زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۲۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

آواچه - ۶ (مترادف بی‌جا، حشو)

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۵۳ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

سلام بر هم‌وندان گرانمایۀ «ویراستاران». بسیار ممنونیم از این همه بازخورد مثبتی که دادید و امیدبخشی‌ها و افق‌گشایی‌هایتان. صوتک‌ها را ادامه می‌دهیم. دقایقی از امروز، یعنی شب چهارشنبه‌سوری تا صفر بامداد باقی مانده است. باید حتماً صوتک امروز را تقدیمتان کنیم. الان در دفتر «ویراستاران» هستیم. آقای سعیدی، صفحه‌آرایمان، کاری را که باید فردا، یعنی آخرین روز کاری سال 95 تحویل بدهیم زحمت کشید و نهایی کرد. برویم سراغ صوتک امروز یا امشب.

وقتی می‌خواهید مفهومی را به خواننده‌تان برسانید بزرگواری کنید و این همه مترادف کنار همدیگر نیاورید. نگویید «محبت و مهربانی و لطف اساس رفتار با مردم است». نگویید «صبر و استقامت و پایداری برای موفقیت لازم است». نگویید «تلاش و کوشش باید تا انسان...». به اینها می‌گویند «حشو». مترادف‌های بی‌جایی که کنار همدیگر در جمله بیاید.

مترادف «بجا» یعنی چه؟ جایی که شما می‌خواهید تأکید کنید. یعنی من برای تأکید دارم اینها را پشت سر هم می‌آورم. دکتر شریعتی کسی بود که بیشترین استفاده را از مترادف‌های بجای تأکیدی می‌کرد. یعنی آن‌قدر مترادف ردیف می‌کرد پشت سر همدیگر که شما حیرت می‌کردید. «و خدایا اخلاص، یکتایی، یک تویی»، همین‌طور ردیف می‌کرد پشت سر هم و می‌رفت. البته آنجا فضا فرق می‌کند و متن در آنجا خلاق می‌شود. بحث ما سر متن دکتر شریعتی نیست. در متن‌های معمولی، رسمی و معیارتان، آن متن‌هایی که می‌خواهیم پیام‌رسان باشند، این همه مترادف پشت سر هم ردیف نکنید. حشو است، غلط است، و ویراستار باید اینها را بردارد. و در ویرایش کاغذی وقتی خواستید اینها را بردارید و یکی را نگه‌دارید، دقت کنید «واو»ها را هم بردارید. بعضی وقت‌ها یک مشت «واو» در متن می‌ماند. ویراستار برمی‌دارد مترادف‌ها را حذف می‌کند و این «واو»ها همین‌طور می‌ماند. در نگاه آخر باید مراقب باشیم اینها را برداریم.

اما برای تأکید، من پیشنهاد دیگری دارم. برای تأکید هم مترادف کنار هم ردیف نکنید. ببینید اگر شما سه کلمه، چهار کلمه مترادف کنار همدیگر بیاورید، تمام تیرهایتان را خالی کرده‌اید. صبر کنید در جملۀ بعدی وقتی باز می‌خواهید به آن کلمه برسید که احتمالاً کلمۀ مهمی است که شما برایش مترادف آورده‌اید و قرار است درباره‌اش حالاحالاها حرف بزنید، آنجا مترادفش را بیاورید. یعنی چهار کلمۀ مترادف را در چهار جملۀ جداگانه برای رساندن همان مفهوم استفاده کنید. در این صورت متنتان خیلی زیبا می‌شود. ضمن اینکه درست هم هست. هم درست است، هم زیبا. حشو هم ندارد. «محبت اساس رفتار با مردم است»، «ما در رفتار خود باید مهربانی پیشه کنیم»، «اگر مهرورزی در کار نباشد مردم از کنار ما...»، یعنی می‌توانید این مترادف‌ها را جاهای مختلف متنتان، پاراگراف بعدی و جاهای دیگر بیاورید و به خواننده برسانید که من می‌خواهم همان را بگویم.

پس درس امروز: مترادف‌های بی‌جا کنار همدیگر نیاوریم. هم نادرست است، هم نازیباست. ما همۀ تیرهایمان را در یک جمله، همۀ خشاب‌هایمان را در یک جمله خالی می‌کنیم و بعد در جمله‌های بعدی مجبوریم بیافتیم به تکرار.

