زنگ فارسی

لینک بالا برای دوستانی هست که وبلاگ دارن و می‌خوان مطالب رو دنبال کنن.

آخرین نظرات

واژه‌شناسی - ۱۱

جمعه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۴۲ ق.ظ

زمان پخش: ۲۳ اسفند ۹۶

مهمان برنامه: دکتر علی شیوا

لینک دانلود فایل صوتی برنامه با فرمت ogg سیزده دقیقه، چهار مگابایت

لینک دانلود ویدئوی برنامه (۱۳ دقیقه، ۱۶ مگابایت)

لینک دانلود از کانال تلگرام



همون طور که قبلاً هم گفتم، ما تو این برنامه فقط با رنگ‌واژه‌ها آشنا نمی‌شیم و علاوه بر شعرهای زیبایی که لابه‌لای بحث خونده میشه، با شهرها و سوغاتی‌ها و مشاهیر ایران هم آشنا می‌شیم. تو این برنامه من با یکی از شاعران معاصر آشنا شدم، فهمیدم رخش (اسب رستم) سفید نبوده و قرمز بوده (خدایی وقتی اینو شنیدم تمام تصوراتم از شاهنامه با خاک یکسان شد و به فنا رفت)، برای اولین بار رنگ سدری و پشت‌گلی رو دیدم و فهمیدم تلفظِ دیگر خردَل، خردِل هست. ولی از اونجایی که وقتی دکتر شیوا راجع به خردل می‌گفت مجری هم حرف می‌زد، متوجه نشدم صورت کهن‌ترش کدومه. خردِل یا خردَل؟!

گفتم رخش، یاد سریال چهل سرباز افتادم. تولیدِ سال ۸۶ بود و جزو معدود سریال‌های مورد علاقه‌ام. حالا برای اینکه از بابت رنگ رخش مطمئن شم نشستم دوباره می‌بینمش و هی فکر می‌کنم چرا این همه سال فکر می‌کردم سفید بود. 

یکی از قسمت‌های سریال (نبرد رستم و اسفندیار): www.aparat.com/v/1jpXV

* * *

دکتر شیوا: هفتۀ گذشته در بررسی رنگ‌واژه‌های گل‌ها و گیاهان ما چند گل و گیاه را بررسی کردیم. یعنی از ارغوانی آغاز کردیم، بیدمشکی، گل‌بهی، گلناری، نیلوفری و سرانجام به گل سوسن رسیدیم که الان هم در نمایشگر دیده می‌شود. هفتۀ گذشته یکی از همکاران شما به من یادآور شدند که در کنار بیت حافظ چرا از شعر سهراب یادی نکردید؟ اینجا هم باید به‌درستی یاد کرد از شعر بلند «صدای پای آب» سهراب سپهری، شاعر نوسرا و نقاش نامدار اهل کاشان که جایی در توصیف لطافت نگاه شاعرانه می‌گوید: «شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می‌گفت شما». به هر صورت رنگ‌واژۀ سوسنی برگرفته از گل سوسن است و همچنان که ملاحظه می‌کنید بنفش کم‌رنگ به‌شمار می‌آید.

مجری: برویم سراغ رنگ بعدی و گل بعدی.

دکتر شیوا: این گل، گل یاس است. یاس گلیست با گلبرگ‌های سرخ، سفید و بنفش که از این میان رنگ سفید برای مردم شناخته‌تر است. اما رنگ‌واژۀ یاسی در همان طیف بنفش قرار می‌گیرد؛ منتها بنفش بسیار روشن. یعنی روشن‌تر از بنفش سوسنی. یاسی روشن‌تر از سوسنی است. گل یاس درختچه‌ایست بسیار معطر و اینجا بایسته است یادی کنیم از شاعر معاصر، شاعر چیره‌دست کرمانشاهی، احمد عزیزی که در اسفندماه سال گذشته پس از دورۀ اغمای طولانی متأسفانه درگذشت. او در مثنوی‌ای در وصف یاس می‌گوید که:

