زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

۸۲ مطلب با موضوع «ویراستاران» ثبت شده است

آواچه - ۸۲ (شیوۀ تخاطب)

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۸۲ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

در کلام، از شیوه‌های تخاطب متناسب باید استفاده کنیم. شیوۀ تخاطب یعنی چه؟ یک وقت هست می‌گویم این کتاب را بردارید، یک وقت هست می‌گویم این کتاب را بردار، یک وقت هست می‌گویم این کتاب را برمی‌داریم. همان من، تو، او، ما، شما، ایشان است. اول شخص، دوم شخص، سوم شخص، بعد مفرد، جمع، مفرد، جمع، مفرد، جمع. هر کدام جایی دارد. مثلاً در متن علمی ما نمی‌توانیم از دوم شخص استفاده کنیم. نمی‌توانیم بگوییم شما در بدنتان هزاران کیلومتر رگ دارید. نه. باید بگوییم انسان. باید سوم شخص مفرد به‌کار ببریم. انسان در بدنش هزاران کیلومتر رگ دارد. شما را برای کجا استفاده می‌کنیم؟ یعنی دوم شخص جمع را؛ جایی که می‌خواهیم احترام بگذاریم، ادب قائل شویم. حالا دوم شخص مفرد کجاست؟ تو؛ هر جا که صمیمی است. مثلاً یک روان‌شناس وقتی می‌خواهد با شما صحبت کند از این خیلی استفاده می‌کند. عزیزم سررشتۀ زندگی‌ات را دستت بگیر. هدفت از زندگی چیست؟ او اگر بخواهد بگوید انسان باید در زندگی‌اش هدف داشته باشد، انسان باید تلاش کند، خیلی به فضا نمی‌خورد، من پیامش را نمی‌گیرم و با او ارتباط صمیمی برقرار نمی‌کنم. جاهایی که می‌خواهید انگیزشی صحبت کنید و فراخوان بدهید و افراد را دعوت کنید به یک کار، بهترین شیوۀ تخاطب اول شخص جمع است. ما باید زبانمان را پاس بداریم، ما باید تلاش کنیم که محیط زیست در ایران پابرجا بماند. اگر بگویم تو باید تلاش کنی، یا بگویم ایرانی‌ها باید تلاش کنند، خیلی اثرگذار نیست. شیوۀ تخاطب بحث بسیار گسترده‌ای است. من فشرده چند سرنخ دستتان دادم. بنویسید روی کاغذ و رویش فکر کنید و ببینید هر کدام برای چه فضای گفتاری و نوشتاری مناسب است.

+ این پستِ آخر ویراستاران بود. از فردا ایشالا برنامه‌های فرهنگستان صبح به خیر ایران رو پی می‌گیریم.

۰ نظر ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۷

آواچه - ۸۱ (التماس دعا)

شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۸۱ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

وقتی به کسی می‌گویید «التماس دعا» چه می‌خواهید به او بگویید. می‌خواهید بگویید برای من دعا کن. یادش می‌ماند؟ می‌خواهد برود مشهد، کربلا، شب قدر است، کلاً، خدای نکرده بیمار شده‌اید و به افراد می‌گویید التماس دعا. اگر کسی به شما بگوید التماس دعا شما یادتان می‌ماند؟ نه. بگویم چرا؟ چون این واژه از معنای مهم خودش تهی شده است. التماس یعنی چه؟ یعنی درخواست بسیار حاد، شدید. از فرط کاربرد، التماس دعا دیگر یک جملۀ عادی شده است. خیلی وقت‌ها هم برای از سر واکردن و رفع تکلیف می‌گوییم. این البته ذات زبان است و کاری‌ش نمی‌شود کرد. ولی بیایید ببینیم خودمان چگونه می‌توانیم گره را برای خودمان حل کنیم. اگر دارید به کسی می‌گویید التماس دعا این واژه را نگویید. کلمه‌ای، عبارتی، با خلاقیت، با فکر بگویید که یادش بماند که آنجا شما را دعا کند. طنزش را بگویم: یکی می‌گفت رفته بودم مکه و یکی بهم گفته بود آنجا اگر گربه دیدی یاد من بیفت. همین. طرف می‌گفت برگشتم و حسابی شاکی بودم. می‌گفت اصلاً نگذاشتی من عبادت کنم. آنجا گربه زیاد است و من هر چه گربه می‌دیدم یا هر چه هم دعا می‌کردم که تو از ذهنم بروی بیرون نمی‌رفتی بیرون. این یعنی التماس دعای خلاق. حالا تویش یک مقدار بازی‌گوشی و شیطنت هم بود. ولی می‌شود خلاق و جذاب گفت و طرف هم یادش بماند تو را. درنگ کنیم می‌فهمیم. می‌توانیم التماس دعاهای جذاب و درذهن‌ماندنی پیدا کنیم.

۱ نظر ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۷

آواچه - ۸۰ (داشتن)

جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۸۰ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