+ ویراستاران

۴ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۵۳

آواچه - ۵ (ـیت، گرته‌برداری عربی)

يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۲۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

آیا می‌دانید یکی از راه‌های مصدرسازی در زبان عربی افزودن «ـیت» به اسم است؟ مثل «حاکم»، «حاکمیت»، یعنی حکمرانی‌کردن. 

در زبان فارسی همیشه آخر مصدر یا «دن» است، یا «تن». حالا شما فعلاً خلاصه‌تر فکر کنید که آخرش همیشه حرف «نون» است. مثل «اقلیت»، یعنی «کم‌بودن»، مثل «انسانیت»، یعنی «انسان‌بودن»، «انسان‌بودگی». «اولویت»، «درابتدابودن»، «آغازین‌بودن»، «اهمیت»، «تابعیت». عربی که نمی‌خواهیم درس بدهیم. قصه چیست؟

در متن‌های فارسی کلمۀ عربی اگر «ـیت» گرفت هیچ ایرادی ندارد، کاملاً سالم و درست است. دست به آن نمی‌زنید. بهتر است عوضش کنید، اما واجب نیست. اما کلمۀ فارسی نباید «ـیت» بگیرد. این غلط است. 

مگر کلمۀ فارسی هم «ـیت» گرفته؟ 

پاسخ: بله. به‌عنوان مثال، «آشناییت» در دوران خواستگاری. دختر و پسر باهم صحبتی بکنند، آشناییتی بینشان ایجاد شود، رفت‌وآمد بکنند کمی آشناییت بیشتر شود. مثال دیگر: «ایرانیت» در کنار «اسلامیت».

توجه کنید که اسلامیت درست است. اسلام کلمۀ عربی است و «ـیت» گرفته، ولی ایرانیت نه. باید بگوییم «ایرانی‌بودن». همین‌طور «رهبریت» غلط است. رهبر کلمۀ فارسی است و «ـیت» نمی‌گیرد.

و یک نکتۀ جالب: «منیت»؛

من کلمۀ فارسی است و به‌جای آن می‌توان از «خودخواهی»، «خودپرستی»، «خودمحوری» و «من‌من‌کردن» استفاده کرد. به عباس اقبال آشتیانی گفتند کاربرد منیت درست است؟ جواب داد: «عین خریت است». کژتابی داشت؟ شاید هم این ایهام عمدی بوده است. «خریت» کلمۀ غلطی است. «خر» و «ـیت» کنار هم نمی‌آیند، چون «خر» فارسی است و «ـیت» مصدرساز عربی و یک ساختار عربی است. و ایشان هدفشان این بوده که بگویند «منیت» مثل «خریت» غلط است یا شاید هم منظورشان این بوده که کسانی که منیت را به‌کار می‌برند... 

پس امروز یاد گرفتیم که «ـیت» را به کلمه‌های فارسی نچسبانیم. اگر کلمۀ عربی «ـیت» داشت اشکالی ندارد، درست است. ولی بهتر است عوض کنید. یعنی مصدرش را فارسی‌تر بنویسید. کسی هم این وسط نمی‌تواند به شما اجبار کند که باید این کار را می‌کردید. این بهتربودن بنای مفصل و جالبی است که وقت دیگری خدمتتان گفته‌ایم.

+ ویراستاران

۴ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۲۰

آواچه - ۴ (تر و ترین، دستور خط)

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۵۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۴ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

می‌خواهیم «تر» و «ترین» را آخر یک سری از اسم‌ها بگذاریم و نمی‌دانیم باید آنها را بچسبانیم یا نیم‌فاصله کنیم. یعنی کلمۀ «خوب‌تر» را ما چسبیده بنویسیم، «ب» و «ت» را بچسبانیم؟ یا «خوب» نیم‌فاصله «تر»؟

پاسخ: دستورخط فرهنگستان زبان و ادب فارسی تکلیف تمام «تر» و «ترین»ها را مشخص کرده و گفته همه‌شان نیم‌فاصله باشد. یعنی «خوب‌تر» نیم‌فاصله، «خوب‌ترین» نیم‌فاصله، «سیاه‌تر»، «سیاه‌ترین»، نیم‌فاصله، «جالب‌تر»، «جالب‌ترین» نیم‌فاصله، «پایین‌تر»، «پایین‌ترین»، نیم‌فاصله، «روشن‌تر»، «روشن‌ترین»، نیم‌فاصله. 

به‌جز پنج واژه.