یاس بوی مهربانی می‌دهد عطر دوران جوانی می‌دهد
یاس‌ها یادآور پروانه‌اند یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند
یاس را آیینه‌ها رو کرده‌اند یاس را پیغمبران بو کرده‌اند
یاس بوی حوض کوثر می‌دهد عطر اخلاق پیمبر می‌دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود دانه‌های اشکش از الماس بود

مجری: خیلی متشکرم از انتخاب به‌جا و درستتان و اینکه برویم سراغ رنگ بعدی‌مان اگر صحبتمان راجع به این رنگ تمام شده است. زعفرانی است؟

دکتر شیوا: بله؛ زعفران همچنان که می‌بینید گیاهی است که گل‌های سفید و اغلب بنفش‌رنگ دارد. از کلالۀ این گل، چنانکه در تصویر آشکار است، در بخش انتهایی گل ماده‌ای به‌دست می‌آید که طلای سرخ نامیده می‌شود و همان زعفران است. زعفران، بی‌گمان خاستگاه و منشأش ایران است؛ به‌ویژه خراسان رضوی و خراسان جنوبی. چه شهرهایی معروفند به زعفران؟

مجری: قائن؟ نیشابور؟ و بیرجند؟ درست است؟

دکتر شیوا: بله؛ نیشابور از خراسان رضوی و قائن و بیرجند از خراسان جنوبی. شهرهای خراسان رضوی مانند گناباد و تایباد و تربت حیدریه و تربت جام هم زعفران‌های مرغوبی دارند. اما نکتۀ جالب اینجاست که بنابه پژوهش‌ها نخستین خاستگاه زعفران به‌احتمال، رشته‌کوه‌های زاگرس و دامنه‌های کوه الوند بوده که زعفران به‌صورت خودرو در آنجا می‌روید و همین امروز هم در شهرهای همدان و تویسرکان زعفران به‌دست می‌آید.

مجری: چه جالب. تویسرکان را بیشتر به گردویش می‌شناختیم. حالا دیگر به زعفران هم باید بشناسیم. برویم سراغ رنگ بعدی.

دکتر شیوا: این مرتبط است با رنگ زعفرانی. زعفران همچنان که دیدید سرخ مایل به نارنجی بود. زعفرانی هم همین رنگ است. گاهی البته به زرد هم اطلاق شده است در ادب فارسی. اما تصویرهایی که بینندگان اینجا ملاحظه می‌کنند، تصویر اسب رستم دستان، رخش است؛ رخش رخشنده. و تصویر سمت راست، خردنگاره یا مینیاتوری از استاد محمود فرشچیان است. خان سوم که نبرد رخش و رستم با اژدهاست.

مجری: راجع به رخش اگر اجازه بدهید من نکته‌ای را عرض کنم؛ اگر اشتباه می‌کنم اصلاح کنید. در شاهنامۀ فردوسی و در داستان هفت‌خان رستم در خان اول رخش به‌تنهایی و بدون حضور رستم به جنگ با شیر می‌رود که پیروز هم از این نبرد بیرون می‌آید. درست است؟

دکتر شیوا: بله؛ فردوسی در وصف رخش بیتی دارد که برخی تصورها را دربارۀ رنگ رخش که گمان می‌کنند سفید است، کنار می‌زند. فردوسی می‌گوید «تنش پرنگار از کران تا کران، چو داغ گل سرخ بر زعفران». یعنی رخش سرخ‌رنگ بوده، زمینۀ رنگی بدن رخش نارنجی است، اما خال‌های سرخ‌رنگ روی آن قرار گرفته است. چنانچه در این تصویر کم‌وبیش پیداست. تصویر سمت چپ نگاره‌ای از یک نسخۀ خطی شاهنامه است که اتفاقاً همان خان اولی که به آن اشاره کردید را نشان می‌دهد. که البته شکم و پیشانی رخش در این تصویر، سفید نمایان شده است. بنابراین رنگ رخش زعفرانی بوده است. فردوسی در شاهنامه گاه رخش را گلرنگ، آتشی و بور هم نامیده است. البته بور به‌معنای طلایی امروز یا زرد نیست بلکه در ادب کهن فارسی بور مترادف با سرخ است.