یکی از مجریان باسابقه و مشهور صداوسیما توی یک مصاحبه‌ای با یک نشریه گفته بود من تعداد واژه‌های مجری‌ها را شمرده‌ام و دیده‌ام مجری‌ها با ۲۲۰ واژه صحبت می‌کنند. تعدادش بسیار کم است. من فکر می‌کنم ۲۲۰ تا هم زیاد است. برای مجری‌های سمینارها و همایش‌ها و این‌ها. مثلاً یک نمونه: وقتی می‌خواهند فعل به‌کار ببرند از طیف وسیعی از فعل‌های فارسی چشم می‌پوشند و می‌چسبند به یک فعل و همۀ اقدام‌های داخل یک همایش و سمینار و نشست و کنگره را با همان یک فعل توصیف می‌کنند و می‌رود. چه کاری است من بنشینم فکر کنم متنوع بگویم. خب حضار محترم هم‌اکنون پخش قرآن را داریم. پس از آن سخنرانی جناب آقای فلانی را خواهیم داشت. بعد می‌رود پایین و نیم ساعت بعد می‌آید. هم‌اکنون اهدای جوایز را داریم. اوج تنوعش را دقت می‌کنید؟ داریم، خواهیم داشت، داشتیم، دیگه تهش می‌ریم که داشته باشه باشیم. ما سخنرانی را گوش می‌دهیم، ما جوایز را اهدا می‌کنیم، ما می‌رویم پذیرائی می‌شویم، پذیرائی را میل می‌کنیم. پذیرائی را در خدمت ما خواهند بود. می‌شود متنوع گفت. باید هم متنوع گفت. این فعل (داشتن) کلیشه شده است و با اجازه‌تان بیش از بیست معنای نادرست در همین چهل پنجاه سال ما به آن بار کرده‌ایم. 

۲ نظر ۱۲ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۵

آواچه - ۷۹ (درازنویسی، تماس حاصل فرمایید)

پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۳ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۹ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

من نمی‌دانم این فعلِ «تماس حاصل کردن» از کجا وارد زبان فارسی شده است. ولی مال همین ده سال، بیست سال، سی سال، چهل سال گذشته است. توی تلویزیون می‌خواهد تبلیغ بدهد، خیلی وقت کم است، ثانیه‌ها بسیار گران، و بعد می‌گوید برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن فلان تماس حاصل فرمایید. نکتۀ اول اینکه یکی از دوستان می‌گفت تا حالا کسی را دیده‌اید پای تلویزیون شماره تلفن بنویسد یا بردارد؟ بعد هم اینکه این را خیلی کوتاه‌تر می‌شود گفت. پیامک فرستاده و تویش نوشته برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن فلان تماس حاصل فرمایید. شماره تلفن هم شکسته. نصفش بالاست، نصفش پایین است. خب در پیامک شما باید اینتر بزنید، سطربندی کنید. همۀ گوشی‌ها، آن گوشت‌کوب قدیمی‌ها هم اینتر را پشتیبانی می‌کند. یعنی عدد دقیقاً در سطری مستقل باشد. بعد هم لازم نیست بنویسید برای اطلاعات بیشتر تماس حاصل فرمایید. برای اطلاعات بیشتر. به قولی یکی حتی اطلاعات بیشتر هم نمی‌خواهد. یعنی شما کافی است فقط شماره تماس بگذارید. پیامک چهار تا شده، می‌شکند، هزینه‌اش خیلی زیاد می‌شود در تعداد زیاد، ولی طرف به‌راحتی این را می‌نویسد و می‌گذارد. آقا بگذارید پیام‌رسان باشد. و جایی که خیلی حرصم می‌گیرد روی کارت ویزیت است. می‌نویسد تلفن دونقطه ۰۲۱، ۰۳۱ و... آقا اگر کسی می‌داند آن تلفن است دیگر لازم نیست بنویسید تلفن. اگر هم کسی نمی‌داند آن تلفن است تو بنویسی هم نمی‌فهمد. می‌نویسد ایمیل دو نقطه. آن «@» دارد وسطش، می‌فهمد ایمیل است. سایت دو نقطه، آدرس دو نقطه. کارت ویزیت باید خیلی خلوت باشد. اصلاً نمی‌خواد کلمۀ نشانی یا آدرس، کلمۀ ایمیل یا پست الکترونیک که از آن خنده‌دارتر است، چون دو تا کلمۀ انگلیسی است، یا تلفن یا موبایل را بنویسید. صریح، صاف، مستقیم فقط آن نشانی و آن تلفن و آن ایمیل را بنویسید. 

۲ نظر ۱۱ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۳

آواچه - ۷۸ (آفت ذهنی و جسمی، ویراستار)

چهارشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۸ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۶ دقیقه

متن فایل صوتی:

ویرایش خودش کار لطیفی نیست. اگر با لطف و شور و شوق آغازش نکنی بعدها آزارت می‌دهد. می‌خواهم به دوستان جوان‌ترم توصیه کنم اگر به سراغ ویرایش می‌آیید، حتماً در کنارش یک جور تهذیب قلبی (منظورم کاتارسیسی است که یونانی‌ها می‌گفتند) داشته باشید. تهذیب عرفانی خودمان خیلی منظورم نیست. پالایشی در خودتان لطفاً فراهم کنید. ویرایش آدم را، ببخشید من آدم راحتی‌ام، تعبیرهایم هم مثل خودم روان است، ویرایش آدم را نق‌زن بار می‌آورد. ویرایش آدم را منتقد بار می‌آورد. ویرایش آدم را یک کاری می‌کند که هر چه در عالم می‌بیند می‌خواهد چیزی در آن بجوید و این درست است که تا یک وقت‌هایی انگار بد نیست ولی در مسیر زندگی اذیتت می‌کند. اگر آقایی، خانومت و بچه‌هایت را اذیت می‌کند، اگر خانومی دوروبری‌هایت را، مخصوصاً فرزندانت را اذیت می‌کند. خواهش می‌کنم مراقب این آفت بزرگ باشید. ویرایش از این جهت جزو کارهای ناقشنگ ادبی است. در عین حال که کار شریفی است. شاید بیست سال پیش یک جایی نوشتم ویراستاران سربازان گمنام عرصۀ ادبیات‌اند. کارهای بسیار بسیار فخیم ادبی به‌دست ویراستاران صورت گرفته و خیلی وقت‌ها اسمی ازشان نیست. من هم چون خیلی‌هایشان راضی نیستند از آن خاطراتم اینجا سانسور می‌کنم و چیزی نمی‌گویم. کسانی که درگذشتند و کارهای فخیم و فاخر کردند و به نام دیگران تمام شد. ولی در حقیقت چکه‌چکه و قطره‌قطره قلم آن‌ها بود. ویرایش در کنار این آفتی که عرض کردم دارد، و البته گفتم کار شریفی است یک مشکل دیگر هم دارد که آدم را خیلی زود فرسوده می‌کند. یکی از جهاتی که خود من زود، حالا من که البته الحمدلله همچنان می‌کوشم، ولی حالا به‌ظاهر پیر شده‌ام ویرایش بود. ویرایش غیر از اینکه سوی چشم انسان را می‌گیرد، غیر از اینکه عضلات و نمی‌دانم چه و این‌ها، تاب و توان ذهنی‌ات را هم می‌گیرد. ویرایش از ترجمه، از نگارش، از تحقیق، از پژوهش، از تدریس سخت‌تر است. من به‌عنوان آدمی که همۀ این کارها را کردم و می‌کنم و حرفه‌ای هم کردم و می‌کنم گواهی می‌دهم عندالله و عندکم که ویرایش از همه سخت‌تر است. و چون در عین حال که از همه سخت‌تر است اسمی از تو نیست و نان‌ونوایش هم یک نان‌ونوای [...] است، گاهی افسرده‌حالت می‌کند. یعنی گاهی پنج سال، ده سال که می‌گذرد، احساس می‌کنی که من چرا نرفتم مثلاً در یک فن دیگری که بیشتر از این در چشم باشم. پس می‌خواهم اینجا نتیجه بگیرم که عزیزان، سروران که در آغاز راه ویرایشید، لطفاً فقط به این وادی در حالی قدم بگذارید که یک، شور و شوق این کار را دارید؛ مثل 18 سالگی این بندۀ کم‌نوا و بینوا. و دو، در کنار آن، آن آفت روحی را مرتب در خودتان بپایید. به هر روشی که بلدید. هر کسی روش‌های خودش را دارد. این چیزها که فرمولی نمی‌شود. لطفاً ذوقتان را، روحتان را، درونتان را، لطافت طبعتان را. شعر نو خیلی بخوانید. شعر نو به‌شدت به آدم لطافت طبع می‌دهد. سی سال است می‌گویم. حتی اگر مخالف شعر نو هستید شعر نو بخوانید. شعر نو لطافت نگاه به شما می‌دهد. رمان بخوانید. رمان‌های خوب بخوانید. رمان لطیفتان می‌کند. حتی اگر ما رمان را از لحاظ کانسپت و محتوا و مضمون اصلاً نمی‌پسندیم. اینجا ما بحث پسند محتوایی نداریم. رمان، رمان‌های خوب، طبع شما را روان و لطیف می‌کند و موجب می‌شود شما هم ویراستار خوبی باشید هم گرفتار دو سه تا آفتی که با اسم‌های یک خرده، عذرمی‌خواهم، معمولی هم گفتم و در لفافه نپیچیدمش نشوید. اهل ایراد گرفتن نشوید. فقط وقتی ایراد بگیرید که در ساحت و میدان ویرایش هستید. بیرون از آن، در خانه‌تان و در اجتماعتان و با رفیقانتان آدم‌های منصفی باشید، آدم‌های کم‌اعتراضی باشید. این جهان، جهانی نیست که مرتب به این گیر بدهی، به آن گیر بدهی. این جهان، جهان سخت گرفتن نیست. من از چهل‌سالگی به بعد فهمیدم. ای کاش زودتر می‌فهمیدم. شما لطفاً قبل از چهل‌سالگی بفهمید. این جهان، جهانی است که باید تساهل و تسامح و مدارا در او حرف اول را بزند. حتی اگر یک جاهایی از حرفت کوتاه می‌آیی، اما راحت زندگی می‌کنی.

۳ نظر ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۲

آواچه - ۷۷ (متن‌خوانی، پژوهی)

سه شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۱ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۷ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

خواندن متون کهن برای نوشتن نثرهای امروز با اینکه شاید تضادی در ظاهرش هست، ولی در باطنش نه. این کار خیلی مفید است. آقای خرمشاهی در کتاب ترجمه‌کاوی در مقالۀ فایدۀ خواندن متون کهن برای مترجمان، این مقاله را به استقبال از مقالۀ آقای غلامحسین یوسفی نوشته است، اشاره می‌کند به اینکه «پژوهی» را من در دهۀ شصت، همین معاصر و الان ایران به‌کار برده‌ام و اصلاً نبود. یک بار می‌خواستم بگویم که من چه‌کاره‌ام و گفتم من حافظ‌شناس و قرآن‌شناسم و بعد دیدم که این‌ها خیلی ادعاهای بزرگی است. هی فکر کردم، فکر کردم، گفتم من حافظ‌پژوهم، من قرآن‌پژوهم. و به ادعای ایشان قبلاً هم نبود و ظاهراً هم درست می‌گویند. نکتۀ جالب اینجاست که این پسوند آن‌قدر در فارسی مقبول افتاده و خودش را جا کرده که حد ندارد. شما خیلی می‌شنوید «آینده‌پژوهی»، «سعدی‌پژوهی»، «معماری‌پژوهی»، «شهرپژوهی»، سمینار، کتاب، مقاله، عنوان سخنرانی، خیلی از این استفاده می‌کنند، خیلی هم لذت می‌برند. واژۀ قشنگی است. حالا آقای خرمشاهی چه می‌گوید؟ می‌گوید من این واژه را از نظامی گرفته‌ام. در یکی از مصراع‌ها این پسوند را استفاده کرده و بعد این پسوند مرده در زبان فارسی تا ایشان آن را زنده کرده است. بله، اگر انبان ذهن ما پر باشد، روزی، جایی به درد ما خواهد خورد. نگاه به این نکنید که خواندن آن‌ها در ظاهر و خیلی سریع به چه درد شما می‌خورد. بگذارید این ابر ببارد و این برف بر کوهستان ذهن شما بماند. جایی، ماه‌های بعد، سال‌های بعد، در زمین خشکی چشمه‌ای بیرون خواهد زد از آن آب‌ها.