این پنج واژه یادتان باشد که همیشه چسبیده می‌آیند. بقیه همیشه نیم‌فاصله است. به عبارت دیگر، چسبیده نیست. در این پنج تا، دو واژه مهم و پرکاربرد نیست: «مهتر» و «کهتر». این دو واژه در متن‌های امروزی کاربرد ندارند. کهتر یعنی کوچک‌تر، مهتر یعنی بزرگ‌تر. آن سه تای دیگر را حفظ کنید: «بهتر»، «بیشتر»، «کمتر».

پس شد پنج واژه: «مهتر»، «کهتر»، «بیشتر»، «کمتر» و «بهتر». 

اینها را همیشه چه با «تر» و چه با «ترین» چسبیده می‌نویسید و بقیۀ واژه‌ها همیشه «تر» و «ترین»ش باید نچسب بیاید. یعنی اگر حرف آخرشان به «تر» و «ترین» می‌چسبید، نیم‌فاصله درج کنید. مثل این‌هایی که گفتیم: خوب‌تر، سیاه‌تر، جالب‌تر، پایین‌تر، روشن‌تر، روشن‌ترین. اما اگر حرف آخر نمی‌چسبد، مثل زیباتر، مسرورتر، در این‌ها فاصله و نیم‌فاصله معنی ندارد. دیگر نه نیم‌فاصله معنی دارد نه فاصلۀ کامل. پس نه اسپیس می‌دهید، نه هیچ. همین‌طور مینویسیدش. عادی می‌نویسید. چسبیده هم معنی نمی‌دهد. بحث ما سر حروف چسبان است.

یک بار دیگر پنج تا واژه را مرور می‌کنیم. دو تایش تقریباً امروزه به درد نمی‌خورد. آن سه تای دیگر را حفظ می‌کنید: «بهتر»، «بیشتر»، «کمتر»، و بقیه نیم‌فاصله است.

چرا فرهنگستان این کار را کرده؟

پاسخ: چون اگر این سه تا یا این پنج تا را هم نیم‌فاصله می‌دادیم با حافظۀ بصری ایرانی‌ها نمی‌خواند. اینجا فرهنگستان اینها را استثنا کرده و گفته بچسبانید. ولی بقیه را نه. پس دوستان حواستان باشد که «پیش‌تر» نیم‌فاصله است ولی «بیشتر» چسبیده.

+ ویراستاران

۱ نظر ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۵۷

آواچه - ۳ (ضمیر زائد، گرته‌برداری، حشو)

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۲۶ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۳ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

یک جملۀ انگلیسی دربارۀ «من» به من بگویید، ولی ضمیر «i» در آن جمله نباشد. دربارۀ تو، دربارۀ او و شما باشد، اما در جمله، «I» ،«you» نباشد. دربارۀ ما باشد، اما «we» نباشد. نمی‌شود. اصلاً نمی‌شود. در آن زبان‌ها ما نمی‌توانیم جمله‌ای را شروع کنیم که دربارۀ ماست و ضمیری برایش نیاوریم. اما در زبان فارسی می‌شود. و اتفاقاً طبیعی‌تر هم هست که آن ضمیرها ذکر نشوند.

یعنی چه؟ یعنی من بگویم «می‌بینم» نه اینکه «من می‌یبنم». «می‌بینیم»، «ما می‌بینیم»، «می‌روی»، «تو می‌روی». ولی در زبان انگلیسی نمی‌توانید «i» و «you» و «we» و اینها را نیاورید. 

مترجمان تنبلی که فارسیشان ضعیف بوده، وقتی به این جمله‌ها رسیدند فکر کردند باید حتماً «i» و «you» و «we» را در فارسی ترجمه کنند. این غلط است و در فارسی آن‌قدر من و تو و ما و شما و آنها و ایشان اضافه کرده‌اند که این غلط، غلط رایجی شده است.

طبیعی زبان فارسی نیست که وقتی که می‌خواهید سوار ماشین شوید در دفترچۀ راهنمای خودرو بنویسید «شما وقتی سوار ماشین می‌شوید». بنویسید «وقتی سوار ماشین می‌شوید». اما همین را در انگلیسی نمی‌توانید بدون «you» بگویید. 

نباید این را وارد فارسی می‌کردند؛ کردند، شما مراقب باشید در متن‌هایتان ابتدای جمله‌هایتان تا می‌توانید من، ما، تو، شما، آنها، ایشان استفاده نکنید، مگر برای تأکید. برای تأکید، عمدی است و باید هم بیاید و ویراستار هم حق ندارد آن را بردارد. «ما در جمع‌بندی خود به این نتیجه رسیدیم که»، «ما»یش را بردارید، مگر اینکه تأکید باشد. «ما در جمع‌بندی خود»، «آقا شما خودتان رسیدید؟»، «بله! ما رسیدیم». 