مجری: پس خیلی خوب شد که شما اشاره کردید رخش سفیدرنگ نبوده و با توجه به استنادهایی که دکتر علی شیوا کردند و ارجاعی که ما را به شاهنامه دادند، رخش سرخ بوده است. سرخ مایل به نارنجی و یا زعفرانی. برویم سراغ رنگ بعدی. 

دکتر شیوا: رنگ‌واژۀ منسوب به گل سرخ و گلی است. به رنگ سرخ روشن. اما این تصویر برای این انتخاب شده است که ما رنگ دیگری منسوب به گل سرخ را بگوییم و آن پشت‌گلی است. پشت گلبرگ‌های گل سرخ رنگ سرخ مایل به صورتی است. پس منظور از رنگ‌واژۀ پشت‌گلی سرخ مایل به صورتی است. همین جا خاطر نشان کنیم که در ادب فارسی وقتی گل به تنهایی به‌کار می‌رود، غالباً منظور، گل سرخ است. چنانکه ما این واژه را در گلاب مشاهده می‌کنیم. و می‌دانیم که گلابِ کجا شهرۀ جهان است؟ 

مجری: گلاب قمصر کاشان. 

دکتر شیوا: و باز هم خوب است بدانیم که افزون بر کاشان در استان اصفهان، در استان فارس، شهر میمند یکی از مرغوب‌ترین گلاب‌های ایران استحصال می‌شود یا به‌دست می‌آید.

مجری: ولی این رنگ کم‌کاربرد است. یعنی خیلی در ادبیات عامیانه استفاده نمی‌شود. فلان رنگ پشت‌گلی است. درست می‌گویم؟

دکتر شیوا: درست است. ولی در گذشته خیلی کاربرد گسترده‌ای به‌خصوص میان عوام داشته است.

مجری: برویم سراغ رنگ بعدی.

دکتر شیوا: این یک گیاه علفی است که چندان شناخته نیست؛ روناس. روناس گیاهی است که ریشه‌های باریک و دراز و استوانه‌ای‌شکل و غدۀ سرخ تیره دارد. از ریشه و غدۀ گیاه روناس رنگ قرمزی به‌دست می‌آید که بسیار مرغوب است و از دیرباز در قالی ایرانی کاربرد داشته است. بنابراین روناسی منسوب به گیاه روناس و یکی از رنگ‌های پرکاربرد قالی ایرانی است. 

مجری: برویم سراغ رنگ بعدی.

دکتر شیوا: نوعی از طیف رنگ سبز، سبز سدری است. سدر در حقیقت یک درخت مدیترانه‌ایست از خانوادۀ کاج. برگش را می‌سایند، به این صورت درمی‌آید. آن را با آب که مخلوط می‌کنند کف می‌کند و برای شست‌وشو کاربرد داشته و همچنان دارد. البته یک درختی در ایران است که کُنار نامیده می‌شود و برگ کنار برگی است تقریباً قلبی‌شکل، و با سدر از یک خانواده نیست. اما به همان درخت و باز به برگ ساییده‌اش هم سدر گفته می‌شود. یعنی رنگ سبز سدری سبزی است که اندک مایۀ قهوه‌ای با آن آمیخته شده است. البته میزان این قهوه‌ای برای نمونه از رنگ زیتونی کمتر است.

مجری: یعنی زیتونی تیره‌تر است و بعد یشمی که خیلی تیره است. برویم سراغ رنگ بعدی.

دکتر شیوا: این دانه‌ها، دانه‌های خردل هستند. خردل گیاهی علفی است از خانوادۀ شب‌بو که دانه‌های آن را می‌سایند و به‌صورت گرد یا پودر درمی‌آوردند. و رنگ خردلی رنگ زردی است که مایل می‌شود به قهوه‌ای.

مجری: خردَل درست است یا خردِل؟

دکتر شیوا: هر دو درست است.