۱ نظر ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۱

آواچه - ۷۶ (مدرسه غیرانتفاعی یا غیردولتی)

دوشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۹ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۶ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

غیرانتفاعی می‌دانید یعنی چه؟ یعنی مؤسسه‌ای که کار تجاری می‌کند، در عرصۀ کسب‌وکار دارد فعالیت می‌کند، بدوبدو می‌کند، سود هم به‌دست می‌آورد، و با آن سود حقوق کارمندانش را می‌دهد، آب و گاز و برق و اجاره‌اش را می‌دهد، ولی سود انباشته ندارد. یعنی نمی‌تواند نگه‌دارد، سهام پخش کند، سود روی سود بیاید و کار اقتصادی سنگین و بلندمدت با آن سود انجام دهد. به این مؤسسه‌ها می‌گویند مؤسسه‌های غیرانتفاعی. یعنی هدفشان انتفاع نیست ولی قطعاً باید با پول هدفشان ادامه پیدا کند. خب با این حساب دبیرستان‌های غیرانتفاعی، راهنمایی‌های غیرانتفاعی (البته الان دیگر راهنمایی از بین رفته است) درست‌اند یا نه؟ نه. برای همین هم اگر دقت کرده باشید تابلوهایشان را دارند عوض می‌کنند و می‌کنند غیردولتی. چون انتفاعی هستند و بعضی‌هایشان هم بدجور انتفاعی هستند. فارسی غیرانتفاعی ناسودبر است. ولی نمی‌توانیم استفاده کنیم چون جا نیفتاده و معنارسان نیست.

۵ نظر ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۴۹

آواچه - ۷۵ (تنوع، در نتیجه)

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۱۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

اگر متن نوشته‌اید، حتی یک صفحه، مطمئنم به این نتیجه رسیده‌اید که یک جایی باید بگویید «نتیجه می‌گیریم». برای کلمۀ «نتیجه» بیایید با همدیگر یک عالمه واژه و عبارت ردیف کنیم. «پس»، «می‌توان نتیجه گرفت»، «در نتیجه»، «چنین به نظر می‌رسد که» (یعنی می‌خواهیم جمع‌بندی کنیم)، «جمع‌بندی بحث اینکه»، «در پایان»، «در خاتمه»، «سرانجام»، «واپسین کلام اینکه»، «کلام آخر اینکه»، «کلام واپسین اینکه»، «ختم کلام»، «یک کلام»، «به این نتیجه رسیدیم»، «در انتها»، «چکیدۀ کلام»، «سخن پایانی». اصلاً تیتر بزنیم بگوییم «جمع‌بندی»، «نتیجه‌گیری». «همه را گفتم تا بگویم». اصلاً اسم نتیجه را نیاوردی ولی خیلی قشنگ طرف را آماده کردی برای اینکه از این به بعد هر چه جمله می‌خوانی مال نتیجه است. «انجام بحث اینکه»، «سرانجام بحث اینکه»، «عاقبت داستان اینکه». خلاق و جالب: «اکنون نوبت نتیجه است»، «نوبتی هم باشد نوبت نتیجه است»، «ثمرۀ بحث»، «میوۀ بحث»، «حاصل سخن». می‌شود متنوع‌تر از این‌ها هم نوشت. وقت کم است. روی همین‌ها درنگ کنیم. چند بار گوش کنیم تا نتیجه‌گیری‌های متن‌های فارسی دست‌کم در متن‌های خودمان متنوع باشد.

۱ نظر ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۱۷

آواچه - ۷۴ (درازنویسی، مورد چیزی قرار دادن)

شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۴۶ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۴ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

تا حالا شده این ترکیب‌ها را بشنوید یا بخوانید؟ مورد استعمال قرار داد، مورد تصویب قرار داد، مورد تعقیب قرار داد، مورد ستایش قرار دادن، مورد بازخواست قرار دادن. این همان درازنویسی‌هایی است که قبلاً یادآوری کرده بودیم. بر اساس ساختار مورد چیزی قرار دادن در متن‌های ما این طرف و آن طرف پیدا می‌شود و نوشته می‌شود. با این‌ها چه کار باید بکنیم؟ هیچ. همان اول کار آن چیزی که می‌خواهیم بنویسیم به زبان بیاوریم. فکر کنیم داریم با دوستمان صحبت می‌کنیم. همان جور که به او خواهیم گفت همان را بنویسیم. به‌جای مورد استعمال قرار دادن بگوییم استعمال کرد. به‌جای مورد تصویب قرار دادن بگوییم تصویب کرد. به‌جای مورد تعقیب قرار دادن بگوییم تعقیب کرد.و به‌جای مورد ستایش قرار دادن فعل زیبا و سادۀ فارسی را به‌کار ببریم و بگوییم ستود. امیدوارم با یادآوری این نکته‌ها نوشته‌های شما هم نوشته‌هایی ستودنی باشد. پیروز باشید.