«من دیدم»، «این صحنه را خودم دیدم»، «من با دو تا چشم‌های خودم دیدم». اینجا اگر دارند از شما بازپرسی می‌کنند، اگر بپرسند «دیدی؟»، بگویی «دیدم»، بپرسند «خودت دیدی؟»، بگویی «دیدم» و دوباره بپرسند «خودت دیدی؟»، اگر بگویی «دیدم. ببخشید من نمی‌توانم من و اینها را بیاورم، چون که ممکن است حشو باشد و جملۀ من از نظر ویرایشی غلط باشد»، در این صورت می‌فرستندت چند روز آب خنک بخوری تا آن وقت معلوم شود که تو این نکتۀ ویرایشی را درست استفاده کردی یا نکردی.

پس برای تأکید ما دست به من و تو و ما و شما و ایشان نمی‌زنیم؛ اما برای غیرتأکید تمام این‌ها در متن‌های فارسی باید برداشته شوند. 

حال از کجا بفهمیم که این جمله دربارۀ «من» است، دربارۀ «ما» است، «شما» است، «ایشان» است؟ 

پاسخ: از فعل؛ از آخر فعل. به آن شناسه می‌گویند. رسیدم، رسیدی، رسید. در فارسی سوم شخص مفرد شناسه ندارد. نشانه‌اش این است که ندارد. رسیدیم، رسیدید، رسیدند. از اینهایی که آن آخر است ما می‌فهمیم که فاعل جمله کیست. پس نیازی نیست ضمایر در جملات فارسی بیاید. در متن‌های فارسی هم نبوده، بسیار کم بوده، مگر برای تأکید.

درس امروز: من، تو، ما، شما، ایشان، اینها را در متن‌هایتان تا می‌توانید بردارید. اگر برای تأکید نیست غلط‌اند.

۴ نظر ۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۲۶

آواچه - ۲ (پیرامون، دقت‌ورزی معنایی)

پنجشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۴۹ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۲ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

«پیرامون» یعنی چه؟ پیرامون یعنی حول‌وحوش، اطراف، گرداگرد. 

به‌عنوان مثال «بهینه‌سازی بافت پیرامونی میدان سعدی»، «بافت پیرامونی حرم مطهر را می‌خواهند نوسازی کنند»، «کمربند پیرامونی شهر» یعنی مثلاً می‌خواهند دور شهر را درخت بکارند و یک کمربند سبز درست کنند. این مثال‌ها کاملاً درست هستند. بحثی هم دربارۀ آنها نداریم.

اما به این جمله‌ها دقت کنید: 

«همایشی پیرامون مسائل شهری در شهرهای بیش از پانصد هزار نفر جمعیت»

این غلط است.

«مقاله‌ای پیرامون ماهیت و اهمیت علم اقتصاد»

این غلط است.

«تکذیب شایعات پیرامون فلان بانک»

غلط است. 

اینها به چه معنی غلط هستند؟

پاسخ: اینجا پیرامون به‌معنی «درباره» غلط است. 

برخی می‌گویند گرته‌برداری از انگلیسی است. چون یکی از معانی about در انگلیسی «پیرامون» است. یکی از معانی about، «درباره» است. معنیِ «درباره» را که می‌دانستیم. اما «about» در انگلیسی به‌معنی «پیرامون» هم می‌آید.

«Look about» یعنی به اطراف نگاه کن

«and see if you can find it» ببین می‌توانی پیدایش کنی 

پس هر وقت در متن‌هایتان به پیرامون رسیدید دقت کنید ببینید اگر به‌معنی حول‌وحوش، اطراف و گرداگرد چیزی بود دست به آن نمی‌زنید. اما اگر خواستید به‌معنی «درباره» استفاده کنید، همان «درباره» را بگذارید و اگر تکراری می‌شود «راجع به»، «در زمینۀ». 

توجه کنید که «در مورد» غلط کلیشه‌ای دارد، فعلاً آن را اینجا نمی‌آوریم.

با «ویراستاران» باشید، با آموزش‌های آهسته و پیوسته و لقمه‌های کوچک و شیرین درست‌نویسی.

۴ نظر ۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۵:۴۹