایشان برنامه می‌سازند و می‌خندند. این جور حرف‌ها ربطی به فرهنگستان ندارد. آن لغات را اصلاً فرهنگستان نساخته است. این را هم گفته باشم. من ممنونم. ان‌شاءالله همکاران من به‌صورت منظم در خدمت شما و مردم ایران و زبان و ادبیات فارسی خواهند بود.

۶ نظر ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۳۶

مقدمه و معرفی

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ب.ظ

از آبان‌ماه امسال برنامۀ «صبح به خیر ایران»، طی ۵۳ قسمتِ حدوداً ۱۰ دقیقه‌ای به فرهنگستان و زبان فارسی و موضوعات زبانی پرداخته. این بخش، روزهای زوج حدود ساعت هفت، هفت‌ونیم از شبکۀ یک سیما پخش می‌شد و در هر قسمت، یکی از اساتید و اعضای فرهنگستان مهمان برنامه بودند. زمان‌بندی پخش برنامه‌ها به این صورت بوده که شنبه ۶ آبان، دکتر حداد مهمان برنامه بودن و این برنامه در واقع به‌نوعی افتتاحیه و مقدمه بوده. بعد از ایشان، آقایان رحیمی و ذوالفقاری دوشنبه و چهارشنبه برنامه داشتن. هفتۀ بعد آقای ظریف، آقای شیوا و دوباره آقای رحیمی؛ و هفتۀ بعدتر آقایان ظریف، رحیمی و ذوالفقاری. ترتیب حضور اساتید، مخصوصاً در هفته‌های اول پخش، آنچنان منظم نبود و برخی روزها هم برنامه به دلایلی پخش نمی‌شد.

تا امروز، در مجموع آقای ذوالفقاری طی ۳ برنامه به بحث درست‌نویسی پرداخته‌اند، آقای رحیمی در طول ۱۰ برنامه به ضرب‌المثل‌ها و ریشه‌هاشون، آقای ظریف طی ۸ برنامه و آقای مهرامی طی ۲ برنامه به واژه‌گزینی، آقای شیوا در طول ۱۱ برنامه به ریشه‌شناسی واژه‌ها، آقای رضوی طی ۷ برنامه به زبان‌شناسی و آقای طامه طی ۸ برنامه و خانم امانی طی ۲ برنامه به بحث گویش‌ها و زبان‌های ایرانی پرداخته‌اند.

ان‌شاءالله طی روزهای آینده هر روز یکی از این قسمت‌ها، هم به صورت مکتوب و هم به صورت تصویری در این وبلاگ ارائه خواهد شد و باهم به نقد و بررسی مطالب خواهیم پرداخت. فعلاً برنامه اینه، ولی برنامه‌های دیگری هم علاوه بر بخش صبح به خیر ایران دارم. ترتیب ارائۀ مطالب توی این وبلاگ بر اساس ترتیب پخششون در برنامۀ «صبح به خیر ایران» نیست. به صلاح‌دید خودم و با توجه به شناختی که از مخاطب و محتوای مطالب و میزان تخصصی بودن و دشواری و جذابیت مباحث دارم، فکر کردم اگر ابتدا اون سه برنامه‌ای که در مورد درست‌نویسی بود منتشر بشه براتون جالب‌تر و جذاب‌تره. و بعد بخش ضرب‌المثل‌ها و بعد بخش ریشه‌شناسی و واژه‌گزینی و در نهایت زبان‌شناسی و زبان‌های ایرانی. حُسن دیگۀ این ترتیب و دسته‌بندی اینه که طی یه مدت مشخص یه مبحث بسته میشه و بعد وارد بحث بعدی می‌شیم.

این از معرفی وبلاگ. خودم رو هم اگه بخوام معرفی کنم، عرضم به حضورتون که از دانشجویان اولین دورۀ ارشد زبان‌شناسی فرهنگستانم و در شُرُف فارغ‌التحصیلی. در حد توان و سوادم به سؤالات و ابهام‌هاتون پاسخ خواهم داد و نقدهاتون رو به گوش مسئولین خواهم رسوند.

 کانال تلگرامی بخش فرهنگستان برنامۀ صبح به خیر ایران

۸ نظر ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۰