۶ نظر ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۴۶

آواچه - ۷۳ (ساختار کتاب، فصل و بخش)

جمعه, ۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۳ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

من دارم کتاب می‌نویسم. مانده‌ام در اینکه بخش عام‌تر است یا فصل. یعنی بخش چند تا زیرمجموعه دارد که فصل‌اند، یا فصل چند تا زیرمجموعه دارد که بخش‌اند. دربارۀ این به‌صورت مشخص جایی حرفی نزده‌اند. اما بیشتر ناشران معتبر و ویراستاران پیش‌کسوت بخش را در عمل عام‌تر گرفته‌اند، و بعد فصل. کاری که می‌کنید این است که فصل همیشه باید در کتاب‌ها باشد. هر کتابی، می‌شود گفت صد درصد کتاب‌ها فصل دارند. حتی رمان، جداجدا شده است، حالا ممکن است اسمش خلاق باشد؛ پردۀ اول، پردۀ دوم، یا اصلاً یک عدد فقط باشد. ولی دیده‌اید که حال و هوا جدا می‌شود و بعد صحنۀ بعدی شروع می‌شود. اما بخش اختیاری است، یا نه بهتر است بگوییم احتمالی است. یعنی اگر هر چند تا فصل ما را می‌شد ببری زیر چتر یک عنوان عام‌تر، آن وقت بخش داریم. وگرنه نه. ببینید هر کتابی بخش ندارد که عام‌تر است. ولی هر کتابی فصل دارد. یک بار دیگر می‌گویم فصل تقریباً اجباری است. ولی بخش نه. اگر می‌خورد پنج شش تا فصل، چهار پنج تا فصل را ببرید زیرمجوعۀ یک بخش، آن وقت بخش را هم اضافه بکنید. اگرنه، نه. یک نکتۀ صوری هم بگویم. عددهای این‌ها را ترتیبی بگذارید. یعنی آخرش «ـُم» بگذارید و با حروف بنویسید. مثلاً بخش دوم، فصل پنجم. چرا؟ چون این‌ها شخصیت دارند. خیلی بی‌ارزش می‌شود اگر بگویید فصل 2، و دو را با رقم بنویسید. بخش 6، و شش را با رقم عددی، منظورم ریاضی‎‌وار، بنویسید. بگذارید ششم باشد، دهم باشد. این خیلی جاافتاده‌تر است و شیوۀ رایج ویراستارها و ناشرهاست.

۲ نظر ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۵

آواچه - ۷۲ (متن‌خوانی، یارانه)

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۲ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

دوستانی که مشغول ترجمه‌اند، آن‌هایی که می‌نویسند، و ویراستارها نیاز دارند که متن‌های کهن فارسی را بخوانند. به چه دردی می‌خورد؟ خیلی گفته‌اند. من مثلاً بیایم متن کلیله و دمنه بگذارم کنارم بخوانم که چه شود؟ متن‌ها و واژه‌ها کهن، بعضی ساختارها سنگین. آقای خرمشاهی مقاله‌ای دارد در کتاب ترجمه‌کاوی، به نام فایدۀ خواندن متون کهن برای مترجمان. ابتدای مقاله می‌گوید من این را به استقبال از مقالۀ غلامحسین یوسفی نوشته‌ام؛ که آن هم تقریباً عنوانش همین است. آقای خرمشاهی ادامۀ آن مقاله را نوشته‌اند. بعد نکتۀ جالبی می‌گویند. می‌گویند مرحوم حسن حبیبی رئیس وقت فرهنگستان زبان و ادب فارسی یک بار پیش من بود و گفت دولت می‌خواهد سوبسیدها را هدفمند کند. کاش به‌جای سوبسید ما واژه‌ای داشتیم که این انگلیسی در دهان مردم جا نیافتد. چون ما سوبسید را استفاده می‌کردیم ولی اسمش را نمی‌آوردیم. آقای خرمشاهی می‌گوید کاری ندارد بگذارید «یارانه». آقای حبیبی می‌گوید از کجا آوردید؟ می‌گوید از شعری از مولانا. و بعد آن بیت را می‌خواند. در آن کتاب هم نوشته است. من چون کتاب را نیاورده‌ام نمی‌دانم. خیلی جالب است. ببینید این در انبان بوده و می‌آید واژه‌ای را از قرن‌ها پیش زنده می‌کند و الان هم ما خیلی استفاده می‌کنیم. یارانه‌ها را ریخته‌اند، یارانه‌ها کم شده، زیاد شده و... 

۲ نظر ۰۴ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۷

آواچه - ۷۱ (تنوع، سرزدن)

چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۵۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۱ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

زبان فارسی گسترش‌پذیر است. خیلی دامنه دارد. این‌جوری بگویم اصلاً کرانه ندارد. یک فعل می‌گویم: سرزدن. مصدر است. شما فکر می‌کنید چند تا معنی در فارسی برای این وجود دارد؟ احتمالاً دو تا به ذهنتان رسیده است. مثلاً ملاقات کردن. برویم سربزنیم به خاله اینا. مرتکب شدن. کار نابه‌جایی از تو سرزد. سومی‌اش: سرزده از افق... یعنی چه؟ آفتاب طلوع کرد. طلوع کردن، بالا آمدن. کسی را که می‌خواهند اعدام کنند می‌گویند او را سرزدند. و در فوتبال کسی که هد می‌زند می‌گویند سرزد، با سر می‌زند، سرزنِ قوی. اگر این را تغییر بدهیم باز معانی جالب در آن هست. مثلاً اگر قیدش بکنیم و بگوییم سرزده معنی‌اش می‌شود ناغافل؛ یعنی غافلگیرانه، بدون اینکه به ما خبر بدهند. فعل پیدا بکنیم، روی آن فکر بکنیم، برایش جمله بسازیم. ذهن ما سلول‌های خاکستری‌اش می‌ترکد. یعنی قدرت واژه‌سازی‌مان و تنوع کلاممان بیشتر می‌شود و این کمک می‌کند به ما که دنیا را گسترده‌تر ببینیم و از امکانات زبان شیرین فارسی استفاده بکنیم.  