۹۷/۰۱/۲۴

نظرات  (۶)

دکتر می گه خردلی با فتحه. 
اعتراف می کنیم که ما نیز رنگ رخش را سفید می‌پنداشتیم.
البته اون سریال صرفا تاریخی نبود و به خاطر آمیخته شدن با سیاست اون جاذبه ای را که اوایل داشت در ادامه از دست داد.
رنگ روناسی به خاطر اینکه تو فرش ها و قالی های ایرانی استفاده می شده را دوست دارم.
:)
پاسخ:
اساسا بحثِ خردِل نبود و نمی‌دونم مجری چرا یهو همچین سوالی کرد.
من فقط بخش‌های شاهنامه‌ی این سریالو می‌دیدم و حتی یادم نیست که بقیه قسمتاش راجع به چی بود.
روناس و نیل برای رنگ کردن پارچه و نخ. این جمله رو از دوران ابتدائی یادمه. نمی‌دونم تو کتاب جغرافیامون بود یا علوم یا چی. ولی هر موقع اسم روناس یا نیل رو می‌شنوم سریع جملهٔ روناس و نیل برای رنگ کردن پارچه و نخ میاد به ذهنم
بسم الله
سلام
یک نفس ۵قسمت باقیمانده واژه‌شناسی را خواندم، این چند روز آنقدر کار داشتم که نمی‌توانستم با تمرکز بخوانم. کلا سرعت پیاده‌کردنتون، خیلی بالاست... چون کار سختی است. خدا قوت،
برایم کبوتر از همه جالب‌تر بودو حالا دارم فکر می‌کنم احتمالا پس کبوتر سفید، یک پارادوکس/جمع نقیضین است.🤣 (معادل فارسی برای این کلمه داریم؟)
داد وستد بین زبان فارسی و عربی، خیلی جالب بود که ما کلمات با ریشه عربی بکار می‌بریم و ان‌ها، معادل فارسی همان کلمه را استفاده می‌کنند. برق و کهربا/ رباعی و الدوبیت... البته الان در ادبیات فارسی، بین رباعی و دوبیتی، تفاوت قائل می‌شوند و هر دو را به کار می‌برند.
کاش دکتر به یک واژه دیگر در زبان فارسی هم اشاره می‌کرد: شیمی.
ریشه این واژه، کیمیا است که کلمه‌ای فارسی است، در دوران جنگ‌های صلیبی، به فرنگ راه پیدا کرد و شد کیمیستری، بعد ما کلمه کیمیستری را کردیم شیمی! مسخره نیست؟
می‌گذارم واژه‌گزینی را سر وقت بخوانم.

بازهم ممنون... ولی کمی سریع مطلب می‌گذارید.
موفق باشی نسرین جان
پاسخ:
سلام :)
من همۀ قسمتا رو یه نفس تایپ کردم طی چند هفته البته. 53 تا بودن کلاً. و حس کسی رو داشتم که داره ده‌ها و صدها نون خامه‌ای رو یه جا می‌خوره و سیر نمیشه :))
جانورشناسی‌م خوب نیست زیاد. ولی احتمالاً کبوتر سفید یه اسم دیگه‌ای داره. مثلاً یاکریم
برای اصطلاحات منطق و فلسفه (مثل همین جمع نقیضین) و اصطلاحات علم ریاضی و حساب و علومی از این قبیل معادل فارسی درست نمی‌کنن. چون دیگه اون معادل کاملاً جا افتاده.

آره؛ فکر کن دو تا مهندس بیان بگن رشته‌ی ما مهندسی کهربا و کیمیاست :))

مطالب زیاده و اگه هر روز یکی نذارم عقب می‌مونیم آخه :)

ممنونم. شما هم موفق باشی
یا کریم، این کبوتر کوچیکا هستن که خاکی رنگ‌اند... که بهشون 《موسی کوتقی》 هم می‌گن...
پاسخ:
بعید نیست کبوترای قدیمی کبود بوده باشن و به مرور سفید شده باشن. از این جهشای ژنتیکی. یا شایدم این لفظ کبوتر گسترش معنایی پیدا کرده.
دیروز یه سخنرانی از تد می‌دیدم راجع به استخوان شتری که از قطب پیدا کردن. چند هزار سال پیش اونجا زندگی می‌کردن و بعدها اومدن سمت صحرا
ینی می‌خوام بگم حیوانات از این تغییرات هم می‌کنن طی تاریخ