۱ نظر ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۵

آواچه - ۷۰ (کلیشه، مورد)

سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۲ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۷۰ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

می‌خواهیم دربارۀ کلمه‌ای صحبت کنیم که هر جا هر چه کم بیاوریم نجاتمان می‌دهد. باورتان نمی‌شود یک کلمۀ عربی است به نام «مَورد» که ما راحت می‌گوییم مورد. مورد، مَورد بوده در اصل که ما می‌گوییم مورد. مورد در عربی معنی‌اش می‌شود آبشخور حیوان، آنجا که حیوان آب می‌خورد؛ یا محل ورود، دالان، اسم مکان می‌شود. ولی ما در فارسی آن را به‌جای هر واژه‌ای که در گفتار و نوشتار کم می‌آوریم استفاده می‌کنیم. یعنی می‌گوییم که موردی ندارد، به‌جای اشکالی ندارد، ایرادی ندارد. طرف مورد دارد، طرف مشکل دارد، یا اگر متن، صمیمی بود می‌توانیم خیلی قشنگ بگوییم طرف خرده‌شیشه دارد. می‌گوییم توی موردی که شما به من یاد دادید؛ به‌جای این می‌توانیم بگوییم در نکته‌ای که شما به من گفتید. کدام مورد صحیح است؟ کدام گزینه صحیح است؟ کدام انتخاب صحیح است؟ برای لیلا مورد خوب سراغ داری؟ می‌توانیم بگوییم خواستگار، می‌توانیم بگوییم همسر. اصلاً می‌توانیم بگوییم لیلا دنبال کار می‌گردد. این پسر من دانشگاهش تمام شده دنبال کار می‌گردد، اگر موردی چیزی جایی دیدید به من خبر بدهید. می‌توانیم بگوییم اگر کاری دیدید، فرصتی دیدید، زمینه‌ای دیدید. همین جور این «مورد» آمده و جا خوش کرده در زبان ما و ما به‌جای هر واژه‌ای که به یاد نمی‌آوریم از مورد استفاده می‌کنیم. آیا خوب است یا بد است؟ خوب است؛ کار را راه می‌اندازد. ولی بد است؛ ذهن ما را تنبل می‌کند. هر واژه‌ای که ذهن ما را تنبل کند و به‌جای انبوهی واژه بنشیند به آن می‌گویند کلیشه. برای نویسنده شدن که هیچ، برای حیات طبیعی ذهن خودتان هم از کلیشه‌ها بپرهیزید. هر وقت از این به بعد خواستید مورد به‌کار ببرید، بگردید معادل خوبی برایش پیدا کنید. مثلاً به‌جای در اکثر موارد بگویید در اکثر مواقع. 

۲ نظر ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۲۲

آواچه - ۶۹ (خطای منطقی، فعل بازدارنده)

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۱ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۹ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

افعال بازدارنده: غدغن کردن، ممنوع کردن، بازداشتن. بعد از این‌ها اگر بخواهد فعلی بیاید، آن فعل باید مثبت بیاید. نگاه کنید: «او ما را غدغن کرد که وارد چمن بشویم»، یا «او ما را غدغن کرد که وارد چمن نشویم». ممکن است الان شما در لحن بگویید دومی هم درست است. نه. خواننده با لحنی که شما می‌نویسید لزوماً متن را نمی‌خواند. پس باید طبق قاعده بنویسیدش. قاعده‌اش این است: افعال بازدارنده بعدش اگر قرار است فعلی بیاید و آن فعل، انجام دادنش ممنوع است، آن فعل باید مثبت بیاید. او ما را بازداشت از اینکه وارد چمن بشویم، او غدغن کرد ما را از اینکه این کار را انجام بدهیم، او ممنوعمان کرد از وارد شدن به اتاق، نه وارد نشدن. و یک نکتۀ دستورخطی هم بگویم: غدغن با غ است یا ق؟ هر دو غ؟ هر دو ق؟ یکی غ یکی ق؟ طبق دستورخط فرهنگستان غدغن درست است.

۳ نظر ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۱

آواچه - ۶۸ (برچسب‌زنی)

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۸ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۴ دقیقه

متن فایل صوتی:

کنفوسیوس جمله‌ای دارد، دوهزار و نمی‌دانم خرده‌ای سال پیش می‌گوید که بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ... شروع شده است. فکر می‌کنید از کجا شروع شده است؟ ممکن است بگویید از جهل، از زیاده‌خواهی، از نادانی. این‌ها درست است. ایشان می‌گوید بزرگترین ظلم‌های تاریخ بشر از ظلم به واژه‌ها آغاز شده است. خیلی جالب است. ما واژه‌ها را تعریف می‌کنیم و بر اساسش کارهایی را ردیف می‌کنیم و نظامی می‌چینیم و پیش می‌رویم، ولی آخر سر از دلش می‌بینیم نابه‌سامانی درمی‌آید، برعکس آن درمی‌آید. واژه‌ها خیلی در دنیای ما مؤثرند. دارند خیلی کارها می‌کنند. شما تصور بکنید که محرم جزو ماه‌های حرام است. خب؟ همین الان اگر که خدای نکرده کسی با ماشین تصادف کند و کسی از دنیا برود، عمدی هم نباشد و تصادف باشد، بیمه باید دو برابر دیه بدهد. در ماه‌های حرام جنگ بر عرب حرام بوده است. کشتن حرام بوده اصلاً. شما حسابش را بکنید در اولین ماه حرام سال قمری در محرم نوۀ پیامبر، پسر امیرالمؤمنین را با آن وضع به شهادت می‌رسانند. می‌خواهم برگردم به آن جمله. چرا واقعاً این اتفاق می‌افتد؟ بزرگترین ظلم‌ها در تاریخ بشر از ظلم به واژه‌هاست. برچسب زده بودند و این برچسب در جامعۀ آن وقت مؤثر افتاد. به امام گفته بودند «خارجی». خارجی آن وقت واژۀ بسیار پرمعنایی بوده است. یعنی کسی که از دین خارج شده است. ببینید مقدمات را می‌چیدند: خلیفه یزید لعنت‌الله علیه است، هر کسی با او بیعت نکند، از دین خارج است. تمام شد. پسر پیامبری باش، نوۀ پیامبری باش، اصلاً مهم نیست. شخصی که از دین خارج می‌شود چه می‌شود؟ مهدورالدم. یعنی خونش پاک است؛ بریزید. بعد کسی که شخص مهدورالدم و خارجی را بکشد ثواب می‌برد. همین امروز بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز می‌بینیم این قصه زنده است؛ بین تکفیری‌ها، سلفی‌ها، داعش. یعنی افتخار می‌کنند شیعه بکشند. ما از گذشته چه داریم؟ ما از گذشته فیلم داریم؟ صوت داریم؟ چه داریم؟ یک سری آثار باستانی داریم که خب صامت‌اند. البته خیلی معانی دارند، خیلی بزرگ‌اند. ولی این را بگذارید در کنار واژه‌ها. ما نود درصد، نودوپنج درصد آنچه از گذشته داریم واژه‌هاست. هنوز که هنوز است این واژه‌ها زنده‌اند، کار می‌کنند، در زندگی ما دخیل‌اند. برچسب نزنیم. برچسب‌ها می‌ماند، برچسب‌ها مبنای قضاوت می‌شود و قضاوت پایه‌ای است برای رفتار با آدم‌ها. 

۸ نظر ۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۵:۵۰

آواچه - ۶۷ (تنوع، بی‌شک)

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۳۹ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۷ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

وقتی می‌خواهید روی درون‌مایۀ جمله‌هایتان تأکید کنید، ابتدایشان بی‌شک می‌آورید. موافقید؟ سؤال دوم: در هر صفحه از متن یک ایرانی، چند بار نیاز است که به محتوایش تأکید کند؟ می‌شود گفت هر صفحۀ متن فارسی تقریباً یک بار مفهوم بی‌شک در آن می‌آید. حالا که آن‌قدر به این نیاز است، بیاییم یاد بگیریم متنوع بنویسیمش. همه‌اش را هم بلدیم. من فقط می‌خواهم یک بار همه را جمع‌بندی کنم. بی‌شک، بدون شک، بی‌گمان، یقیناً، شک نیست که، بی‌تردید، بدون تردید، قطعاً، بدیهی است که، به‌طبع (نه به‌تبع. این یعنی در پیِ...)، نیازی به گفتن نیست که، چنانکه می‌دانید (نه چنانچه می‌دانید)، آشکارا، حتماً، این است و جز این نیست که، جای تردید نیست که، واضح و مبرهن است، به‌طور حتم، به‌حتم، مشهود است، روشن است، می‌دانید که، مستحضرید که (مثل نامه‌های اداری)، بیندازید در دهان بزرگان: دانشمندان می‌گویند، بزرگان می‌گویند، متخصصان می‌گویند، فعالان این وادی می‌گویند. این را این‌همه می‌شود متنوع نوشت. یاد بگیرید، تمرین کنید. اگر در هر صفحه خواستید یک بار به مفهوم بی‌شک برسید و بیاورید، از تأکیدکن‌های متنوع استفاده کنید.

۴ نظر ۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۵:۳۹

آواچه - ۶۶ (پذیرش نوواژه)

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۶ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

جامعۀ انگلیسی‌زبان در برابر واژه‌سازی تواضع زیادی دارد. یعنی مردمش می‌پذیرند واژه‌هایی را که پیش‌تازان دنیای حتی فناوری که قرار است خیلی باکلاس و خیلی روزآمد و نو باشد، تصویب می‌کنند و تعیین می‌کنند برای محصولات، مردم استفاده می‌کنند. مثلاً لپ‌تاپ باورتان می‌شود معنی‌اش یعنی چه؟ لپ‌تاپ یعنی وسیله‌ای که می‌گذارند روی ران پا. lap یعنی ران پا و top یعنی رویش. همین. ببینید برای چنین وسیلۀ پیشرفته‌ای که آن وقت که آمد خیلی سروصدا کرد و جزو اختراعات خیلی مهم قرن شاید بیستم است، به‌راحتی گذاشتند لپ‌تاپ. حالا اگر در فارسی به‌جای این، «رورونی» بگذارند چه حسی به ما دست می‌دهد؟ می‌گوییم آقا سلیقه داشته باش. برو یک چیزی پیدا کن کمی تکنولوژیک باشد، فناورانه باشد، پیشرفته باشد. لذا ما همان لپ‌تاپ را می‌گوییم. کاری هم با آن نداریم. مثلاً هندزفری. احساس و بار معنایی که از هندزفری به ذهنتان می‌آید چیست؟ یک چیز خیلی پیشرفته، ریز، که خیلی رویش کار کرده‌اند. آن‌ها به‌راحتی به این گفته‌اند دست‌آزاد. hands (دست‌ها)، free (آزاد) است. به همین راحتی واژه ساخته‌اند. ما این کار را نمی‌کنیم. یعنی اگر نهادی بیاید واژه بسازد و این‌جوری به همین راحتی و با همین درجۀ ملموس بودن و عینی بودن و دم دست بودن واژه بسازد، باز هم ما استفاده نمی‌کنیم. چون ما احساس می‌کنیم که باید خیلی معنادار باشد. دسکتاپ یعنی روی میز است. ولی ما نمی‌‎توانیم برای این معادل فارسی بگذاریم. چون ما روی میزهای چیزهای دیگر می‌گذاریم و آن‌ها برای ما بی‌ارزش است و رایانه خیلی باارزش است.