چند روز پیش در جواب یکی از کامنت‌ها جریان الکتریسیته رو برای یکی توضیح می‌دادم، الان اینجا دارم جانورشناسی می‌کنم. قشنگ معلومه از اونایی‌ام که به هر علمی یه ناخنکی می‌زنم :))
کبوترها واقعا کبودن...
مثل کبوتر چاهی
بعضی از کبوترها هم مثل کفتر چاهی می‌مونن.
احتمالا به علت شباهت، گسترش معنایی پیدا کرده.
همه علوم، همینن...
همه به هم مرتبط‌اند.
مثلا رشته خودم، حقوق
درباره همه چیز حرف می‌زنیم، از حقوق دولت، ملت، بشر‌، خانواده، نفت، محیط زیست و دریا و...
پاسخ:
آره. کفتر هم هست. متخصصین این حوزه بهتر می‌دونن فرقشونو :)
چقدر هم رشته‌تون سخته کلماتش. من وقتی یه وکیل و قاضی صحبت می‌کنن پیشم، یه جمله در میون نمی‌فهمم چی میگن.


البته هر رشته تخصصی اصطلاحات خاص خودش رو داره. مثلا من از اصطلاحات پزشکی و مهندسی، هیچی نمی‌فهمم.
به نظرتون سخت اومده، واقعا اینقدر پیچیده نیست، کمی عربی بدونید، می‌بینید که ۹۰% اصطلاحات عربی و قابل فهم است.
مثلا مجنی‌علیه
از ریشه جنایت است.
علیه هم که یعنی بر او
معنا: کسی که جنایت روی اون انجام شده.
 شما اگه دیپلم یا مدرک کارشناسی‌تون، انسانی بود و با عربی بیشتر سرِکار داشتید، اینقدر به نظرتون ادبیاتِ رشته حقوق، سخت نمی‌اومد.😊
من خودم خیلی سعی می‌کنم در صحبت با یک جمعی، اصطلاحات رو توضیح بدم.
پاسخ:
راست میگین. متاسفانه نه دیپلمم انسانی بود نه لیسانسم. ولی عربیای راهنمایی و دبیرستان و ارشدمو با بیست پاس کردم :) خیلی هم دوست دارم عربی رو
پس اصطلاحات هر حوزه‌ای برای متخصصش انقدر پیچیده نیست. به این قضیه دقت نکرده بودم اصلا.

این مجنی رو اگه توضیح نمی‌دادین نمی‌فهمیدم معنی‌شو‌. ولی بعد توضیح، کاملا متوجه شدم. ولی خب چه کاریه آخه همون اول بگین کسی که روش جنایت انجام شده :))) مجنی‌علیه خیلی ترسناکه
اخه مجنی‌علیه اسم است و در جمله بکار می‌ره، نمیشه جای یک کلمه، یک جمله بکار برد، مثلا در خلاصه پرونده اومده:
مجنی‌علیه در دفاع از خودش گفت:...
حالا میشه جاش، جمله پیشنهادی شما رو گذاشت ایا؟
نصف بیشتر اصطلاحات، همینه... احتمالا برای شما، پیچیدگی‌اش، همین کلماتی است که با له و علیه بکار می‌ره: مثل محکوم‌له و محکوم‌علیه
کسی که حکم به نفعش صادر شده، شخصی که حکم به ضررش صادرشده.
خواهان و خوانده هم که کلمات فارسی است: به ترتیب کسی که ادعا رو مطرح می کنه، و کسی که به دعوا، خوانده می‌شود.
یه کمی دقت کنید، معنی اینا رو هم می‌فهمید، بعد می‌بینید خیلی هم پیچیده نبود.😊
موفق باشید
پاسخ:
خیلی ممنون از توضیحات و تشکر بابت به اشتراک گذاشتن اطلاعاتتون :)
خیلی هم پیچیده نیست انگار. ولی در نگاه اول ترسناکه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">