۵ نظر ۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷

آواچه - ۶۵ (زبان باکلاس، بیگانه‌دوستی)

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۵ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

یکی برای من تعریف می‌کرد؛ می‌گفت با یک نفر هم‌اتاق بودم توی خوابگاهِ دانشگاه. بعد این‌ها دانش‌آموخته که شدند، چند سال بعد این رفت سراغ کار و درآمدش خوب شد و یک خانه توانست شمال شهر بگیرد و من رفتم بهش سربزنم. همین جور که نشسته بودم احساس کردم یک ذره واژه‌های این آدم عوض شده است. خودش را کمی تغییر داده که بخورد به فضایی که در آن دارد زندگی می‌کند. مثلاً به من گفت که «حالا بیا بریم توی تراس. می‌خوام توی باربکیو برات چیکن گریل کنم.» همین آدمی که در خوابگاه برای من سیب‌زمینی هم نمی‌توانست سرخ کند. بله، این یک واقعیت است. تلخ هم هست. ما برای اینکه نشان دهیم ارتقاء پیدا کرده‌ایم در سطح زندگی‌مان، در لایۀ دانشمان، در موفقیتمان در بازار و در امروزی بودنمان از زبان فارسی مایه می‌گذاریم، مایۀ منفی، و به زبان انگلیسی ارزش می‌دهیم. یعنی این‌جوری بگویم که ما زبان فارسی را می‌فروشیم برای اینکه نشان دهیم امروزی‌تر و باکلاس‌تر و موجه‌تریم. این کار ارزشمندی نیست. به نتایج بلندمدت این اگر بیندیشید متوجه می‌شوید.

۳ نظر ۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۵

آواچه - ۶۴ (چیز)

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۷ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۴ ویراستاران: ۲ مگابایت، ۳ دقیقه

متن فایل صوتی:

در گفتارمان هر جایی کم می‌آوریم، «چیز» به‌کار می‌بریم. خوب است یا بد است؟ خوب است. کار ما را راه می‌اندازد؛ و خلأ تفکر ما را پر می‌کند. مثل اینکه «دکتر چیز هست، رفتم پیشش یک چیزی داد برای این کمردرد من. گفت این را بمال. اگر بعد از چند وقت دیدی که چیز شد کمرت، بدان که خلاصه یک بیماری بود، این چه بود؟ خاله گرفته بود؟» می‌فهمیم چه می‌گوید. چون بافتش برایمان آشناست. ولی این ذهن دارد تنبل می‌شود و خودش را دارد به سمتی می‌برد که با «چیز» کارش راه می‌افتد. و بهتر است که کارش راه نیفتد و فکر کند. شاید عجیب باشد؛ من و خانومم باهم قرار گذاشته‌ایم هر کداممان اگر در گفتارمان «چیز» به‌کار بردیم، آن یکی یک تذکر خیلی نرم و مهربان بدهد. مثلاً من می‌گویم آن همسایه بود، آقای چیز... می‌گوید نه. فامیلی‌اش را بگو. فکر کنیم جای چیزهایی که در کلام می‌گوییم معادل بگوییم. ببینید «چیز» در زبان غلط نیست. اشتباه نکنید. ما حوزۀ دیگری را داریم بررسی می‌کنیم. حوزۀ غلط و درست نیست. حوزۀ تنوع گفتاری و نوشتاری است. از امروز بشمارید ببینید چقدر «چیز» در گفتارتان هست و سعی کنید به جای آن برابری بگذارید که به هدف می‌خورد و ملموس است و مال همین یک تکۀ کلام شماست.

+ ویراستاران

۵ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۷

آواچه - ۶۳ (خواندن، پراکنده‌خوانی)

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۱۰ ق.ظ

دانلود آواچۀ شمارۀ ۶۳ ویراستاران: ۱ مگابایت، ۲ دقیقه

متن فایل صوتی:

برشی از کتاب «بهتر بنویسیم»، رضا بابایی، نشر ادیان، چاپ سوم، صفحۀ ۲۸

نویسندگی بر پنج پایه استوار است:

۱. ذوق؛

۲. تجربه؛

۳. اطلاعات و مطالعات متنوع؛

۴. تخصص علمی؛

۵. مخاطب‌شناسی.

رکن سوم نویسندگی مطالعات روزآمد و پراکنده است. کسی که نمی‌خواهد به مؤلف‌بودن بسنده کند و خواهان آن است که علاوه بر عنوان مؤلف شایستگی‌های یک نویسنده را نیز داشته باشد، باید افزون بر مطالعات تخصصی در موضوع اثر در حوزه‌ها و قلمروهای دیگر نیز مطالعه یا حتی دست داشته باشد. آگاهی‌های ویژه در موضوع مربوط، برای مؤلف‌بودن کافی است؛ اما بسندگی به مطالعات تخصصی قلم را در پرورش مطالب ناتوان و ذهن را در افق‌گشایی ناکام می‌کند. نوشتن می‌تواند و بلکه باید تخصصی باشد؛ اما خواندن چنین بایدی ندارد. 

گمان نکنید مطالعات پراکنده وقت‌گیر است و کم‌فایده. نگاه به مقاله‌ای که در نقد یکی از فیلم‌های کلاسیک نوشته شده است اگر در محتوای کتاب فقهی یا کلامی به‌کار نیاید بی‌گمان در واژگان و هندسۀ اثر و حتی زاویۀ دید نویسنده مؤثر است. سرمقاله‌های هر روزنامه‌ای که استانداردهای حرفه‌ای را رعایت می‌کند به مؤلف فلسفی یا عرفانی می‌آموزد که چگونه موضوع بومی و ساده‌ای را برجسته و حتی جهانی کند. همچنین می‌توان از ورزشی‌نویسان آموخت که چگونه می‌توان بر هیجان و شادابی نوشته افزود. در میان همۀ گرایش‌های مطالعاتی که نویسنده را برای پرورش مطالب علمی توانمند می‌کند جامعه‌گرایی و باخبری از اوضاع و احوال فرهنگی کشور و حتی جهان و تاریخ معاصر اهمیت بیشتری دارد.

+ ویراستاران

۱ نظر ۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۰